اصول مدیریت زمان ساده ولی کارآمدند:
1- تعیین اهداف بلندمدت ، حداقل روزی یکبار از خود بپرسید در سالهای آینده قرار است چگونه باشید؛.
2- تعیین اهداف روزانه کوتاه مدت. رسیدن به قله با قدمهای کوچک ممکن است. تا به حال کسی نتوانسته با یک قدم بزرگ و ناگهانی به قله برسد.
3- در شروع هر کار نتیجه نهایی را از خود بپرسید.
4- یک برنامه روزانه تهیه کنید. به خاطر داشته باشید برنامه های خوب انعطاف پذیر و قابل تغییرند. آنها منطبق با توانمندی های فرد تنظیم می شوند و همیشه 5درصد از زمان را به اتفاقات حدس زده نشده اختصاص می دهند.
|
بانک زمان
خیال کن در آسمان ها جایی بانکی هست که هر صبح اعتباری برابر 86400 ثانیه را به قیمت روزی از زندگی در حسابت ذخیره می کند. غروبگاه همه آنچه را که مانده و استفاده نشده دور می ریزد و سپیده دم باز یک روز دیگر را بی رضایت تو به قیمت 86400 ثانیه می خرد. از این داد و ستد نابرابر گریزی نیست جز آن که هر ثانیه را به بهترین شکل خرج کنی و ارزش واقعی زمان را بدانی : ارزش یک سال را از دانش آموزی بپرس که در امتحانات پایان سال رد شده و قرار است یک سال دیگر کتابهای تکراری را ورق بزند. ارزش یک ماه را ازمادری بپرس که طفل نارسش فقط یک ماه زودتر به دنیا آمده و حالا چکیده 8ماه آرزوهای طلایی اش زیر چادر اکسیژن تلف شده است. ارزش یک هفته را از نویسنده هفته نامه ای بپرس که همه هفته گذشته سرش شلوغ بوده و در آغاز هفته جدید باید گزارشش روی میز سردبیر باشد. ارزش یک ساعت را از دو چشم انتظار بپرس که برای دیدن هم سر قرار لحظه شماری می کنند. ارزش یک دقیقه را از مسافر جامانده ای بپرس که یک دقیقه پیش قطارش بدون او راه افتاد. ارزش یک ثانیه را از کسی بپرس که فقط یک ثانیه ترمزش دیر گرفت و حالا به جسدی کف خیابان خیره شده است. ارزش یک صدم ثانیه را از دونده ای بپرس که در المپیک نقره گرفت. هر دقیقه را مثل گنج ذخیره کن. زمان برای کسی صبر نمی کند.
|
بسیاری از مردم می گویند برنامه ریزی برایشان وقت گیر است. آنها از محاسبه ای ساده عاجزند: نیم ساعت برنامه ریزی خوب مساوی است با 23ساعت و نیم زندگی مفید.
5- مسوولیت ها را تقسیم کنید. هیچ کس نمی تواند همه کارها را به عهده بگیرد و به سرانجام برساند، اما با تقسیم مسوولیت ضمن آن که زمان بیشتری خواهید داشت به دیگران حس مفید بودن هدیه داده اید.
6- اول به توانمندی هایتان نگاه کنید و بعد به سودمندی کار. گاهی کاری که به خیالمان سود کلانی دارد بر توانمندی هایمان منطبق نیست و زمان زیادی را باید صرف سر هم بندی آن کنیم.
7- یک تقویم رومیزی بخرید و امور مهم تا ماه آینده را در آن یادداشت کنید. هر هفته امور مهم را از تقویم به برنامه هفتگی منتقل کنید.
8- از کارهای مهم هفته فهرست تهیه کنید.
9- وقتی برای استراحت و تفریح در نظر بگیرید. روان شناسان معتقدند در ازای 45دقیقه کار مفید 15دقیقه استراحت حق شماست.
10- وقت خوارها را پیدا کنید و از آن فاصله بگیرید.
11- اجازه ندهید کارها روی هم تلنبار شوند.
12- نه گفتن را یاد بگیرید. هر پیشنهادی که علیه برنامه هفتگی شماست رد کنید. رد کردن یک میهمانی به معنای این نیست که هرگز دوباره به آن دعوت نخواهید شد.
13- هیچ شروعی را برای فردا نگذارید.
14- هیچ تاخیری حتی چند دقیقه را هم مجاز ندانید. شکسپیر می گوید 3 ساعت زودتر رسیدن بهتر از یک دقیقه دیر کردن است.
15- اجازه ندهید انتظار کشیدن وقت مفیدتان را هدر دهد. مردم معمولا ترجیح می دهند زمانی که منتظر تلفن یا فرد مهمی هستند ، قدم بزنند و بی هدف این طرف و آن طرف بروند. در این دقایق می شود انبوهی از مطالب تازه یاد گرفت ، خبرهای روز را خواند یا کارهای کوچک و لازم طول روز را انجام داد.
16- مواد غذایی فاسد نشدنی را برای 2 تا 3 ماه آینده خریداری کنید.
17- وقت ملاقات با پزشک را به صبح زود موکول کنید. به این ترتیب مثل بقیه بیماران پشت در، انتظار نمی کشید.
18- ملاقات های وقت گیر و بی حاصلی را که به آنها مشتاق نیستید ، پیش از وقت ناهار یا پایان ساعات اداری برنامه ریزی کنید. هیچ فرد پرچانه ای حاضر نیست برای حرفهای اضافه از ناهار یا استراحت جلوی تلویزیون در منزلش بگذرد.
19- کارهایی که به آنها علاقه ندارید ، معمولا وقت بیشتری می گیرند. برای انجامشان از روش پنیر سوئیسی استفاده کنید. روان شناسان می گویند در این روش باید فعالیت نامطلوب را به اجزای کوچک تر تقسیم کنید. ابتدا جزیی را که از همه کوچکتر است ، برای انجام انتخاب کنید. به محض پایان ، بقیه کار را رها کنید و به فعالیت های روزانه مطلوبتان مشغول شوید. بعد برگردید و جزء کوچک بعدی را شروع کنید. از نظر روان شناسی هر بار که از کار دست می کشید میل و اشتیاق تان برای تمام کردن فعالیتی که به آن مشغول بوده اید بیشتر می شود. در نتیجه انجام کار روال تندتری پیدا می کند.
20- مهمترین جزو مدیریت زمان قانون ارجحیت است. هدف این قانون درک اولویت کارهاست. به این معنا که بدانیم چه کاری در چه زمانی مهمتر است. یک روان شناس می گوید انجام کار درست از درست انجام دادن کار بهتر است . با قانون ارجحیت می توان کار درستی را که قرار است انجام شود پیدا کرد. سالها پیش یک محقق ایتالیایی نظریه ای علمی مطرح کرد که بعدها به اصل بیست هشتاد یا پارتو معروف شد. یکی از مصادیق این قانون زمان است. به این ترتیب که درصد وقت ما صرف 20 درصد از مسائل می شود اما این که 20درصد مشکلات ارزش بلعیدن 80 درصد وقت ها را دارند یا نه ، مساله ای است که با قانون ارجحیت حل و فصل می شود. به این معنا که اگر قرار است چهار پنجم وقت ما صرف یک پنجم مسائل شود ، باید در انتخاب کارهایی که قرار است انجام شود دقت بیشتری کنیم و آنها را براساس علایق و شرایط اولویت بندی کنیم.
21- بهتر است برای هر بار موفقیت در برنامه هفتگی یا روزانه به خودتان جایزه بدهید.
22- جایی روی دیواری بنویسید «هیچ کس 2بار زندگی نمی کند.» هر روز حداقل یک بار آن را نگاه کنید.
23- هنگامی که مشغول انجام جزء مهمی از برنامه روزانه هستید ، تلفن را از پریز بکشید. اگر دیگران کار مهمی دارند حتما دوباره زنگ خواهند زد. این جور وقت ها جوابگویی تلفن مفید نیست. خیلی ها آنقدر کنجکاوند که دست از کار می کشند و کنار جوابگو می ایستند. اگر واقعا منتظر پیغام مهمی هستید ، بهتر است جوابگو را روی کمترین صدا تنظیم و به دورترین اتاق منتقل کنید.
24- ضربان جسمتان را بشناسید. بعضی ها صبح ها توانمندترند. بعضی ها ظهرها ، گروهی غروبها یا شب ها. کارهای مهم را در ساعاتی که قدرتمندترید تمام کنید.
25- گنجه لباسهایتان را مرتب کنید. این یکی ممکن است به نظر عجیب باشد اما در کمدی نامرتب پیدا کردن پیراهن محبوبتان حداقل نیم ساعت وقت می طلبد.
26- هنر اهمال هوشمندانه را فراموش نکنید. در انجام هر کاری از خود بپرسید آیا جزیی هست که انجام آن لزومی نداشته باشد ، یا بتوان از آن صرف نظر کرد؛.
27- این قانون آخر از همه جدی تر است : «لطفا یک ساعت به مچ دستتان ببندید.» زندگی از آدمهای بی ساعت خوشش نمی آید.