در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
جورابهای پشمی را هم میگذاریم روی داشبورد که وقتی رسیدیم خانه، بگذاریمشان توی صندوقچه لباسهای زمستانی. بعد وقتی هوا سرد شد، دیگر نگران نیستیم پاهایمان یخ کند، جورابها را میپوشیم و هرکس گفت «جورابهای به این قشنگی را از کجا خریدهاید؟» میگوییم «سوغات روستای آق اولر است.»
گلیم را هم میاندازیم توی سرسرای خانهمان و هرکس پرسید «گلیم به این زیبایی را از کجا آوردهاید؟» میگوییم «سوغات روستای آق اولر است.»عسل و ماست را هم میریزیم توی ظرفهای چینی گل سرخی برای صبحانه و ناهار و هرکس پرسید «عسل و ماست به این خوشمزگی را از کدام مغازه گرفتهاید؟» میگوییم «سوغات روستای آق اولر است.»
عکسهایمان را در مراتع سبز کنار خانههای سفید محلی و کاخهای ییلاقی امجد و مسجد تاریخی روستا هم به دیوارهای خانه میآویزیم و هرکس گفت «این عکسها را در کدام کشور گرفتهاید؟!» ما میگوییم «روستای آق اولر!» و خلاصه این که هرکس هر چه پرسید میگوییم «آق اولر» و آنقدر این نام را تکرار میکنیم که بالاخره همه بگویند «کجاست این روستای آق اولر که این همه تعریفش میکنید؟!»آنوقت ما میگوییم «مگر پیشنهادهای آخر هفته چاردیواری را نمیخوانید؟! روستای آق اولر، روستایی کوهپایهای از توابع شهرستان تالش در استان گیلان است که برای سفر به آن اول باید به هشتپر بروید و بعد جادهای آسفالته یکراست میرساندتان به روستا. مطمئن باشید ضرر نمیکنید!»
علی یوشیزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: