پیروزیهای درخشان تیم جوان شده ایران در برابر تیمهای مطرحی چون ونزوئلا، ژاپن، کرهجنوبی، چین و پورتوریکو نشان از آن داشت که اکنون سطح بازی تیم ملی ایران در کلاس بالایی از والیبال جهان قرار گرفته است.
هر چند معدودی غفلتها، کاستیها و اشتباهاتمان، موجب دو باخت برای تیممان در برابر حریفان شد که پیشتر بارها آنها را شکست داده بودیم و به این ترتیب، تیم بسیار شایسته ایران که تحسین همه حریفان، علاقهمندان و کارشناسان جهانی این رشته را برانگیخته بود از راهیابی به رویداد مهم المپیک بازماند.
در این بین، تعدادی از ملیپوشان ما با وجود فرسودگی ناشی از اردوها، مسافرتها و مسابقههای غیرمتعارف سالهای اخیر، چهرهای بسیار درخشان و در حد استاندارد بازیکنان مطرح جهان والیبال از خود ارائه کردند، میرسعید معروف، فرهاد قائمی، علیرضا نادی، امیر غفور و البته حمزه زرینی از این دسته بازیکنان بودند.
زرینی که با تغییر ظاهر مشخص خود پا به میدان ژاپن گذاشته بود، متمرکزتر و کم ریسکتر از همیشه، چهرهای کاملا در خدمت تیم داشت ولی شروع خوب زرینی و آمادگی بالای این بازیکن پر تجربه دیری نپایید و او نیز بر اثر فشار و فرسایش برنامههای افراطی والیبال، دچار آسیبهای متعددی در این مسابقهها شد، طوری که نتوانست این تورنمنت را در زمین والیبال به پایان برساند و به ناچار سر از محیطهای درمانی در آورد.
ملیپوش 26 ساله و 198 سانتیمتری تیم ملی ایران که ورزش والیبال را از سال 1380 آغاز کرده است از سال 1381 عضو تیم ملی جوانان ایران شده و از سال 1384 در ترکیب تیم ملی بزرگسالان ایران جا گرفته است.
زرینی خود تخمین میزند حدود 150 بار پیراهن ملی را بر تن کرده است و در این مدت، دو بار قهرمان جام کنفدراسیون والیبال آسیا، یک بار قهرمان جام ملتهای آسیا، یک بار نایب قهرمان بازیهای آسیایی و همچنین قهرمانی جام باشگاههای آسیا را در کارنامه افتخارات بینالمللی خود دارد.
البته زرینی بارها در مسابقههای مهم، صاحب افتخاراتی شخصی هم شده است که از جمله آنها میتوان به عنوان ارزشمندترین بازیکن طی دو دوره جام کنفدراسیون والیبال آسیا، بهترین سرویسزن بازیهای آسیایی گوانگجو، بهترین اسپوکر (آبشارزن آسیا) و... نیز اشاره کرد.
آنچه در پی میآید مشروح گفتوگوی این بازیکن مشهور و پرتلاش والیبال آسیا با «جامجم» است.
گفته میشد خولیو ولاسکو اعتقادی به عملکرد و تواناییهای حمزه زرینی نداشته است، از جمله این که تکنیک توپگیری شما را ضعیف میدانسته است. حال آن که در رقابتهای بسیار حساس گزینشی المپیک یار ثابت تیم ملی بودید!
این کاملا درست است. ولاسکو در اولین ملاقاتش با من بدون هرگونه تعارف یا رودربایستی خیلی رک و صریح گفت که مرا نه تنها بهترین بازیکن در پست خود نمیبیند، بلکه جزو هفت نفر برتر همپستیهایم در ایران هم ارزیابی نمیکند. او دلیل این موضوع را ریسک بالا در بازی من مطرح کرد و گفت اگر خود چنین نظری ندارم باید شایستگیام را ثابت کنم. این در حالی بود که من سالها فیکس تیم ملی بودم ولی در هر صورت میدانستم که ولاسکو یک مربی معمولی نیست و من در برابر دیدگاه چنین مربی بزرگی باید کاملا تسلیم و حرفشنو باشم، بنابراین انتقادهایش را کاملا قبول کردم و به راهنماییهای او توجه عملی کاملی نشان دادم. او قدری به توپگیری من ایراد وارد دانست که تمام تمرینهای مورد نظرش را با تلاش کامل و سرحد توان انجام دادم. ریسک بازی خود را پایین آوردم و آنقدر کار کردم تا نظرش تامین شد و در مسابقههای گزینشی المپیک، یار ثابت تیم ملی شدم.
ولی در بازی آخر تیم ملی در ژاپن (گزینشی المپیک) بازی نکردید که گویا دلیلش مصدومیت بود!
در بازی با چین قدری احساس آسیبدیدگی کرده بودم ولی به خاطر حساسیت خیلی زیاد آن بازی، چیزی به کسی نگفتم و غیرتی تا آخر به کارم ادامه دادم. پیروزی بر آن تیم آنقدر برایم مهم و شیرین بود که بعد از بازی هم مصدومیت را به روی خود نیاوردم چون معتقدم چین در حال حاضر قویترین رقیب ما در آسیاست و حتی قدرتی بیش از ژاپنیها دارد.
به هر حال در بازی با استرالیا هم به خاطر همین مصدومیت نتوانستم عملکرد همیشگی را داشته باشم تا این که بعد از آن باخت تلخ و دردآور، موضوع را به دکتر سیامک افروزی، پزشک تیم اطلاع دادم که تدابیر درمانی خوبی را برایم شروع کرد و واقعا زحمات ارزشمندی کشید تا به بازی با پورتوریکو و ونزوئلا برسم ولی مجددا در بازی با صربستان دچار آسیب دیگری و این بار از ناحیه مچ پا شدم که دیگر ولاسکو ترجیح داد روی سلامت من ریسک نکند و در بازی با ژاپن مرا در ترکیب قرار نداد تا استراحت کنم. به هر حال نمیدانم چرا این اتفاق افتاد چون طی این همه سالی که برای تیم ملی بازی میکنم هیچ وقت دچار آسیبدیدگی نشده بودم در حالی که طی مسابقههای اخیر دو بار آسیب دیدم. بدنسازی تیم ما هم خیلی خوب بود و فقط فکر میکنم با بدشانسی روبهرو شده بودم.
ولی از مدتها پیش، کارشناسان هشدار داده بودند نبود فرصت کافی برای ریکاوری ملیپوشان و حضور دائمی آنها در تورنمنتها و اردوهای پشت سر هم و مسافرتهای گوناگون به فرسودگی و آسیبدیدگی آنها منجر خواهد شد؛ اتفاقی که برای بازیکنانی نظیر محمد کاظم، کمالوند، نظری افشارهم به شکل کمابیش خطرناکی رخ داد و دست ما را از سهمیه المپیک خالی گذاشت.
البته اتفاقی که برای کمالوند افتاد در اثر برخورد مستقیم سنگین دو بازیکن حین بازی به وجود آمد، نه اینکه خودش پس از زدن توپ و حین فرود دچار آسیب شود ولی در مورد نظری افشار، این را میپذیرم.
ما واقعا در طول رقابتهای لیگ، شرایط دشواری را سپری کردیم و آنقدر مسابقهها فشرده و فاصله بین آنها کم بود که با احتساب زمان مسافرتها فقط میتوانستیم یک جلسه تمرین کنیم ولی همه اینها به خاطر زودتر تمامشدن مسابقهها بود تا زمان مناسبی برای حضور در اردوی تدارکاتی تیم ملی داشته باشیم.
اگر اصرار به حضور این تعداد تیم در لیگ برتر وجود نداشت یا به نحو دیگری تعداد بازیها کاهش پیدا میکرد، نهایتا طراوت بیشتری برای ملیپوشانمان باقی میماند. اینطور نیست؟
درست است، ولی پاسخگویی در این مورد، در حیطه اختیارات من نیست و بهتر است مسوولان لیگ در این مورد توضیح دهند.
به هر حال، غفلتهای بسیار کوچکی، عواقب بسیار بزرگی برایمان به همراه داشت و تیم ملی کاملا شایسته ما را از راهیابی به المپیک باز داشت. مثلا این که بارها با استرالیا بازی تدارکاتی کردیم تا آنها، آنالیز کاملی از ما به عمل آورند و پس از چندین باخت به ما و غره کردنمان، سر بزنگاه، تیم ما را شکست دهند حال آن که اگر تنها یک گیم دیگر از آنها میگرفتیم الان ما در المپیک بودیم. اینطور نیست؟
خود استرالیاییها و صربها همگی معترف بودند ایران شایستگی کاملی برای راهیابی به المپیک را داشت. درست است استرالیاییها ما را آنالیز کرده بودند ولی ما هم آنالیز کاملی از آنها به دست آورده بودیم.
پس چرا به آنها باختیم؟ استرالیا را دستکم نگرفته بودیم؟
پس از آنکه گیم اول را بردیم به شرایط بدی رسیدیم. در حقیقت آن روز، روز ما نبود و برعکس روز آنها بود یعنی هرکاری کردیم بازیکن پشت خطزن بلندقامتشان مهار نشد و استرالیا بهترین بازی خود را برابر ما انجام داد در حالی که ما نتوانستیم ایران همیشگی باشیم با وجود آنکه همه تلاشمان را هم کردیم.
همانطور که گفتم اگر تنها یک گیم دیگر از آنها میگرفتیم الان در المپیک بودیم در حالی که اینطور نشد! یا کافی بود همان گیمهایی را هم که در بازی با صربستان در آستانه پیروزی به صربها واگذار کردیم، از دست نمیدادیم تا المپیکی شویم! به عنوان بازیکن حاضر در آن میدان بگویید که چگونه آن اتفاق افتاد؟
صربها وقتی آن شرایط دشوار را دیدند دست به تاکتیکی ریسکی زدند که با خوشاقبالی آنها همان تاکتیک نتیجه داد و پیروزی در گیم اول را برایشان به ارمغان آورد. در گیم دوم هم وقتی به باخت نزدیک شده بودند سرویسهای سنگین ریسکی را در دستور کار قرار دادند که آن هم با خوششانسی برایشان گرهگشا شد. در حقیقت، علاوه بر خوششانسی، آنها مزد تجربه برتر و حرفهایگری بیشترشان را گرفتند. حتی استرالیا هم پیش از شروع مسابقهها سه ماه در اردوی تدارکاتی بود و 25 بازی تدارکاتی برگزار کرده بود در حالی که ما فقط با سه بازی تدارکاتی، راهی ژاپن شدیم.
همین کمبود بازی تدارکاتی، کمبود تجربه بازیکنان بااستعداد ولی تازهواردی مثل قراء و مباشری هم دست ولاسکو را در تعویضها محدود کرده بود.
ببینید اگر شما از 10 مربی لیگ برتری، 10 فهرست برای تیم ملی بخواهید احتمالا در هر 10 فهرست حدود هفت یا هشت بازیکن مشترک وجود داشته باشد ولی بقیه نفرات، به سلیقه مربیان مختلف، متفاوت خواهد بود حتی ولاسکو در انتخاب بین میرزاجانپور که پدیده لیگ ما بود و مباشری که در تمرینات فوقالعاده نشان میداد و باوجود قامت نسبتا کوتاه، پرشهای بسیار بلندی دارد به مشکلی جدی برخورد کرد. به هر حال، من در موقعیتی نیستم که بخواهم در مورد گزینش نفرات ملیپوش اظهارنظر کنم. در مجموع میگویم حرفهای من و شما یکی است و از دو زاویه متفاوت طرح میشوند. جوانهای تیم ملی ما اصلا کم نگذاشتند و نشان دادند بجز در یکی دو پست، هیچ بازیکنی حاشیه امنیت ندارد و حالا شرایط با شش، هفت سال پیش که فاصله زیادی بین فیکسها و ذخیرهها وجود داشت، تفاوت زیادی کرده است. مثلا ببینید در غیاب سیدامیر حسینی، میرسعید معروفی در تیم ما بازی کرد که عملکردی کاملا درخشان داشت و بهترین پاسور بازیها بود. یا به جای کمالوند، قائمی عملکردی بسیار شایسته از خود نشان داد.
اصلا ولاسکو در هر تورنمنتی حدود 40 درصد تیمش را عوض میکند و باز هم نتایج خوبی میگیرد. چون همه برگزیدگانش شایسته هستند. مثل تیم برزیل که همیشه نفرات خود را عوض میکند و همیشه هم خیلی خوب کار میکند.
واکنش ولاسکو در برابر اتفاقات بازی با استرالیا یا صربستان چگونه بود؟
او واقعا حرفهای است و پس از هر بازی و هر نتیجهای، از ما میخواهد آن بازی را فراموش کنیم و به بازی بعدی متمرکز شویم. بعد از بازی با استرالیا هم به ما خسته نباشید گفت و کاملا ما را بر بازی با پورتوریکو متمرکز کرد و دیدید که چگونه بعد از باخت به استرالیا، شش امتیاز از پورتوریکو و ونزوئلا گرفتیم. بعد از باخت به صربستان هم همین اتفاق افتاد و پیروزی قاطعی بر ژاپن در روز پایانی به دست آوردیم.
ژاپن را در حالی با روحیهای بالا در خاک این کشور ویران کردیم که آن پیروزی هیچ تاثیری بر المپیکی شدنمان نداشت. در حالی که بازیکنانمان بسیار پرانگیزه و قوی در میدان ظاهر شدند! چگونه چنین انگیزهای به تیم ما تزریق شد؟
ولاسکو شب قبل از بازی با ژاپن با بازیکنان صحبت مشروحی کرد. او روز بازی و بعد از مشخص شدن نتیجه بازی چین و استرالیا و از دست رفتن شانس حضور ما در المپیک هم باردیگر با ما صحبت کرد و نکاتی را متذکر شد از جمله اینکه اگر بازی با ژاپن را ببازیم به مفهوم آن است که طی دو سال گذشته هیچ پیشرفتی نکردهایم. دیگر موضوعی که او تذکر داد این نکته بود که اگر بخواهیم در المپیک 2016 حاضر باشیم باید از همین الان کارمان را شروع کنیم و زنگ خطر را برای رقبایمان به صدا درآوریم و به آنها بفهمانیم ایران تیم مقاومی است که تا لحظه آخر میجنگد وگرنه اگر بخواهیم مدتها در افسوس و حسرت نرفتن به المپیک باقی بمانیم و بعد از مدتی طولانی از صفر شروع کنیم، دوره بعد هم ناکام خواهیم ماند. ضمن این که پیروزی بر ژاپن، ما را به عنوان تیم سوم معرفی میکرد که در صورت اتفاقی احتمالی برای یکی از تیمهای صعودکننده، جایگزین آنها در المپیک شویم. ضمن این که مردم واقعا برایمان سنگ تمام گذاشته بودند و حتی تماشاگرانی با تهیه بلیتهای بسیار گران به سالن میآمدند و جانانه ما را تشویق میکردند. اصلا درست نبود اجازه دهیم آنها بیش از این ناراحت شوند و به خاطر آنها اعاده حیثیت کردیم. حالا همان مردم به ما خسته نباشید میگویند و از تلاش و کوشش ما ابراز رضایت میکنند.
فکر میکنید ولاسکو در ایران باقی بماند؟
شاید ولاسکو تا حدود یک ماه دیگر با ما قرارداد داشته باشد در حالی که فکر میکنم او علاقه زیادی به ادامه همکاری و ماندن در ایران دارد. از طرفی فدراسیون هم قطعا حاضر به از دست دادن چنین مربی بزرگی نیست و فکر میکنم بعد از توافق طرفین در مورد شرایط ادامه همکاری، دور تازه فعالیت او در تیم ملی شروع شود.
برنامه بعدی تیم ملی چیست؟
باید شهریور در جام کنفدراسیون والیبال آسیا (AVC CUP) حاضر شویم و در صورت موفقیت در آن به لیگ جهانی راه پیدا کنیم. مسلما حضور در لیگ جهانی افتخاری در حد المپیک نیست ولی به پیشرفت والیبال ما خیلی کمک میکند.
به هر حال اگر تیم ملی والیبال سرانجام به لیگ جهانی راه پیدا کند، آنجا با حریفانی حتی قویتر از حریفانمان در رقابتهای گزینشی المپیک روبهرو خواهیم شد. فکر میکنید چقدر بتوانیم حضور شایستهای از خود در لیگ جهانی والیبال ارائه کنیم؟
زرینی: ولاسکو در اولین ملاقاتش با من بدون هرگونه تعارف یا رودربایستی خیلی رک و صریح گفت که مرا نه تنها بهترین بازیکن در پست خود نمیبیند بلکه جزو هفت نفر برتر همپستیهایم در ایران هم ارزیابی نمیکند
سیر صعودی والیبال ما در سالهای اخیر کاملا مشخص است و مسلما با طی کردن پرقدرت مسیری که آغاز کردهایم در ادامه هم بهتر از این خواهیم شد. ما در رقابتهای گزینشی المپیک از حضور بازیکنانی محروم شدیم که در صورت آمادگی آنها، مطمئنا با بازگشت به تیم، نقش تاثیرگذاری بر تقویت آن خواهد داشت. ضمن این که جوانانی که نخستین بازیهای خود را با تیم ملی برگزار کردهاند تا آن زمان با میداندیدن به پختگی، هماهنگی و در مجموع آمادگی بسیار بالاتری نسبت به گذشته خواهند رسید. بنابراین افق موفقیت تیم ملی ایران در لیگ جهانی والیبال کاملا روشن است و در صورتی که از نرسیدن به المپیک دچار افسردگی و رخوت نشویم و از همین امروز برای آینده برنامهریزی و تلاش جدی کنیم باز هم جلوتر خواهیم رفت.
طی هر دو دوره قبلی A.V.C CUP، تیم ایران قهرمان شده است ولی برخی فتح این جام را خیلی کمرنگ جلوه میدهند!
من هم از این موضوع تعجب میکنم چون A.V.C CUP مهمتر از جام ملتهای آسیاست. در جام ملتهای آسیا بیش از 20 تیم حاضر میشوند که خیلی از آنها تیمهای کماعتباری هستند در حالی که در A.V.C CUP، هفت تیم برتر قاره به عنوان میزبان بازیها حاضرند و کیفیت بالاتری را در بازیها میبینیم. بویژه در دوره پیش رو که انتخابی لیگ جهانی هم محسوب میشود.
خلأ والیبال کشورمان چیست؟
متاسفانه نه در والیبال، بلکه در کل عرصه ورزش کشور جای کار بسیار مهم استعدادیابی اصولی کاملا خالی است. البته به اعتقاد عموم و کارشناسان، شاید والیبال بهترین عملکرد را به منظور استعدادیابی و پرورش استعدادها در کل رشتههای ورزشی کشور از خود ارائه کرده است. با این حال، اگر ما میتوانستیم این کار را در سطح مطلوب و استاندارد جهانی انجام دهیم، جایگاهمان خیلی بالاتر از جایگاه فعلی بود. به عنوان نمونه، چرا خود من نباید از ابتدا به والیبال روی میآوردم و اینقدر دیر وارد گردونه این رشته شدم که تنها به فاصله کمتر از یک سال پس از آشنایی با والیبال، وارد اردوی ملی جوانان ایران شوم؟! اگر امثال زرینیها و بازیکنان و استعدادهای بالقوه شایستهتر ما، زودتر کشف میشدند و پرورش پیدا میکردند مسلما توان بالفعل ما خیلی بیش از شرایط فعلی میشد.
در حقیقت باید، پایگاهی برای ممیزی استعدادهای ورزشی وجود داشته باشد و با توجه به استعدادهای آنها، نیروهای باارزش ورزشی را به رشتههای کاملا متناسب با شرایط آنها هدایت کنند.
کاله آمل هم به عنوان قهرمان لیگ، طی روزهای آینده باید در جام باشگاههای آسیا شرکت کند و از قهرمانیهای پیاپی پیکان ایران در این تورنمنت دفاع به عمل آورد. مصدومیت شما اجازه اعزام به شانگهای چین و حضور در این تورنمنت آسیایی را میدهد؟
ما باید حتما جام قهرمانی باشگاههای آسیا را دوباره به کشورمان بیاوریم و به همین دلیل من هم در ترکیب کاله اعزام خواهم شد.
کاله آمل در رقابتهای جام باشگاههای آسیا چه خواهد کرد؟ آیا میتواند مدافع افتخارات فراوان پیکان در این تورنمنت باشد؟
ما تمام تلاشمان را برای آوردن دوباره جام قهرمانی باشگاههای آسیا به کشورمان به خرج میدهیم. به لحاظ دارا بودن بازیکن و مربی و پشتیبانیهای مدیریتی نیز همه چیز برای رسیدن به چنین موفقیتی مهیاست. نباید فراموش کنیم طی سالهای گذشته باشگاههای مختلف بخش خصوصی، تلاش و سرمایهگذاری زیادی برای قهرمانی در والیبال کردهاند که متاسفانه ختم به موفقیت نشده است که همین جو سنگین و مایوسکنندهای را به وجود آورده بود. خوشبختانه کاله توانست چنین جو مایوسانهای را بشکند و نشان دهد یک باشگاه از بخش خصوصی هم میتواند قهرمان لیگ برتر شود. در حقیقت قهرمانی کاله در لیگ برتر والیبال ایران از این حیث برای رشد و پیشرفت والیبال ما بسیار ارزشمند بود. به همین دلیل امیدواریم به عنوان نماینده ایران در جام باشگاههای آسیا موفق ظاهر شویم تا سهمیه حضور در رقابتهای جام باشگاههای جهان را هم به دست آوریم و سپس در آن مسابقههای مهم نیز برای کشور عزیزمان مثمرثمر شویم و افتخارآفرینی کنیم.
فصل بعد هم در کاله میمانید یا به باشگاه دیگری میروید؟
طبق مقررات، بازیکنان زیر 28 سال، فصل گذشته قراردادهای دوساله با باشگاههای خود وضع کردند. قرارداد من هم چنین وضعیتی دارد منتها در آن قید شده است که در پایان فصل، طرفین باید شرایط مدنظر یکدیگر را فراهم آورند.
من هم مثل دیگر بازیکنان تیممان مایلم در کاله بمانم و با وجود دریافت پیشنهادهای دیگر میخواهم در سال 91 هم در کاله آمل باشم چون این باشگاه هواداران بسیار خوب، سالنی مطلوب و مدیرانی حامی دارد و در مجموع باشگاه بیحاشیهای است. بازیکنان کاله حتی حاضرند با دریافت مبلغ کمی پایینتر از سایر باشگاهها در همین باشگاه بمانند.
فکر میکنید سقف قراردادهای امسال چقدر بیشتر از پارسال شود؟
متاسفانه در مورد قراردادهای سال گذشته، شفافسازی خوبی صورت نگرفت طوری که اغلب تصور میکردند بازیکنان مبالغی بالاتر از قیمت واقعی گرفتند در حالی که یکی دو بازیکن مبلغی حدود 350 میلیون تومان، حدود ده بازیکن مبلغی حدود 250 میلیون تومان و تعدادی دیگر مبالغی بیشتر یا کمتر از 200 میلیون تومان دریافت کردند. امسال هم به نظرم متناسب با پیشرفت والیبال باید سقفها تعیین تا به رشد این رشته کمک شود.
رمز پایان دوران دوقطبی والیبال ایران و قهرمانیهای همیشگی پیکان و ظهور قهرمانی تازه به نام کاله آمل را چه میبینید؟
به نظرم چنین اتفاقی واقعا لازم بود چون حالا بخش خصوصی رغبت بیشتری به حضور قوی و سرمایهگذاری در ورزش والیبال پیدا کرده است. کاله واقعا برای والیبال سرمایهگذاری کرد و زحمت کشید و باید قهرمان میشد هر چند باشگاه ما پس از پایان رقابتهای جام جهانی ضربه خورد و با افتی چندهفتهای روبهرو شد که یا به خاطر افت تیم بود یا به دلیل ناهماهنگی. به هر حال تا پایان فصل نتوانستیم از ردههای دوم و سوم جدول بالاتر بیاییم و همواره سایپا را بالاتر از خود میدیدیم ولی در مرحله پلیآف و بازیهای فینال با سایپا، باشگاه ظرفیت قهرمانی را از خود نشان داد و در حالی که معمولا در لیگهای دنیا، تیمی که بازی نخست مرحله فینال را به سود خود تمام میکند در نهایت قهرمان هم میشود ولی ما در بازی نخست فینال به سایپا باختیم اما در بازیهای دوم و سوم، پس از آنالیز کامل حریف، آنقدر طوفانی و قدرتمند عمل کردیم که هیچکس در استحقاق و شایستگی ما برای قهرمانی لیگ تردیدی به خود راه نداد.
نقش بهروز عطایی به عنوان سرمربی در این قهرمانی چقدر موثر بود؟
عطایی مربیای است که با انتقال دانش مربیان خارجی به داخل کشور، احاطه بسیار خوبی بر والیبال دارد و سالها بازی وی در تیم ملی و سطح اول والیبال در کنار فاصله کم اختلاف سنیاش با بازیکنان تیم، ارتباط بسیار خوبی بین او و بازیکنان ایجاد کرده است و این به موفقیت کاله کمک شایانی کرد. به هر حال تیمی قهرمان میشود که همه اجزای آن عملکرد مطلوبی داشته باشند. در قهرمانی کاله هم بازیکنان و مربی نقش کاملا مثبت و مهمی داشتند، ضمن اینکه تماشاگران آملی هم حمایت یکپارچهای از تیم شهر خود به عمل آوردند و البته مدیرانی که انصافا خیلی بموقع پرداختها و تعهدات مالی خود را انجام میدادند و به بازیکنان و مربیانشان آرامش اهدا میکردند، در پناه چنین آرامشی بود که سنگینترین تمرینها را متحمل شدیم تا به موفقیت برسیم.
به پیشنهادها اشاره کردید. مدتی است بازیکنان ایرانی با پیشنهادهای خارجی روبهرو نمیشوند. شما در سالهای گذشته پیشنهادهای خارجی دریافت کرده بودید؟
بله. در سالهای قبل دو بار از تیمهای فنرباغچه و پلیس ترکیه پیشنهاد دریافت کرده بودم که بار اول به خاطر تعهدم به باشگاه ماهشهری و بار دوم به دلیل تعهد به داماش از همکاری با ترکیهایها معذور شدم.
و به عنوان آخرین پرسش، همه زرینی را با سرویسهای وحشتناک و منحصر به فردش میشناختند، در حالی که مدتی است از آن سرویسها، حداقل در تیم ملی خبری نیست؟
زدن سرویسهای سنگین پرشی همواره با ریسک بالایی همراه است و از آنجا که ولاسکو تشخیص داده بود باید ریسک را در بازی خود پایین بیاورم، مدتی است ترجیح میدهم سرویسهای فنیتری بزنم تا حتما توپ از تور عبور کند و این اجازه را به بازیکنان دیگری بدهیم تا از سرویسهای پرخطر استفاده کنند.
و در پایان...
از قهرمانان ورزشی خواهش میکنم همیشه به یاد داشته باشند که از کجا آمدهاند، چه بودهاند، چه شدهاند و به کجا رسیدهاند. به عنوان یک کوچکتر، خواهش میکنم برای پیشگیری از سقوط و برای طی شدن بهتر مسیر پیشرفت، این نصیحت را بپذیرند و از اصالت خود دور نشوند. من هم مانند اغلب ورزشکاران، از قشر ضعیف و متوسط جامعه رشد کردهام و نباید این موضوع را فراموش کنم.
داستان والیبالیستشدن زرینی
حمزه زرینی خیلی دیر به والیبال ایران معرفی شد. در حقیقت او یکی از معدود ملیپوشانی است که سابقه حضور در تیم ملی نوجوانان ایران را نداشته است.
در حقیقت زرینی اصلا در زمان نوجوانی خود والیبالیست نبوده است، بلکه به دلیل کشتیگیر بودن پدر و برادر و دیگر مردان فامیلش، او نیز ورزش را با کشتی آغاز کرده است! در حقیقت محمد اسماعیل زرینی (قهرمان پیشین کشتی کارگری آسیا) پدر حمزه است و اللهمراد زرینی (کشتیگیر پرآوازه پیشین میانوزن ایران و جهان) از همطایفه های او به شمار میرود.
اما قد بسیار بلند حمزه و علاقه او به والیبال در کنار تشویق بسیاری از دوستان و آشنایان و بویژه برادر بزرگترش او را به سمت والیبال و کانون قهرمانپرور والیبال اسلامشهر کشاند و به این ترتیب، زرینی هم مثل توحید حسینی، محمد محمدکاظم، علی حسین (معروف به حسینی)، محسن علیاری و ... در این کانون زیر نظر والی و دیگران مشغول به فعالیت و تمرین جدی شد تا این که سر از تیم شهرداری اسلامشهر و سپس چند ماه بعد تلاش شهریار درآورد.
در این هنگام، وادی زرینی به ستکوویچ، سرمربی وقت تیم ملی جوانان معرفی کرد. ستکوویچ که آن زمان به دنبال بازیکنان جدیدی برای تقویت تیم خود بود، علاوه بر نفرات تیم نوجوانان، تنها حمزه زرینی و سیدمحمد موسوی عراقی را ـ که از کانون والیبال خوزستان معرفی شده بود ـ برای تقویت تیمش مناسب پیدا کرد و آنها را برای حضور در تیم جوانان ایران گزینش کرد و به این ترتیب، این کشتیگیر جوان و قدبلند، تبدیل به والیبالیستی شناختهشده در عرصه ملی، قارهای و حتی جهانی شد.
زرینی پس از دو سال حضور در تیم جوانان، اکنون 9 سال است در تیم ملی بزرگسالان توپ میزند با این تفاوت که او در سالهای اخیر، برخلاف سالهای ابتدایی والیبال خود نه در پست مهاجم پشت خط زن، بلکه به عنوان دریافتکننده قدرتی، راهی میدان میشود.
زرینی در این مدت در بــــاشگاههای دیگری نظیر سایپا، برق، پیکان، داماش گیلان و کاله آمل نیز بازی کرده است.
مجید عباسقلی - گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم