در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تهران نو، داستان زندگی چند شخصیت را کنار هم روایت میکند. این مجموعه که بیانگر موقعیتهای کمدی زندگی است، داستانهایی را به موازات یکدیگر پیش میبرد.
سریال تهران نو از آنجا آغاز میشود که کیامقدم پس از سالها دوری از وطن به خاطر پیگیری برخی مسائل شخصی و در حالی که در زندگی زناشویی خود شکست خورده است، به کشور بازمیگردد، اما در همان بدو ورود با اتفاقی روبهرو میشود که زندگی خود و بسیاری را تحت تاثیر قرار میدهد.
هماکنون مرحله تصویربرداری این مجموعه به پایان رسیده و تدوین آن که همزمان با تصویربرداری آغاز شده بود، ادامه دارد و کار صداگذاری آن نیز به وسیله امین میرشکاری در حال انجام است. این سریال را امید سهرابی برای 30 قسمت 45 دقیقهای به نگارش درآورده و تهیهکنندگی آن را هم علی تقیپور عهدهدار است و فرید سجادی حسینی نیز ـ که چند سال پیش سریال بانو از او روی آنتن رفت ـ کارگردانی کار را به عهده دارد.
با نگاه به فهرست عوامل سریال تهران نو که یک سریال در ژانر کمدی درام است، میتوان نام بازیگران نامآشنای زیادی را مثل مهران احمدی، علی سرابی، هومن سیدی، بهروز شعیبی، شقایق دهقان، ندا مقصودی، سمیرا ذکایی، لیندا کیانی، گلاره عباسی، بهناز جعفری، آتنه فقیهنصیری، پوراندخت مهیمن، سوگل طهماسبی، بیژن افشار، الهام کردا، بهاره ریاحی و اشکان خطیبی (حضور افتخاری در نقشی کوتاه، اما تاثیرگذار در روند قصه) مشاهده کرد.
این گزارش را ما در آخرین روزهای تصویربرداری این مجموعه تهیه کردیم. بعد از گذشت بیش از 9 ماه هنوز هم بخوبی میتوان انرژی مضاعفی را در کارگردان و اعضای گروهش مشاهده کرد. بخصوص که نزدیکیهای پایان کار است.
جمعیت زیادی جلوی کلانتری 104 عباسآباد جمع شده است. تجمع افراد آنقدر زیاد است که گمان میرود حادثهای رخ داده است. جمعیت لحظه به لحظه بیشتر میشود و حتی آفتاب سوزان خرداد هم نمیتواند از تجمع افرادی که جمع شدهاند، بکاهد. در این سکانس علی سرابی بازی دارد. قرار است بخشی از این سکانس داخل کلانتری و بقیه آن جلوی در گرفته شود. گروه چهرهپردازی مشغول آماده کردن تعدادی از سربازان و ماموران کلانتری هستند تا برای حضور در سکانس بعدی حاضر شوند. فرید سجادی حسینی، کارگردان کار هم مشغول صحبت با علی سرابی است. کمی بعد مینیبوسی از راه میرسد و تعدادی از هنروران برای حضور در این صحنه به گروه اضافه میشوند.
به سراغ علی تقیپور، تهیهکننده کار میروم که در گوشهای ایستاده و نظارهگر است که این سکانس بخوبی برای تصویربرداری آماده شود.
کمدی غمانگیز اشتباهات
علی تقیپور، استارت اولیه این سریال را زده است. او با فکر تهیه یک سریال کمدی متفاوت به سراغ امید سهرابی برای نگارش کار رفت و حالا هم فکر میکند همه تلاشش را کرده تا یک سریال متفاوت و استاندارد را تحویل مخاطب بدهد. واقعیت هم این است که به نظر میرسد او به دنبال کیفیت است وگرنه راضی نمیشد سراغ فیلمنامهای برود که بیش از 200 لوکیشن دارد. وقتی از او میپرسم الان که نزدیک پایان تولید کار است از نتیجه کار راضی است یا نه در پاسخ میگوید: راضی بودن من شاید خیلی معیار مناسبی برای نتیجهگیری کلی کار نباشد. آنچه برای همه ما اهمیت ویژهای دارد این است که کار در نهایت مورد توجه مخاطبان خود قرار گیرد.
ولی آنچه میتوانم با اطمینان بگویم این است که برای تولید سریال، معیارمان استانداردهای بینالمللی سریالهای موفق جهانی و شیوه تولید آنها بود. برای همین هم به عنوان تهیه کننده سعی کردم مثل همه جای دنیا که تهیهکننده به عنوان خالق اثر بر کل کار اشراف دارد، بر همه چیز اشراف داشته باشم. به اندازه بضاعتم تمام سعی خودم را کردم که فیلمنامه را به بهترین شکل تولید کنم و باید بگویم فیلمنامه این مجموعه، فیلمنامه خوبی بود و همین مسوولیت من و اعضای گروه را سنگین میکرد. خدا را شکر در این کار، من و نویسنده و کارگردان با سرگروهها هماهنگ بودیم. این یکپارچه بودن تیم یکی از نقاط قوت ما بود که امیدوارم نتیجهاش در کار دیده شود. تقیپور یکی از مشکلات این کار راتعدد لوکیشنها میداند. او معتقد است: ریتم تند سریال برای رسیدن به خروجی مشخص روزانه با این حجم کار پروژه را سنگین میکرد. برای همین به نسبت سریالهای دیگر تولید و برنامهریزی کار خیلی سنگین بود که خوشبختانه با فداکاری و همدلی و انگیزه گروه از این مسوولیت سنگین به سلامت عبور کردیم. در این راه فرید سجادیحسینی، کارگردان با سعهصدر نقش قابل توجهی داشتند.
به هر حال از ویژگیهای سریال این است که بسیار پرشخصیت و پرلوکیشن است و روایت هم ریتم سریعی دارد. ما سعی کردیم ریتم سریال را به گونهای پیش ببریم که با جریان سریالسازی روز دنیا همسو باشد و مخاطب را به طور کامل درگیر ماجراها و شخصیتها کند.
وی در پاسخ این پرسش که با وجود سریالهای متعددی که با محتوای طنز تولید میشوند، چرا بازهم به سراغ تهیه یک مجموعه کمدی رفته میگوید: با صحبتهای اولیه که قبل از نگارش فیلمنامه با فیلمنامهنویس داشتم به نتیجه رسیدیم درامی که شیرین روایت شود و بار کمیک داشته باشد در گونه نمایشی ما مهجور مانده است. به جرات میتوان گفت چه قبل و چه بعد از انقلاب چنین گونهای در تولید تلویزیونی وجود نداشته است. میدانم این تازه شروع است و چه چیز مهمتر از این که من تهیهکننده شروع کاری را به عهده بگیرم که از این منظر برایم جذاب باشد. البته این یک کار اجتماعی هم به حساب میآید؛ یک کمدی درام در قالب داستانی اجتماعی. یکبار دیگر هم گفتهام که به نظرم تهراننو، کمدی غمانگیز اشتباهات است.
با سه، دو، یک کارگردان نخستین برداشت آماده تصویربرداری میشود. علی سرابی وارد کلانتری میشود و ابتدای ورود به کلانتری تلفن همراه خود را به سرباز جلوی در تحویل میدهد. گویا یکی از سربازان اشتباهی وارد کادر شده و نهایتا صحنه با برداشت دوم مورد تایید کارگردان قرار میگیرد.
سعی کردم به قصه وفادار بمانم
علی سرابی ـ که سالهاست در زمینه بازیگری تئاتر فعالیت میکند ـ در سریال تهران نو، یکی از نقشهای اصلی را به عهده دارد. سرابی معتقد است تلویزیون مهمترین رسانهای است که ارتباط مستقیمی با مخاطب دارد و از این نظر، فضای مناسبی برای یک بازیگر است تا با مخاطبانش ارتباط بیشتر و بهتری داشته باشد.
