در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اکبر گودرزی با نام مستعار «عباس» با تحصیلات دینی پایین، شروع فعالیتهای خود را از سال 50 و با ارائه تفسیر قرآن آغاز کرد. وی جلسات تفسیر قرآن خود را در مسجد «الهادی» خیابان شوش، مسجد «فاطمیه» خزانه، مسجد «رضوان» خیابان اتابک، مسجد «شیخ هادی» خیابان حنیفنژاد و مسجد «خمسه» قلهک برگزار میکرد.
گودرزی با توجه به جوانی و شیوه و ادبیات خاصی که در بیان تفسیر از آن استفاده میکرد، زمینه جذب برخی از نیروهای جوان به سمت او فراهم آمد و از این پس او به صورت جدیتر به طرح موضوعات و برداشتهای خاص خود از آیات و سور قرآنی پرداخت. او علاوه بر جلسه تفسیر قرآن اقدام به برگزاری جلساتی به صورت خصوصی در منزل افراد کرد. از جمله در خیابانهای اوستا و آزادی و باغ کرج و شورا نیز جلسات خصوصی داشت. (آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، پرونده اکبر گودرزی، کد 18383)
عمده فعالیتهای تفسیری گودرزی در مسجد خمسه قلهک صورت میگرفت. معلمی به نام علی حاتمی که در بخش کتابخانه مسجد مشغول به کار بود، عدهای از جوانان را دور خود گرد آورده بود و برای آنان از مباحث اخلاقی و برداشت قرآنی میگفت. شیوه رفتاری و خصوصیات فردی او باعث جذب جوانانی میشد که به این مرکز راه پیدا میکردند. مدتی نگذشت که به دعوت حاتمی، گودرزی برای برگزاری جلسات تفسیر قرآن به مسجد اعظم قلهک آمد. ورود این طلبه جوان و حرفهای تازهای که از برداشتهای قرآنی داشت، برای جوانان جذابیت داشت. (آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی پرونده محمود کشانی، شماره بازیابی 1156)
گودرزی بعد از مدتی مطالب تفسیری خود را به صورت جزوه منتشر کرد و از این پس بود که گروه فرقان تشکیل شد.
هدف از تأسیس فرقان در ابتدا ترویج تفکر قرآنی مطرح شده است. به عبارت دیگر، کسانی که در جلسات تفسیر قرآن گودرزی شرکت میکردند و به برداشتهایی از آیات و سور قرآنی اعتقاد داشتند گروه فرقان را تشکیل دادند. از این پس قرار شد مطالب ارائه شده توسط گودرزی بهصورت یک نشریه منظم و مداوم نوشته و پخش شود.بعد از انتشار مجموعههای گروه فرقان که عمدتا در مناطق پرجمعیت کشور مثل بازار و مراکز دانشگاهی پخش میشد، ذهن برخی نیروهای فکری از جمله شهید مطهری نسبت به افکار و عقاید این گروه جلب شد. مرحوم مطهری آثار و نوشتههای آنها را مطالعه میکرد و در کتابهایش به شبهات آنان پاسخ میداد. حتی برخی از افراد به وی توصیه میکردند که در شأن او نیست که به این نوع آثار قلمی کوچک بها بدهد و برای پاسخگویی به آن وقت بگذارد اما شهید مطهری میگفت: آدمها مهم نیستند حرفهایشان و تاثیری که روی جوانان میگذارد مهم است. کسی چه میداند که نویسنده این تفسیر یک بچه است. این نوشتهها در ذهن جوانان شبهه ایجاد میکند و من باید جواب اینها را بدهم. (خاطرات ناطق نوری، جلد اول، ص 183)
علاوه بر طرح مباحث قرآنی در نشریات فرقان به مسائل سیاسی هم پرداخته میشد و بخصوص از شماره 7 به بعد بهصورت مستقیم علیه نظام جمهوری اسلامی و از شماره 10 به بعد نیز رهبری انقلاب مورد نقد و تعرض قرار گرفت. کمی بعدتر مقوله تروریسم نیز به عنوان یکی از مسائل مورد توجه گروه فرقان مورد بحث قرار گرفت.به اعتقاد اعضای گروه فرقان حکومت جمهوری اسلامی تلاشی برای برقراری حاکمیت آخوندیسم بود و از سوی دیگر با توجه به روی کار آمدن دولت موقت و مواجهه ملایم آنان با آمریکا و ملاقات مهندس بازرگان با برژینسکی در حواشی برگزاری جشنهای سالگرد الجزایر نشانهای از ادامه روند همکاری با امپریالیسم و تداوم شیوه حکومتی رژیم سابق بود. هشت نفر از اعضای گروه فرقان بعد از دستگیری در گفتوگو با روزنامه کیهان به این موضوع اشاره کردند. (روزنامه کیهان 1359)
گروه فرقان از سال 57 تشکیل شد اما کار تشکیلاتی خود را از سال 55 شروع کرد. سرعت در نماز خواندن و تاکید بر بیتوجهی به آداب ظاهری نماز، خوابیدن روی فرش بدون استفاده از بالش و زیرانداز و روی انداز، کم و ساده غذا خوردن، بهعنوان یک اصل در این گروه مد نظر قرار میگرفت و وقتی یکی از اعضا به فراگیری آموزشهای اعتقادی و تشکیلاتی بیتوجهی میکرد، با ریختن آب سرد روی بدن، مورد تنبیه واقع میشد. (آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، پرونده محسن شریعت، کد 20416)
از گودرزی به عنوان رهبر گروه فرقان یاد میشود اما وی در بازجوییهای خود منکر قضیه بود و ادعا میکرد که بحث رهبری در گروه فرقان مطرح نبوده بلکه وی صرفا مباحث ایدئولوژیکی را طرح میکرد و محمد متحدی به عنوان طراح مسائل نظامی و عباس عسگری به عنوان مسوول شاخه تبلیغی و فرهنگی به فعالیت میپرداختند. بعدها حسن اقرلو به این جمع پیوست و بهعنوان ضلع چهارم این گروه مشغول کار شد. (آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، پرونده اکبر گودرزی، کد 18383)
با این همه در صفحات مختلف پرونده گودرزی آمده است که وقتی بحث ترور افراد مطرح میشد با او صحبت میکردند و بیانیههای ترور توسط او نوشته میشد. (همان آرشیو، همان پرونده)
گروه فرقان علاوه بر تهران در تبریز نیز فعالیتهایی داشت. محمد متحدی ازجمله عناصری بود که در منطقه تبریز تلاشهایی را صورت داده بود وی که رهبر شاخه نظامی فرقان بود در بسیاری از ترورهای انجام گرفته توسط گروه فرقان به عنوان طراح اصلی نقش داشت. از جمله در ترور شهید قاضی طباطبایی. از نکات جالب در مورد محمد متحدی اینکه وی در پرونده بازجویی خود جز دو سه خط مطلب دیگری را به عنوان اعتراف مطرح نکرده است. (آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، پرونده محمد متحدی، کد5169)
گروه فرقان بهرغم تلاش در جهت تنظیم یک زندگی زاهدانه در رفتار فردی برای بهدست آوردن پول و امکانات مادی اقدام به سرقت از بانکها میکرد. (پرونده محمود کشانی، کد 18732)
گروه فرقان از اردیبهشت ماه 1358 اقدامات تروریستی خود را شروع کرد. فهرست برنامه ترور این گروه که در بیشتر موارد موفق به انجام آن شدند، عبارتند از:
ـ سرلشگر محمد قرنی در سوم اردیبهشت 58
ـ آیتالله مرتضی مطهری در 12 اردیبهشت 58
ـ آیتالله هاشمیرفسنجانی در خرداد 58
ـ حاجی طرخانی در تیر 58
ـ آیتالله رضیشیرازی در تیر 58
ـ مهدی و حسام عراقی در شهریور 58
ـ مهدیان در شهریور 58
ـ هانس یواخیم لایب در مهرماه 58
ـ آیتالله محمد مفتح در آذر 58
ـ آیتالله قاضی طباطبایی در 10 آبان 58
با افزایش ترورها و بالاگرفتن موج نارضایتی مردم و احساس ناامنی که از این بابت بهوجود آمد، تلاشهای زیادی برای دستگیری عوامل قتلها صورت گرفت.
محسن الویری در آن زمان یکی از کسانی بود که در دستگیری گروه فرقان نقش داشت. وی در این باره میگوید: اطلاعات ما از شبکه تروریستی فرقان هر روز کاملتر میشد و عاقبت زمانی فرا رسید که کل شبکه شناسایی گردید و با کمک نیروهای کمیته انقلاب اسلامی در یک زمان به تمام خانههای تیمی آنها حمله شد و همهشان یا دستگیر شدند یا در درگیری از بین رفتند. به این ترتیب شبکه تروریستی گروه فرقان کاملا متلاشی شد. (خاطرات مرتضی الویری، دفتر ادبیات انقلاب اسلامی، حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ اول 1357 صفحه 86 تا 88)
از سوی دیگر دادستانی نیز این موضوع را پیگیری میکرد. ناطق نوری در این مورد عنوان کرد بعد از اینکه خبری مبنی بر تهیه مهری با عنوان فرقان در خیابان شاهپور (مجاهدین اسلام) به او رسید، وی نقاشان و هنردوستان را برای پیگیری موضوع فرستاد که در این ماجرا دو نفر دستگیر شدند و بعد از کشف محل اصلی سکونت اکبر گودرزی کشف شد و گروهی از کلاه سبزهای ارتش نیز برای دستگیری گروه فرقان اقدام کردند. (خاطرات حجتالاسلام والمسلمین ناطق نوری، ص187)
دستگیری اکبر گودرزی رهبر و 35 نفر از اعضای گروه در منزلی واقع در خیابان جمالزاده (خانه شماره 23 کوچه اخوان) در روز اربعین صورت گرفت.
در نوزدهم دی 58 پس از 8 ساعت درگیری گودرزی همراه 35 نفر دستگیر شد و در سوم بهمن همان سال نیز اعضای شاخه نظامی آن گروه دستگیر شدند.( شماره بازیابی 1160، ص 128)
بعد از محاکمه، اعضای گروهی شخصیتهای اصلی گروه اعدام و کسانی که نقش کمتری در گروه داشتند، عفو شدند.
فتاح غلامی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: