آسیب شناسی نرخ تورم در اقتصاد ایران

آخرین بررسی های بانک مرکزی نشان می دهد شاخص کل قیمتها امسال از عدد 230 عبور کرده است که این رقم نسبت به سال قبل 20پله افزایش داشته است.
کد خبر: ۴۸۴۴۲
در همین حال سایر شاخص قیمتها نظیر مواد خوراکی ، امسال از رقم 270که دومین رتبه جدول کل قیمتها در حالت استاندارد است ، عبور کرده و چیزی نمانده تا سر این شاخص به بالای جدول اصابت کند!
از سوی دیگر دولت در تامین بودجه یارانه کالاهای اساسی ناتوان مانده است و با این که حدود 22هزار میلیارد ریال از بودجه امسال کل کشور به این مهم اختصاص یافته است ، باز هم براساس لایحه ای که مهرماه در مجلس بررسی خواهد شد، 13هزار میلیارد ریال دیگر بودجه درخواست شده است و محل تامین این بودجه نیز حساب ذخیره ارزی یعنی پس انداز روز مبادای دولت و کشور تعیین شده است.
براستی علت اصلی مهار نشدن بیماری تورم در اقتصاد ایران چیست؛ و چگونه و با استفاده از چه ابزارهایی می توان این بیماری مزمن را از بدن نحیف اقتصاد ایران خارج کرد؛
شاخص تورم در علم اقتصاد تابع مستقیمی از تولید ناخالص داخلی است. یعنی همه قدرتی که یک کشور صرف تولید کالا و خدمات ارزشمند و قابل خرید می کند. هر قدر تولید ناخالص داخلی یک کشور بالا باشد و حاصل آن بیشتر از سوی مردم و مشتریان داخلی و خارجی خریداری شود، نرخ تورم اقتصادی آن کشور پایین تر خواهد بود.
شاخص سطح عمومی قیمتها نیز همین گونه است. هر قدر تولید ناخالص داخلی بیشتر باشد، سطح عمومی قیمتها به خاطر تنوع و میزان عرضه کالا پایین تر می آید و مجموعه این شاخصها به رفاه اجتماعی منتهی می شود.
رشد تولید ناخالص داخلی همچنین به رونق و پویایی اقتصاد منجر می شود و این رونق سطح درآمد و قدرت خرید مشتریان را بالا می برد.
از سوی دیگر سرمایه و پول موجود در سطح اقتصاد به سوی کار و تولید مولد هدایت شده و نرخ بیکاری کاهش می یابد. بنابراین کاملا روشن است که در علم چند جانبه نگر اقتصاد که هر پدیده از زنجیری از پدیده های جانبی و مانند حلقه های یک زنجیر حادث می شود، رشد تولید ناخالص داخلی را می توان علت العلل اقتصاد کشور نامید.
بیشترین ضربه ای که امروز اقتصاد ایران از بالا بودن نرخ تورم می خورد، معلول پایین بودن و متزلزل بودن رشد تولید ناخالص داخلی است. این موضوع ریشه ای تاریخی دارد که به فقدان توجه و برنامه ریزی حکومتها به ایجاد زیرساخت های قوی و مطمئن برای تولید کالا و خدمات بر می گردد.
از سوی دیگر ایران کشوری ذاتا بازرگانی است و با وجود امکانات پایه ای تولید مانند مواد اولیه و ویژگی های جغرافیایی ، اقتصاد ایران به سوی تولید سوق نیافته است و همین غفلت تاریخی ، ریشه های نامناسبی از تورم را در تار و پود اقتصاد کشور ایجاد کرده است که امروز درخت این ریشه ها را با صدها تبر نمی توان از پای درآورد.


در جستجوی طرحی مناسب
با در نظر گرفتن ریشه های تاریخی ایجاد نرخ تورم در ایران باید گفت اقتصاد کشور هم اکنون نیز فاقد زیر ساخت های واقعی برای رشد تولید ناخالص داخلی است.
عواملی از قبیل سرمایه ، پول ، مواد اولیه ، بازار فروش صادرات و... اگر بخواهیم نظری کلی به وضعیت هر یک از عوامل تولید بیندازیم ، وضعیت بسیار تاسف انگیز خواهد بود. بازار پول و سرمایه کشور برای تولید بسیار متزلزل است.
به خاطر بالا بودن نرخ بهره بانکی که از سوی بانکهای دولتی به سرمایه های کوچک مردم پرداخت می شود، حرکت سرمایه به سوی نظام بانکی است تا بخش تولید. به زبان دیگر سود دریافتی از تولید بسیار کمتر از سپرده گذاری بانکی است. حال آن که در مدل اقتصاد پیشرفته باید به عکس این معادله شکل بگیرد. یعنی سرمایه از بانک به سوی تولید حرکت کند.
از سوی دیگر بخش زیادی از سرمایه صرف مشاغل کاذب و زیرزمینی می شود. چرا که سود حاصل از آن صدها برابر سرمایه گذاری بانکی است. به معایب بازار پول و سرمایه کشور، باید انحصاری بودن آن را نیز افزود. چرا که پرداخت اعتبارات و نقدینگی لازم برای تولید در انحصار بانکهای دولتی است که آنها هم درگیر بروکراسی و بدبینی شدید اداری هستند که گاه همین چرخه تولیدکننده را از ارائه کار منصرف می کند. بازار فروش و صادرات کالا یا خدمت حاصل تولید نیز بسیار نامناسب است.
بازار داخلی به علت پایین بودن سطح درآمد عمومی ، کشش خرید ندارد و بازار صادرات نیز به علت سیاستگذاری نامناسب دولت و کاهش اعتبار تولیدات وطنی در بازارهای هدف ، راکد و بی مشتری مانده است.
به موانع تولید در ایران باید اقتصاد انحصاری و دولتی را نیز افزود: آنجا که تفکر حاکم ، مالکیت همه چیز و تصمیم گیری و عمل توام توسط دولت است. روشن است که دولت وقتی نقش ناظر قانونی ، تولیدکننده ، فروشنده ، خریدار و صادرکننده را همزمان به عهده بگیرد و حضور دیگران را در این چرخه منع کند، هم سوئمدیریت و برنامه ریزی ناشی از گستردگی و پیچیدگی بروز می کند و هم امکان سوءاستفاده و رانت زایی پدید می آید که حاصل آن را در اقتصاد ملی شاهد هستیم.
لذا وضعیت کلی اقتصاد ایران بشدت ضدتولید است و زیرساخت ها، حمایت ها و بسترسازی های مناسب برای رونق تولید ایجاد نشده است و دولت به عنوان پدرخوانده مردم ، منابع حیاتی کشور را فروخته و صرف واردات کالا و خدمات و پرداخت پول مصرفی به مردم می کند و در واقع به منبع تولید تورم تبدیل شده است.
روشن است که دولت تا همیشه نمی تواند از طریق فروش نفت و واردات کالا و خدمات نیازهای مردم را پاسخ گوید، در این حالت نقدینگی سرگردان که حاصل از رانت زایی نظام اقتصادی انحصاری است ، مانند طوفان ایوان در بستر اقتصاد ملی سرگردان است و بر نرخ تورم می افزاید، قیمت کالا و خدمات مصرفی در دنیا افزایش می یابد، رشد فزاینده جمعیت ، دولت را از پول رسانی کافی به تمام مردم باز می دارد و کسری منابع نارضایتی عمدی و کاهش قدرت خرید را در پی دارد و این مساله سقف یارانه های دولت را افزایش می دهد.
دولت همچنین با افزایش شدید بودجه جاری مواجه می شود؛ یعنی مخارج مصرفی روزمره مردم ، پرداخت حقوق کارمندان نظام دولتی ، پرداخت مابه التفاوت قیمت واقعی تولید کالا با قیمت مصنوعی عرضه آن ، واردات کالای ارزان قیمت و...
خوش بینانه ترین نتیجه این فرآیند تبدیل دولت به یک مصرف کننده و خرج کننده بزرگ است ، بی هیچ درآمدی. چراکه تولید ضامن تولید درآمد یک کشور است.


در جستجوی طرحی مناسب
در 23سال گذشته طرحهای بسیاری برای کنترل تورم پیشنهاد و اجرا شده است. امام هیچکدام از این طرحها با موفقیت همراه نبوده و گواه این ادعا وضعیت کنونی نرخ تورم در ایران است.
نرخ تورم در کشور به مرز 15درصد رسیده و متوسط 20سال گذشته آن به 18درصد می رسد. رشد سطح عمومی قیمتها نیز در یکی از آخرین نمودارهای بانک مرکزی که درج شده ، قابل مشاهده است. براستی علت چیست؛
علت این است که راه حل های در نظر گرفته شده ، بدون توجه به ریشه های تولید تورم بوده است. این راه حل ها در پرداخت پول برای افزایش قدرت خرید مصنوعی مردم یا واردات کالای اضافی خلاصه شده است و هیچکدام از آنها به تقویت تولید و رشد تولید ناخالص داخلی با هدف رونق و درآمدزایی توجه نکرده است.
در واقع دولتمردان در این مدت به پاک کردن صورت مساله مشغول بوده اند، بی آن که به خود زحمت مطالعه و حل آن را بدهند. چشم پوشی از ریشه های تاریخی نرخ تورم و تلاش برای جبران غفلتهای بلندمدت رمز عدم موفقیت طرحهای پیشنهادی دولت برای کنترل تورم بوده است.
به عقیده اکثریت قاطع کارشناسان اقتصادی ، مقابله با نرخ تورم در ایران باید به دو بخش کوتاه مدت و بلندمدت تقسیم شود. به علت وخامت اوضاع اقتصادی کشور باید فکری کرد تا در کوتاه مدت زخم تورم مرهمی یابد تا از درد آن کاسته شود.
مدلی که برای نیل به این هدف پیشنهاد می شود، توجه به ایجاد مشاغل کوچک اما انبوه به منظور راه اندازی اولیه چرخ تولید است. از سوی دیگر با تزریق قدرت خرید مصنوعی اما محدود، به مردم امکان خرید کالاهای تولید شده از این محل داده شده و دولت با تغییر مسیر پرداخت یارانه بر تولید به جای یارانه بر مصرف و یارانه صادراتی ، امکان فروش بیشتر برای بخش تولید را فراهم کند. به طور طبیعی افزایش فروش ، افزایش تولید را در پی خواهد داشت و ظرف مدتی حداکثر شش ماهه بخشهای محدودی از تولید، فعالیت خود را آغاز می کنند.
در بخش برنامه های بلندمدت نیز اصلاح یا ایجاد ساختارهای پایدار برای رشد مطمئن تولید ناخالص داخلی مد نظر قرار می گیرد. اصلاح نظام پولی بانکی ، خروج دولت از اقتصاد، رقابت زایی برای فروش بیشتر، اصلاح نظام صادرات ، بسترسازی و تشویق های مالی و غیرمالی تولیدکنندگان و بسیاری ابزارهای دیگر با توجه به ریشه های تاریخی آن ، در دستور کار قرار می گیرد.
متاسفانه یک چنین طرحی که حاوی محاسبه تمام جوانب دخیل در ایجاد نرخ تورم باشد در اقتصاد ایران پیشنهاد نشده یا حداقل مورد عمل قرار نگرفته است.
امید است مدیران اقتصاد کشور در تدارک تدوین چنین طرح ملی با برانگیختن عزم ملی باشند.


منبع: اداره آمار اقتصادی بانک مرکزی
علی موسوی دوستی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها