در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حادثهای که عبدالرضا اکبری نقل میکند، مربوط به سرقت اتومبیلش در یکی دو هفته اخیر است، میگوید: چند وقت پیش اتومبیلم را در شهرک اکباتان پارک کرده بودم که به سادگی یک رفتن و برگشتن، متوجه شدم ماشینم را دزدیدهاند! اولین واکنش من به این موضوع، رفتن به کلانتری و اطلاع دادن در مورد به سرقت رفتن ماشینم بود.
انگار این روزها سرقت تفننی اتومبیل برای بعضی جوانها عادی شده است، جوانهایی که خلافکار حرفهای نیستند و حتی نمیتوان روی آنها نام سارق گذاشت، آنان براحتی به سرقت ماشین، اقدام میکنند که این کار، هم برای خودشان و هم برای دیگران دردسرساز است.
اکبری اضافه میکند: سرانجام بعد از 15 ـ 10 روز با تلاش نیروی انتظامی اتومبیلم پیدا شد. در واقع جوانی که ماشین مرا سرقت کرده بود، با بیخیالی کامل با آن در حال تردد بود و به سادگی دستگیر شد. خوشبختانه به اتومبیلم خسارتی وارد نشده و آسیبی ندیده است. البته باید بگویم شانس آوردم که ماشینم زود پیدا شد. اما هنوز هم درگیر کارهای مربوط به این سرقت هستم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: