در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در طول سالهایی که نماینده دادستان تهران بودم، به عنوان نماینده دادستان تهران، پروندهای را بررسی کردم که تنها ساعاتی بعد از اینکه مرد جوان به قتل رسیده بود، مادرش اعلام رضایت کرده بود. حتی فرزندان مقتول هم رضایت داده و اعلام کردند هیچ شکایتی ندارند. البته قاتل، برادر مقتول بود اما اینکه همه اولیایدم چنین واکنشی نشان داده بودند خیلی عجیب بود. با توجه به اینکه اولیایدم از حق قانونی خود گذشته بودند، من به عنوان نماینده دادستان تهران تصمیم گرفتم طبق قانون برای او درخواست مجازات به لحاظ جنبه عمومی جرم کنم. وقتی جلسه دادگاه تشکیل شد، بهعنوان نماینده دادستان تهران حاضر شدم و درخواست خودم را تقدیم دادگاه کردم.البته برای قضات هم جای سوال بود که چرا اولیایدم به این راحتی گذشت کردند. جالب اینجاست وقتی من درخواست مجازات برای متهم را کردم، همسر مقتول بلند شد و از دادگاه خواست که مجازاتی برای متهم در نظر نگیرد. وقتی قضات، این درخواست همسر مقتول را شنیدند، به او گفتند برای روشن شدن ماجرا باید توضیح دهی چرا نمیخواهی برادر شوهرت مجازات شود. این زن گفت فقط درصورتی حاضر است صحبت کند که جلسه غیرعلنی شود. قضات هم برای اینکه بتوانند قضاوت درستی داشته باشند، قبول کردند.
این زن گفت: سالهاست که شوهرم معتاد بود و ما را اذیت میکرد. من از او سه دختر داشتم و نمیخواستم جدا شوم، چراکه جدایی ما دخترانم را خیلی اذیت میکرد. شوهرم هرچه پول داشت خرج مواد کرد، زمانی خیلی پولدار بودیم اما خیلی فقیر شده بودیم و برادرشوهرم بود که زندگی ما را تامین میکرد. کار به جایی رسیده بود که من دیگر نمیتوانستم حتی برای بچهها غذا بپزم و پولی نداشتم مواد غذایی بخرم و اگر برادر شوهرم نبود، قطعا ما از گرسنگی میمردیم. اعتیاد شوهرم آنقدر زیاد شده بود که چندبار از من خواست برای تامین مواد مخدر او، تنفروشی کنم. من زن مذهبی هستم و شنیدن این حرفها خیلی آزارم میداد. به برادرشوهرم گفتم، او گفت تو هیچوقت اینکار را نکن اگر لازم باشد من خودم پول مواد او را هم میدهم. برادرشوهرم که میدید شرایط شوهرم روز به روز بدتر میشود، او را به مرکز ترک اعتیاد برد. شوهرم حاضر به ترک نبود و از کمپ فرار میکرد. اگر هم ترک میکرد، بیرون که میآمد، مواد میکشید.
روز حادثه برادر و مادرشوهرم به خانه ما آمدند. برادرشوهرم به من گفت بیا برویم هرچه خرید داری انجام بدهیم و بیاییم. قبل از اینکه برویم، شوهرم دعوا راه انداخت. او شیشه کشیده بود و در حالت عادی نبود. دوباره حرفهای نامربوطش را به من شروع کرد.بعد که دید من مقاومت میکنم، دست دختر 13 سالهام را گرفت و گفت که میخواهد او را به یکی از دوستانش که مواد فروش است، بدهد تا مواد بگیرد. برادرشوهرم که از شنیدن این حرفها ناراحت شده بود، او را به گوشهای پرت کرد، شوهرم چاقو برداشت و به برادرش حمله کرد و برادرشوهرم هم چاقو را گرفت و به او حمله کرد و یک ضربه زد که باعث مرگ شوهرم شد. متهم در دادگاه خیلی گریه میکرد و از آنچه اتفاق افتاده بود خیلی ناراحت بود اما دیگر این پشیمانی فایدهای نداشت. او میگفت عذاب وجدان شدیدی دارد و نمیخواسته برادرش را بکشد اما وقتی رفتار برادرش را با دختران نوجوانش دید، عصبی شد. این مرد میگفت دوست ندارد آنها بدبخت بشوند و اگر لازم باشد همه عمرش را میگذارد تا برادرزادههایش را خوشبخت کند. این مرد یک سال در حبس بود. با توجه به شرایطی که او و اولیایدم داشتند، دادگاه به این مرد حبس تعلیقی داد تا بتواند دوباره به جامعه برگردد. ضمن اینکه حبس تعلیقی باعث میشد تا او دوباره دست به خطا نزند و زندگی برادرزادههایش را تامین کند.
محمدرضا حیدری ـ بازپرس
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: