یا شبنم سپیدهدمان آفتاب را
بیتابم آنچنان که درختان برای باد
یا کودکان خفته به گهواره، تاب را
بایستهای، چنانکه تپیدن برای دل
یا آنچنانکه بال ِ پریدن عقاب را
حتی اگر نباشی، میآفرینمت
چونان که التهاب بیابان سراب را
ای خواهشی که خواستنیتر ز پاسخی
با چون تو پرسشی چه نیازی جواب را
چشمهای من
تا ابد میان ما برقرار باد
چشمهای من به جای دستهای تو
من به دست تو آب میدهم
تو به چشم من آبرو بده
من به چشمهای بیقرار تو
قول میدهم ریشههای ما به آب
شاخههای ما به آفتاب میرسد
ما دوباره سبز میشویم
****
دوست دارم
به اندازه غم تو را دوست دارم
من از عهد آدم تو را دوست دارم
از آغاز عالم تو را دوست دارم
چه شبها من و آسمان تا دم صبح
سرودیم نمنم، تو را دوست دارم
نه خطی، نه خالی، نه خواب و خیالی
من ای حس مبهم، تو را دوست دارم
سلامی صمیمیتر از غم ندیدم
به اندازه غم تو را دوست دارم
بیا تا صدا از دل سنگ خیزد
بگوییم با هم، تو را دوست دارم
جهان یک دهان شد هم آواز با ما
تو را دوست دارم، تو را دوست دارم
قیصر امینپور
معاون شهربانی که جانب مردم را گرفت
مهدی پاشازاده در گفتوگو با «جامجم»:
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد
رئیس سازمان حفاظت محیطزیست در گفتوگوی تفصیلی با جامجم آنلاین: