پروانه ها ارزش وقت را بهتر می فهمند

خیلی از پروانه ها فقط یک روز عمر می کنند. به همین دلیل وقت را بهتر از آدمها می فهمند. اگر بنا بود آدمها هم صبح متولد شوند و غروب با رفتن خورشید بمیرند ، حتما برای هر ثانیه شان خیالاتی داشتند اما اغلب آدمها با آن که هزاران طلوع و غروب خورشید را تلف می کنند
کد خبر: ۴۸۲۸۳
، باز وقت مرگ به بهانه آرزویی محال می خواهند یک روز بیشتر زنده بمانند.
همه ما در انتظار فرصتی برای انجام کارهای نشده هستیم ، اما هر چه انتظار می کشیم آن را پیدا نمی کنیم. ایتالیایی ها می گویند کسانی که در انتظار زمان نشسته اند، آن را از دست می دهند. دکتر رابرت لواین معتقد است آدمها در مواجهه با زمان متفاوتند. این روان شناس جامعه انسان ها را براساس فرهنگ احترام به زمان به 2گروه تقسیم می کند. گروه اول «£locktimeها هستند که هنوز معادل فارسی مشخصی ندارند و می توانیم «زمان ساعتی» صدایشان کنیم . آنها وقتشان را با ساعت تنظیم می کنند و بر زمان حاکمند اما دسته دومی هم وجود دارند که به آنها «eventtime» می گویند. این آدمها وقتشان با حوادث طول روز رقم می خورد. به همین خاطر هم می شود به آنها بگوییم «زمان حادثه ای» ، آنها برنامه مشخصی ندارند و به زمان اجازه می دهند برایشان تصمیم بگیرد. «زمان ساعتی ها» جوامع وقت شناس یا فرا وقت شناسی مثل ژاپن را می سازند. ساکنان چنین جوامعی تند و هدفمند راه می روند، مذاکرات تجاری در این کشورها سریع است و ساعتهایی دقیق دارند. «زمان حادثه ای ها» کشورهای وقت نشناس را تشکیل می دهند. این کشورها معمولا جهان سومی یا عقب مانده اند و گاهی در حال توسعه خوانده می شوند. اهالی چنین جوامعی نمی دوند ، پرسه می زنند. مذاکرات تجاری هفته ها، ماهها و یا حتی سالها به طول می انجامد. کارگران اهمال می کنند و ساعتها یا خوابند یا عقب . در همه دنیا احترام به زمان یکی از نشانه های جوامع پیشرفته است که به واسطه سازمان یافتگی و انضباط شهروندان به وجود می آید. مدیریت زمان یکی از بحثهای روز رسانه های گروهی این کشورهاست . با چند جستجوی ساده در اینترنت می توان پی برد که تعداد مقالاتی که درباره مدیریت زمان و بهره وری از وقت به رشته تحریر درآمده اند از 4 هزار فراتر می رود اما متاسفانه مدیریت زمان در کشور ما مورد توجه نبوده است . مردم ما معمولا تعریفی کلی و غیرشفاف از آن دارند و چندان ضروری اش نمی دانند و نتایج مفید حاصل از جستجوی این واژه و واژه های مشابه ناقص و از تعداد انگشتان دست کمتر است . یکی از اصلی ترین مضرات بی اهمیتی به وقت وضعیت اقتصادی نامناسب در کشورهای وقت نشناس است . هیچ مدیری نمی تواند بدون احترام به زمان انتظار بهره وری اقتصادی داشته باشد. شاید برای همین هم در اوایل قرن نوزدهم اغلب کارخانه داران نظام حقوق در برابر محصول را به هم زدند و دستمزدها را براساس ساعاتی که کارگران در کارخانه کار می کردند پرداخت می شد. به عبارتی کارخانه داران ساعات کاری کارگران را از آنها خریداری می کردند و ارزش ساعتها را به آنها نشان می دادند.

آنها که زودتر می رسند

محققان سالهاست علل برخوردهای مختلف آدمها را با زمان در کشورهای گوناگون بررسی می کنند. این که چرا در یک کشور اگر نشستی ساعت 4برگزار شود ، ما چهار و سی دقیقه آنجاییم و در کشوری دیگر همه راس سه و نیم در جلسه حاضرند ، یا چرا در خیلی از کشورها وقت شناسی به معنای محترم شمردن آدمهای دیگر و وقتشان است و در برخی دیگر وقت شناسی خنده دار به نظر می آید. یکی از جامعه شناسان مثال ساده اما روشنی را از بی توجهی متقابل به زمان مطرح می کند. او می گوید اگر من بدانم که تو قصد داری دیر کنی مسلما برایم گران تمام می شود که سر وقت باشم. پس من هم دیر می کنم . گرچه مذهب ، تفاوت های فطری ، باورهای سنتی و تربیت دوران کودکی در احترام به زمان موثرند ولی آنها نقش فرهنگ را اصلی تر از بقیه عنوان می کنند. البته در بسیاری از مواقع دیده شده است صفات انسانی که به واسطه فرهنگ به دست آمده اند در زمانی خاص انتخاب می شوند. برای همین محققان دور هم جمع شده اند و برای روزی که ساکنان جوامع وقت شناس بخواهند برخلاف فرهنگ رایج جامعه شان زمان را محترم بشمرند ، بیش از 4هزار مقاله نوشته اند.

مدیریت در زمان!

برخلاف تصور عموم که مساله اصلی را در مدیریت زمان وقت می دانند، زمان مساله ای کاملا جنبی است. در حقیقت اصل اساسی در قدم اول درکی صحیح از اهداف و در قدم دوم فهم ارزش لحظه هاست . ما معمولا برای یک سال ارزشی بیش از ماه قائلیم. ماه مهمتر از هفته است ، هفته مهمتر از روز ، روز از ساعت مهمتر و ساعت از دقیقه. ثانیه هم اصلا به حساب نمی آید اما همگی نکته ای را فراموش کرده ایم. شاید برای کسی که یک دریا را بین دستهایش نگه داشته است ، چکیدن قطره های کوچک از بین انگشتانش مهم نباشد اما بعد از مدتی کوتاه خواهد دید که دریایی از بین انگشتانش گذشته است . حضرت علی (ع) می فرماید سنگهای درشت را سنگهای ریز پا بر جا نگه می دارند. اغلب کسانی که در استفاده از وقت مشکل دارند ، هدفهای طلایی خود را جدی نمی گیرند و شکایت می کنند که نمی دانند چه اتفاقی برای ساعتهای از دست رفته شان افتاده است . کارآمدی هر فرد در مدیریت زمان به روشنایی اهدافش بستگی دارد. هرچه اهداف روشن تر باشند موفقیت فرد در مدیریت زمان بیشتر است. آدمها به هر چیزی زود عادت می کنند. ما به تولد ، مرگ و عشق عادت می کنیم و عادت کردن ارزش همه چیزهای دوست داشتنی مان را می گیرد. یکی از چیزهایی که آدمها به آن عادت کرده اند ، زندگی است و از آنجا که ما به عادتهایمان فکر نمی کنیم ، از اصلاح و بازنگری زندگی روزانه ناتوان می شویم. مدیریت زمان نوعی تغییر نگرش نسبت به روشهای عادی زندگی روزمره است.

روش های مدیریت زمان

اصول مدیریت زمان ساده ولی کارآمدند:
1- تعیین اهداف بلندمدت ، حداقل روزی یکبار از خود بپرسید در سالهای آینده قرار است چگونه باشید؛.
2- تعیین اهداف روزانه کوتاه مدت. رسیدن به قله با قدمهای کوچک ممکن است. تا به حال کسی نتوانسته با یک قدم بزرگ و ناگهانی به قله برسد.
3- در شروع هر کار نتیجه نهایی را از خود بپرسید.
4- یک برنامه روزانه تهیه کنید. به خاطر داشته باشید برنامه های خوب انعطاف پذیر و قابل تغییرند. آنها منطبق با توانمندی های فرد تنظیم می شوند و همیشه 5درصد از زمان را به اتفاقات حدس زده نشده اختصاص می دهند.

  • بانک زمان


    خیال کن در آسمان ها جایی بانکی هست که هر صبح اعتباری برابر 86400 ثانیه را به قیمت روزی از زندگی در حسابت ذخیره می کند. غروبگاه همه آنچه را که مانده و استفاده نشده دور می ریزد و سپیده دم باز یک روز دیگر را بی رضایت تو به قیمت 86400 ثانیه می خرد. از این داد و ستد نابرابر گریزی نیست جز آن که هر ثانیه را به بهترین شکل خرج کنی و ارزش واقعی زمان را بدانی : ارزش یک سال را از دانش آموزی بپرس که در امتحانات پایان سال رد شده و قرار است یک سال دیگر کتابهای تکراری را ورق بزند. ارزش یک ماه را ازمادری بپرس که طفل نارسش فقط یک ماه زودتر به دنیا آمده و حالا چکیده 8ماه آرزوهای طلایی اش زیر چادر اکسیژن تلف شده است. ارزش یک هفته را از نویسنده هفته نامه ای بپرس که همه هفته گذشته سرش شلوغ بوده و در آغاز هفته جدید باید گزارشش روی میز سردبیر باشد. ارزش یک ساعت را از دو چشم انتظار بپرس که برای دیدن هم سر قرار لحظه شماری می کنند. ارزش یک دقیقه را از مسافر جامانده ای بپرس که یک دقیقه پیش قطارش بدون او راه افتاد. ارزش یک ثانیه را از کسی بپرس که فقط یک ثانیه ترمزش دیر گرفت و حالا به جسدی کف خیابان خیره شده است. ارزش یک صدم ثانیه را از دونده ای بپرس که در المپیک نقره گرفت. هر دقیقه را مثل گنج ذخیره کن. زمان برای کسی صبر نمی کند.
  • بسیاری از مردم می گویند برنامه ریزی برایشان وقت گیر است. آنها از محاسبه ای ساده عاجزند: نیم ساعت برنامه ریزی خوب مساوی است با 23ساعت و نیم زندگی مفید.
    5- مسوولیت ها را تقسیم کنید. هیچ کس نمی تواند همه کارها را به عهده بگیرد و به سرانجام برساند، اما با تقسیم مسوولیت ضمن آن که زمان بیشتری خواهید داشت به دیگران حس مفید بودن هدیه داده اید.
    6- اول به توانمندی هایتان نگاه کنید و بعد به سودمندی کار. گاهی کاری که به خیالمان سود کلانی دارد بر توانمندی هایمان منطبق نیست و زمان زیادی را باید صرف سر هم بندی آن کنیم.
    7- یک تقویم رومیزی بخرید و امور مهم تا ماه آینده را در آن یادداشت کنید. هر هفته امور مهم را از تقویم به برنامه هفتگی منتقل کنید.
    8- از کارهای مهم هفته فهرست تهیه کنید.
    9- وقتی برای استراحت و تفریح در نظر بگیرید. روان شناسان معتقدند در ازای 45دقیقه کار مفید 15دقیقه استراحت حق شماست.
    10- وقت خوارها را پیدا کنید و از آن فاصله بگیرید.
    11- اجازه ندهید کارها روی هم تلنبار شوند.
    12- نه گفتن را یاد بگیرید. هر پیشنهادی که علیه برنامه هفتگی شماست رد کنید. رد کردن یک میهمانی به معنای این نیست که هرگز دوباره به آن دعوت نخواهید شد.
    13- هیچ شروعی را برای فردا نگذارید.
    14- هیچ تاخیری حتی چند دقیقه را هم مجاز ندانید. شکسپیر می گوید 3 ساعت زودتر رسیدن بهتر از یک دقیقه دیر کردن است.
    15- اجازه ندهید انتظار کشیدن وقت مفیدتان را هدر دهد. مردم معمولا ترجیح می دهند زمانی که منتظر تلفن یا فرد مهمی هستند ، قدم بزنند و بی هدف این طرف و آن طرف بروند. در این دقایق می شود انبوهی از مطالب تازه یاد گرفت ، خبرهای روز را خواند یا کارهای کوچک و لازم طول روز را انجام داد.
    16- مواد غذایی فاسد نشدنی را برای 2 تا 3 ماه آینده خریداری کنید.
    17- وقت ملاقات با پزشک را به صبح زود موکول کنید. به این ترتیب مثل بقیه بیماران پشت در، انتظار نمی کشید.
    18- ملاقات های وقت گیر و بی حاصلی را که به آنها مشتاق نیستید ، پیش از وقت ناهار یا پایان ساعات اداری برنامه ریزی کنید. هیچ فرد پرچانه ای حاضر نیست برای حرفهای اضافه از ناهار یا استراحت جلوی تلویزیون در منزلش بگذرد.
    19- کارهایی که به آنها علاقه ندارید ، معمولا وقت بیشتری می گیرند. برای انجامشان از روش پنیر سوئیسی استفاده کنید. روان شناسان می گویند در این روش باید فعالیت نامطلوب را به اجزای کوچک تر تقسیم کنید. ابتدا جزیی را که از همه کوچکتر است ، برای انجام انتخاب کنید. به محض پایان ، بقیه کار را رها کنید و به فعالیت های روزانه مطلوبتان مشغول شوید. بعد برگردید و جزء کوچک بعدی را شروع کنید. از نظر روان شناسی هر بار که از کار دست می کشید میل و اشتیاق تان برای تمام کردن فعالیتی که به آن مشغول بوده اید بیشتر می شود. در نتیجه انجام کار روال تندتری پیدا می کند.
    20- مهمترین جزو مدیریت زمان قانون ارجحیت است. هدف این قانون درک اولویت کارهاست. به این معنا که بدانیم چه کاری در چه زمانی مهمتر است. یک روان شناس می گوید انجام کار درست از درست انجام دادن کار بهتر است . با قانون ارجحیت می توان کار درستی را که قرار است انجام شود پیدا کرد. سالها پیش یک محقق ایتالیایی نظریه ای علمی مطرح کرد که بعدها به اصل بیست هشتاد یا پارتو معروف شد. یکی از مصادیق این قانون زمان است. به این ترتیب که درصد وقت ما صرف 20 درصد از مسائل می شود اما این که 20درصد مشکلات ارزش بلعیدن 80 درصد وقت ها را دارند یا نه ، مساله ای است که با قانون ارجحیت حل و فصل می شود. به این معنا که اگر قرار است چهار پنجم وقت ما صرف یک پنجم مسائل شود ، باید در انتخاب کارهایی که قرار است انجام شود دقت بیشتری کنیم و آنها را براساس علایق و شرایط اولویت بندی کنیم.
    21- بهتر است برای هر بار موفقیت در برنامه هفتگی یا روزانه به خودتان جایزه بدهید.
    22- جایی روی دیواری بنویسید «هیچ کس 2بار زندگی نمی کند.» هر روز حداقل یک بار آن را نگاه کنید.
    23- هنگامی که مشغول انجام جزء مهمی از برنامه روزانه هستید ، تلفن را از پریز بکشید. اگر دیگران کار مهمی دارند حتما دوباره زنگ خواهند زد. این جور وقت ها جوابگویی تلفن مفید نیست. خیلی ها آنقدر کنجکاوند که دست از کار می کشند و کنار جوابگو می ایستند. اگر واقعا منتظر پیغام مهمی هستید ، بهتر است جوابگو را روی کمترین صدا تنظیم و به دورترین اتاق منتقل کنید.
    24- ضربان جسمتان را بشناسید. بعضی ها صبح ها توانمندترند. بعضی ها ظهرها ، گروهی غروبها یا شب ها. کارهای مهم را در ساعاتی که قدرتمندترید تمام کنید.
    25- گنجه لباسهایتان را مرتب کنید. این یکی ممکن است به نظر عجیب باشد اما در کمدی نامرتب پیدا کردن پیراهن محبوبتان حداقل نیم ساعت وقت می طلبد.
    26- هنر اهمال هوشمندانه را فراموش نکنید. در انجام هر کاری از خود بپرسید آیا جزیی هست که انجام آن لزومی نداشته باشد ، یا بتوان از آن صرف نظر کرد؛.
    27- این قانون آخر از همه جدی تر است : «لطفا یک ساعت به مچ دستتان ببندید.» زندگی از آدمهای بی ساعت خوشش نمی آید.

    مریم یوشی زاده
    newsQrCode
    ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

    نیازمندی ها