وی در ادامه درباره حضورش در این سریال میگوید: امسال در سریال سهمی برای دوست به کارگردانی مسعود اطیابی بازی کردم و اواسط تصویربرداری، بازی در این مجموعه به من پیشنهاد شد. به جرات میتوانم بگویم این فیلمنامه یکی از بهترین فیلمنامههایی است که تا به حال خواندهام. علاوه بر اینکه این سریال گروه بازیگران بسیار خوبی دارد. به همین دلیل فکر کردم چقدر در کنار این بازیگران یاد خواهم گرفت و تجربه خوبی برای من خواهد بود.
سرابی در ادامه درباره ویژگی نقش خود در این سریال میافزاید: در نقش کیا سعی کردم وفادار به قصه باشم و شخصیت را درست روایت کنم، چراکه خود نقش در فیلمنامه فراز و فرودهای بسیاری دارد و ترجیح میدهم به جای اینکه در خدمت سبک بازیگری خودم باشم، در خدمت متن و اثر نویسنده باشم.
در حین تصویربرداری اتفاق جالبی میافتد. اواسط برداشت پلان است که ناگهان زنی با گریه و فریاد وارد صحنه میشود و وقتی دستیار کارگردان او را به سکوت دعوت میکند وی بیشتر از قبل به گریه و زاری خود ادامه میدهد. گویا قضیه دعوای زن و شوهری است و این خانم میانسال هم آمده تا از شوهرش شکایت کند. به اجبار کارگردان کات میدهد و چند تن از اعضای گروه برای آرام کردن این زن معترض دست به کار میشوند. به قول یکی از بچههای گروه وقتی در مکانهایی مثل کلانتری فیلمبرداری شود غیر از این هم نمیشود توقع داشت. تا صحنه به حال عادی خود برگردد به سراغ فرید سجادیحسینی، کارگردان کار میروم.
نگاه واقعبینانه به زندگی
فرید سجادی حسینی در دومین تجربه سریالسازی خود بعد از سریال «بانو» مشغول کارگردانی سریال تهران نو برای پخش از شبکه ۵ سیماست. او که طی سالهای اخیر چندان حضور پررنگی در عرصه سریالسازی در تلویزیون نداشته درباره علت کمکاری خودش میگوید: در این مدت در پروژههای مختلف به عنوان مجری طرح و مدیر اجرایی حضور داشتم و همه تلاشم بر این بوده است که خیلی از عرصه تلویزیون دور نباشم. فیلمنامههای زیادی در این مدت برای ساخت پیشنهاد میشد که بار محتوایی زیادی نداشتند. زمانی که ساخت سریال تهران نو به من پیشنهاد شد احساس کردم این مجموعه در نوع پرداخت و روایت خود میتواند بسیار متفاوت عمل کند. این تفاوت هم در قصه این مجموعه نهفته بود.
سجادی معتقد است: به نظر من هیچ قصهای جدید نیست و آنچه یک سوژه را از بقیه روایتهای شبیه به آن متمایز میکند، تفاوت در پرداخت آن است. او میگوید: دلیل اصلی جذابیت این مجموعه را در قصهپردازی درست امید سهرابی نویسنده کار میدانم. به بیان دیگر نگاه یا بیان واقعگرایانه زندگی مردم و جامعه در این سریال دیده میشود که آن را به اثری که شما هم لحظههای کمیک در آن میبینید و هم لحظههای تراژیک تبدیل میکند. ما خیلی سعی نکردیم یک مجموعه طنز بسازیم. تلاش ما این بود که با ایجاد موقعیتهای طنز درون قصه بتوانیم سریال مفرحی را برای مخاطب تولید کنیم که در عین سرگرمی بتواند آموزنده نیز باشد.
وی درباره ترکیب بازیگران این مجموعه میگوید: از ابتدا با کمک آقایان سهرابی و تقیپور شروع کردیم به چینش درست بازیگران و همینطور بازیگرانی که به کار اضافه میشدند و خودشان پیشنهاد میکردند و در نتیجه به ترکیبی که در حال حاضر میبینید منجر شد که به نظر من ترکیب خوبی است.
به موفقیت کار امید دارم
مهران احمدی نقشهای شیرین زیادی را تا به حال بازی کرده است. حتی نقش برادر عصبی و غیرتی در فیلم «آلزایمر» با بازی او هنوز هم در ذهنها باقی است. او در سریال تهران نو آنطور که از شواهد و قراین برمیآید، نقش نعیم را بازی میکند که یک پای ثابت پیشرفت قصه و البته بار کمدی کار است. خودش معتقد است این شخصیت با تمام نقشهایی که تا امروز بازی کرده متفاوت بوده است.
او میگوید: به نظرم قصه این کار فیلمنامهای است که به خودی خود 50 درصد راه را برای شخصیتپردازی رفته است. شخصیتها و ارتباطها هماهنگ شده هستند و در همان وهله اول که فیلمنامه را میخوانی میشود فهمید چه شخصیتها و روابطی بر کل کار حاکم است.
در دورخوانیهایی که با گروه داشتیم و با وجود تصور خودم که از نقش شکل گرفت و مشورتهایی که انجام شد به این نتیجه رسیدیم که نعیم چگونه باشد. من معتقدم کار بازیگر این نیست که وقتی شخصیتی درست است چیزی را به نقش اضافه و کم کند، بلکه بزرگترین وظیفهاش این است که شخصیت را زنده کند تا قابل باور باشد. امیدوارم این اتفاق افتاده باشد. در کل باید تماشاگر قضاوت کند، اما آنچه خودم میتوانم بگویم این است که چنین شخصیتی را تا امروز در تلویزیون و سینما ندیدهام. نه اینکه خوب است، اما همین قدر بگویم که به طور کامل شخصیت متفاوتی است.
مهران احمدی از آن بازیگرانی است که در کارنامه هنری خودش تا امروز، هم در نقش مثبت و هم منفی ظاهر شده است و خیلی خودش را به گونه خاصی محدود نمیکند. وی درباره مضمون و محتوای کار تهران نو میگوید: این مجموعه را یک کار رئالیستی میدانم و برای این حرفم 2 دلیل دارم. اول اینکه خودم از کارهای غیررئالیستی گریزانم و دوم دوستان کارگردان و تهیهکننده که بازیگران را انتخاب میکنند قطعا در کارهای من شاخصههای رئالیستی را دیدند و بر همان مبنا مرا انتخاب کردند.
با تارا زندگی کردم
ندا مقصودی را بیشتر تئاتریها میشناسند. بازیگری که خاستگاهش تئاتر است، اما طی این سالها در سریالها و فیلمهایی نیز حضور یافته است. پیش از این بینندگان سریالهای تلویزیونی او را در سریال «شمسالعماره» دیدهاند و همین روزها با فیلم «خنده در باران» روی پرده سینماهاست.
ندا مقصودی ـ همسر امید سهرابی ـ نویسنده کار است و در این مجموعه نقش تارا را بازی میکند. نقشی که به گفته خودش یکجورهایی قهرمان سریال است. وی میگوید: تارا شخصیت پیچیدهای بود. آنقدر که کاملا محو شخصیتش شده بودم. کاراکتری فداکار که همه معیارهای مردانگی و زنانگی و مادر بودن و فداکاری و همه چیز را داشت.
مقصودی میگوید: شک ندارم این سریال سلیقه مخاطب را بخصوص در کمدی عوض میکند، چون در این کار هیچکس سعی نمیکند کسی را بخنداند، اما در نهایت کمدی زیادی دارد و البته گاهی هم در مواجهه با موقعیتها نمیدانی بخندی یا گریه کنی. واقعا شخصیتها در شرایط تراژیک گیر میکنند، ولی مخاطب میخندد. در عین حال به زندگی ما بسیار نزدیک است و همه شخصیتها را میتوانید در اطرافتان ببینید در عین حال شخصیتهایی نیستند که فانتزی خلق شده باشند.
دیگر تندتند حرف نمیزنم
شقایق دهقان بازیگری است که در سریالهای طنز و کمدی تلویزیون چهره شناختهشدهای است. بازیگری که شیرینی خاصی در بازیاش دیده میشود. او در سریال تهران نو با نقشی متفاوت به میان مخاطبان خواهد آمد.
گفتنی است، این بار بهروز شعیبی نقش مقابل او را بازی میکند. وی درباره حضورش در این مجموعه میگوید: مینو شخصیتی است که معرف یک زن زحمتکش خانواده و بسیار صبور و آرام است. او مثل بیشتر زنان ما همراه همسرش برای گذران زندگی کار میکند. موقعیتی که همسرش با آن درگیر میشود او را هم در شرایط خاصی قرار میدهد. من معمولا در صحبت کردن عادیام تند حرف میزنم و برای رسیدن به این نقش خیلی تلاش کردم همهجوره به فرهنگ مینو نزدیک شوم. برای همین هم خیلی تمرین کردم تا خیلی تند حرف نزنم. دهقان برخلاف سایر نقشهایی که تا امروز در مجموعههای طنز بازی کرده نقش مینو را در زمره نقشهای طنز به شمار نمیآورد. چرا که به اعتقاد او به نقشهای این مجموعه خیلی جدی نگاه شده، اما موقعیتی که شخصیتها در آن قرار گرفتهاند، کمدی است. او میگوید: تاکنون خیلی به من پیشنهاد بازی در کاری را دادهاند و گفتهاند نقش جدی است، اما موقعیت کمدی دارد، ولی من در این کار به معنای درست با چنین چیزی برخورد کردم، آدمهایی که خیلی جدی زندگی میکنند. موقعیتی که فیلمنامه طراحی کرده بسیار کمدی است. مثلا همین رنج مینو وقتی خیلی افزایش مییابد به کمدی تبدیل میشود. این همان اتفاقی است که کمی دست بازیگر را میبندد و کار او را مشکل میکند. چراکه شما در کار کمدی صرف یا جدی میدانید چه باید بکنید، اما در این کار باید سعی کنید خودتان اصلا کمدی بازی نکنید با اینکه موقعیت کمدی است و در این شرایط وقتی فیلمنامه درست است شما هر چقدر جدی بازی کنید نتیجه کمدی میشود.
شقایق دهقان از حضور در این مجموعه رضایت کافی دارد. او میگوید: خوشبختانه من در سریالهای کمدی مثل این کار و ساختمان پزشکان با فیلمنامههای خوبی روبهرو بودم. بهطوری که ما خیلی کم به بداهه نیاز داشتیم. در این کار فیلمنامه خیلی کاملتر از آن بود که جای بداهه داشته باشد و اصلا معتقدم بداهه به کار کمدی لطمه میزند، چون در بداهه هیچ نقشهای برای ادامه مسیر نداری. به نظر من آن چیزی که میتواند تهران نو را برای مخاطب خود اثری متفاوت جلوه دهد، این است که همه بازیگران بخوبی ویژگی شخصیتهای داستان را رعایت میکنند و با کمک راهنمایی خوب کارگردان در راستای نقش چیزی را به آن میافزایند.
گروه تصویربرداری مشغول جابهجا کردن وسایل و تجهیزات خود هستند. کمکم از تجمع جمعیت کاسته شده و فرصت خوبی است که بشود خیلی راحتتر با اعضای این مجموعه تلویزیونی گپ و گفتی کرد.
شبنم مدنی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: