در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فکر میکنم با من هم عقیده باشید که جنگهای مدرن خیلی هیجانانگیزتر و مرگبارتر از جنگجهانی است و گزینهای ایدهآل برای ساخت بازیهای تیراندازی اول و سوم شخص محسوب میشود. نسخه قبلی بازی یعنی «جنگجوی پیشرفته 2» اوایل نسل هفتم عرضه شد و به موفقیتی استثنایی دست یافت. زاویه دوربین این مجموعه از آن نسخه به بعد به سوم شخص تغییر کرد و گرافیک و گیمپلی آن در زمان خودش خارقالعاده بود. تریلرهای بسیار خوب و به نمایش گذاشتن نمونههای اولیه تجهیزات نظامی واقعی ارتش در این بازی نیز نمک روی زخم پاشیدن بود و عطش ما را زیاد کرد. حالا بعد از تجربه «سرباز آینده» به نظر میآید که بازی خوبی باشد ؛ هر چند نسبت به نسخه قبلی خودش پسرفت داشته است! دستوردادنها گرچه سخت بود اما جذابیت بازی به شمار میرفت. به پهلو چرخیدن هنگام سینهخیز بودن چه موقعیتهای استراتژیک فراوانی ایجاد میکرد و همه چیز در آن اول نسلی چقدر خوب بود؛ اما اکنون نه خبری از دستور دادن است و نه مکانیکهای سنگرگیری محشر. همچنین با توجه به فاصلهای که بین دو نسخه وجود داشته، انتظار از سرباز آینده چه از منظر گرافیک و چه گیمپلی خیلی بالا بود که متاسفانه آنطور که باید ما را راضی نمیکند. هرچند نبردهای خیابانی خارق العاده است و پیشروی سنگر به سنگر خیلی زیبا به نظر میرسد و از همه مهمتر بازی تاکید ویژهای روی مخفی کاری دارد؛ اما همیشه احساس میشود اینجا یک چیزی کم است. شاید خلاقیت یا شاید مثل مکس پین 3 افراط در یک توانایی از جذابیت آن کاسته است. به هرحال اتفاقات گیمپلی بعد از سه یا چهار مرحله برای شما قابل پیش بینی خواهد شد. این که ابتدا بدون سر و صدا به جایی نفوذ کنید و سپس با یک ویرانگری از مهلکه بگریزید، قانون اساسی بازی است. دستور دادن وجود دارد، ولی نه به آن شکلی که بتوان اسم آن را دستور نامید. شما فقط میتوانید دشمنان را برای همگروهیها علامت بزنید تا همگی در یک لحظه شلیک کنند و دشمنان را بکشند. اگر چهار دشمن را علامتگذاری کنید زحمت نفر چهارم بر گردن شماست! یا حتی میشود گفت اگر خودتان روی دشمن علامتگذاری شده نشانه بگیرید، باز هم میتوان آن همکاری را انجام داد. علامتگذاری دشمنها با اعداد یک تا چهار صورت میگیرد ولی متاسفانه یک همیشه مربوط به سرپرست تیم است و خلاصه هر نفر شماره اختصاصی خود را دارد. یعنی اگر فاصله نفر دوم تا دشمن 2 متر باشد و شما آن دشمن را علامت بگذارید، چون عدد یک مربوط به فرمانده تیم است باید صبر کنید تا او خود را در محدوده تیراندازی قرار دهد. سکانسهای سینمایی نیز گرچه زیبا و جذاب است، اما از لحاظ ساختاری شبیه یکدیگر کار شده است و همواره این شما خواهید بود که گروگان نجات یافته را دنبال خود بکشید و از او در مقابل سیل دشمنان مواظبت کنید. با این که هوش مصنوعی همتیمیها و دشمنان هر دو خیلی خوب است و بموقع شما را درمان میکند یا کمکتان دشمنها را از پا درمیآورد، ولی گاهی معایبی نیز در آن دیده میشود. از جمله این که در همین سکانسهای سینمایی بار اصلی کشتن دشمنان بر دوش شما قرار میگیرد و این کار را باید حتما با کلت صداخفهکن انجام دهید! البته بعضا هوش مصنوعی افراد در مسیریابی دچار نقص میشود و در بدترین حالت مجبور به تکرار بازی از آخرین محل ذخیره خواهید شد؛ چون که یار شما جایی گیر کرده و هیچگاه نمیتواند خود را به محلی برساند که فقط با وجود همه اعضای تیم اجازه دسترسی به بقیه مرحله را میدهد. ابتدای هر ماموریت تجهیزات و سلاحهایی در اختیار شما قرار میگیرد که بعضی از آنها مثل یونیفورم نامرئی دائمی است و بعضی دیگر را باید خود انتخاب کنید. کاراکتر برای حمل سلاح با محدودیت همراه است و فقط میتواند دو سلاح و دو تجهیزات کمکی مثل نارنجک، فلش یا دودزا بردارد که اتفاقا به نظرپسندیده نیز هست ؛ زیرا به طبیعیتر شدن بازی کمک میکند. اجازه دهید به شما یک هشدار جدی بدهیم. مواظب سیستم شخصیسازی اسلحه باشید! این سیستم بسیار عالی است و به قدری گسترده کار شده و آزادی عمل به شما میدهد که اگر بخواهید پای آن وقت بگذارید، کاملا در دریایی از اطلاعات غوطهور خواهید شد. چند نوع سلاح در بازی وجود دارد. هرکدام شامل شش تا هفت مدل میشود و همه اینها را میتوان از فنر و ماشه گرفته تا خشاب و لوله و دوربین شخصیسازی کرد. تازه این همه ماجرا نیست، زیرا میتوانید نسبت به نوع ماموریت که فرمانده کل ابتدا توضیحاتش را به شما میدهد، سلاح خود را بر اساس چهار ویژگی کنترل، قدرت، مانور و برد شخصیسازی کنید. البته ایراد عمدهای که این سیستم دارد آن است که گیمپلی را از ریتم میاندازد و برای خودش یک نوع بازی محسوب میشود. اگر بخواهید حوصله کنید حدود 10 دقیقه قبل از هر ماموریت را به سر و کله زدن با سلاح تان خواهید گذراند. بجز اسلحه و تجهیزات جانبی، اعضای گروه «روح» از امکانات پیشرفتهای مثل نامرئی شدن یا دوربینهای جاسوسی پیشرفته که هم پرواز میکنند و هم ماشین کنترلی میشوند و در عین حال در جیب نیز جا میگیرند، بهره میبرند. هرچه تحرک کاراکتر به هر شکلی کمتر باشد، لباس وی را نامرئیتر میسازد اما از آنجا که این توانایی محدودیتهایی مثل باتری، شارژ یا حتی دفعات استفاده ندارد، بعد از گذر نیمی از گیمپلی خیلی برای ما عادی میشود. اگر میخواهید از این بازی لذت ببرید و آن را فوقالعاده خطاب کنید، پیشنهاد ما به شما تجربه بخش داستانی به صورت همکاری آنلاین است که الحق و الانصاف حرف ندارد. منتها حواستان باشد که برای دسترسی به محتوای آنلاین بازی باید کد داشته باشید. بخش آنلاین جایی است که میتوان ضعفهای قسمت تک نفره و باگهای گاه و بیگاه آن را فراموش کرد. سرباز آینده نیز یکی دیگر از آن بازیهایی است که برای دست یافتن به مخاطب بیشتر، طرفداران قدیمی را تاحدودی فراموش کرده است، اما آنقدر ارزش دارد که بخواهیم آن را بازی خوبی بنامیم.
مجید رحمانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: