واشنگتن و نابسامانی در عراق

امنیت ملی امریکا بزرگترین معضل خاورمیانه شده است. درواقع ، شاگردان اندیشه ساز لئواشتراواس بعد از حوادث 11 سپتامبر با این هدف که امنیت ملی امریکا به دست تروریسم خاورمیانه ای به خطر افتاده
کد خبر: ۴۸۰۴۱
و باید با یک برنامه جامع آنها را در مرکز استقرارشان نابود کرد.
افغانستان و عراق را در همه ابعادش با چالشی فلج کننده روبه رو کرده اند. نبرد با تروریسم جهانی فرصتی بی سابقه برای ایالات متحده پدید آورد تا مناطقی را که از دایره امنیتی شان خارج شده بود باز به این دایره ناامن بازگشت دهند.
اینک 2سال از پیوند سرزمین افغانستان به این دایره می گذرد و هر روز منابع خبری جهان از بحران امنیتی در بخشهای مختلف این کشور خبر می دهند. این در حالی است که افغانستان امروز در آستانه انتخابات ریاست جمهوری بیش از هر چیز نیاز به امنیت دارد.
عراق هم اینک یک سال و نیم است که به شعاع دایره امنیتی ایالات متحده پیوسته ، کشوری که بعد از 2ماه انتقال قدرت به حاکمیتی عراقی ، روز به روز، بحران فزاینده امنیتی اش ، این سرزمین را تا سرحد انفجار پیش می برد.
با توجه به این که برای طراحان اصلی جنگ عراق و اشغال آن مسجل شده که دیگر ممکن نیست با این روشها، امنیت در این کشور ایجاد کرد، اما باز کاخ سفید اصرار بر سیستم اتوریتریانیسمی خود دارد.
با شناخت و درک روزافزون تحولات جدید عراق درمی یابیم که سیاست خارجی امریکا در قبال بغداد از لحاظ ماهیتی تفاوتی با سیاست های پراشتباه ابتدایی اش ندارد. واشنگتن پس از شکستهای سیاسی و امنیتی خود در یک سال و نیم اشغال به دنبال برنامه ای مثبت یا تغییر رویه اشتباه سیاسی خود نیست و تنها به تعویض تاکتیک های سیاسی و نظامی بسنده می کند.
پیگیری سیستم حذف سیاسی و فیزیکی بخش قابل توجهی از نیروهای (سیاسی و مذهبی) شیعه عراق نشانگر علاقه مندی طراحان نظام نوپای سیاسی عراق به حذف حوزه های سیاسی و مذهبی غیروابسته است.
امروز جامعه سیاسی عراق روندی دو سویه طی می کند:

1-نیروهای سیاسی که در راستای خاص واشنگتن حرکت می کنند.
2-نیروهای سیاسی که استقلال عراق و خروج نیروهای اشغالگر فعلی را خواستارند.
از روزهای اولیه ای که بحث حمله به عراق آغاز شد، مقامات بلند پایه کاخ سفید و حتی متحدان آنها خبر از انتقال دمکراسی و آزادی برای عراقی ها می دادند و معتقد بودند باید در عراق بسترسازی های دمکراسی را احیا و تحکیم بخشند، که هر چه زمان می گذشت ائتلاف ، برنامه ای برای بازسازی نظام سیاسی و اقتصادی عراق از خود نشان نداد.
در قسمت سیاسی بازیگرانی در درون میدان قرار گرفته اند که چانه زنی آنها از روزهای اول دولت انتقالی در اصل یک سیستم اعتمادسازی بین خود و مقاماتی چون پل برمر، رامسفلد، پاول و... بود.
با جمع بندی یک سال اول حضور اتئلاف درمی یابیم واشنگتن در قسمت سیاسی به جمع آوری نیروهای قابل اعتماد خود (همان نیروهایی که اکثریت آن امروز گردانندگان اصلی دولت موقت هستند) پرداخت در قسمت اقتصادی ، واشنگتن عملکرد بسیار عجیبی از خود نشان داد.
امریکا با بستن قراردادهای اقتصادی با سیستم غارتگرانه خود با شرکتهای اکثرا امریکایی یا وابسته و نزدیک به خود عملا اقتصاد نابود شده عراق را ویران تر از گذشته کرد.
نابسامانی امنیتی ، سیاسی و اقتصادی که پل برمر بعد از گذشت یک سال به مردم عراق هدیه داد وضعیت مردم عراق را تا فروپاشی اجتماعی پیش برده است. دولت موقت که خطر عدم مشروعیت مردمی (شامل اکثریت لایه های اجتماعی عراق می شود) آن را تهدید می کند، باید موقعیت بحرانی عراق را به خوبی درک کند و در مسیر همگامی با همه لایه های اجتماعی اش حرکت کند.
در عراق امروز واقعیات سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی در نامساعدترین بستر برای شکل گیری دمکراسی قرار گرفته است. رهبران و فعالان ابعاد مختلف عراق که بر لایه های متفاوت اجتماعی تاثیرگذاری دارند. دیگر نمی توانند این کشور را که لبریز از هرج و مرج است ، به سوی وادی دمکراسی سوق دهند.
می توان اعتراف صریح و سریع کرد که یک بار دیگر فرصت تاریخی که برای مردم عراق بعد از فروپاشی رژیم بعث پیش آمد، در حال نابودی است. دولتمردان نئومحافظه کار و کم تجربه واشنگتن باید می دانستند که با آزمایش و خطای خود، عراق را به سوی سقوط می رانند.
در طول اشغال عراق و حتی پیش از آن تحلیلگران آشنا به مسائل خاورمیانه مرتبا از عاقبت روند خطرناکی که در حال پیشروی بود به مقامات واشنگتن هشدار داده بودند.
وضعیت عراق می توانست بسیار ایده آل باشد، اگر دیپلماسی امریکا و بازیگران فرامرزی دیگرش عاقلانه تر بود. عراق قربانی یکجانبه گرایی و بی بندوباری های پنتاگون و سیا شد تا یک بار دیگر خاورمیانه شاهد تکرار تاریخ تلخ خود باشد.


پارادوکس دمکراسی
این یک واقعیت است که دولت عراق و مقامات متفاوتی که از انتصابات به پست می رسند، مجبورند گرایش های امریکایی یا نیروهای وابسته داشته باشند. از یک سو قرار است در چند ماه آینده انتخابات برگزار شود و از سوی دیگر مسائل امنیتی روز به روز عراق را به سویی دیگر هدایت می کند.
پارادوکسی که اینک فضای فکری تحلیلگران مسائل منطقه را به خود مشغول کرده ، این است که انتخابات آزاد، دمکراتیک و بسترسازی برای استقلال زمینه های متفاوت (سیاسی ، نظامی و اقتصادی) عراق نیازمند مقدماتی است که اینک نه ائتلاف و نه دولت موقت در این مسیر حرکت نمی کنند، بلکه در پاره ای مواقع راه را اشتباه می پیمایند.
دولت موقت ایاد علاوی پس از انتقال حاکمیت در عراق با یک واقعیت تلخ مواجه شد و آن حقیقت امروز عراق است. اگرچه امروز عراقی ها سعی می کنند دولت علاوی را به عنوان یک دولت عراقی بپذیرند، اما دولت نباید فراموش کند که با همه مشکلات موجود باید شرایط امنیتی را بهبود بخشد و مشکلات معیشتی مردم را به عنوان اولویتی مهم در دستور کار خود قرار دهد.
اگر بحران امنیت ابعاد گسترده تری پیدا کند این دولت نوپا بیش از هر چیز دیگر در خطر قرار می گیرد و اشغالگران عراق هم مجبور به درگیری های نظامی با مردمی می شوند که دیگر چیزی ندارند که ملاحظه آن را کنند. با این شرایط امنیتی که در عراق وجود دارد، هیچ سازمان بین المللی استفاده از نیروهایش را عاقلانه نمی بیند و از طرف دیگر، بیرون راندن سازمان ملل از عراق هم نمی تواند مثبت باشد.
با سقوط صدام ، گروه های معارض با رژیم بعث بتدریج از سکوت و انزوا خارج شدند تا در صحنه های سیاسی جدید کشور ایفای نقش کنند. شیعیان حداقل 65درصد از جمعیت کل عراق را تشکیل می دهند.
آمارها نشان می دهد بیش از 70درصد جمعیت بغداد به شیعیان اختصاص دارد. حضور مراجع بزرگ ، اماکن مقدس شیعی ، عراق را به یکی از بزرگترین قطبهای شیعیان تبدیل کرده است.
شیعیان عراق امروز در بدترین وضعیت سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و امنیتی به سر می برند. بازیگران و دشمنان داخلی و خارجی برای محروم سازی شیعیان از حقوق خود (سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و...) همواره نقشه می کشند و از هر راهی استفاده می کنند تا این اکثریت مسلم به خواسته های بحقشان نرسند.
در 3دهه گذشته بعثیون حاکم که تغییر بافت اکثریت جمعیتی عراق را غیرممکن می دانستند، رویکرد انزوا و حذف در ابعاد مختلف شیعیان را در دستور کار خود قرار دادند. رژیم بعث بعد از تحولات اواخر دهه 1970میلادی در خاورمیانه و پیروزی انقلاب اسلامی ایران ، تعامل حوزه های علمیه 2 کشور و نزدیکی شخصیت های برجسته شیعه ایران و عراق به یکباره سیاست های غیرعاقلانه ای را اتخاذ کرد، سیاست هایی مانند قتل عام شیعیان ، تبعید و فشارهای همه جانبه ای که به این اکثریت عراقی وارد ساخت.
شیعیان عراق در بدترین روزهایی که رژیم بعث در عراق حاکم بود دست از مقاومت و مبارزه برای احقاق حقوق خود برنداشتند. نیروهای سیاسی و مذهبی شیعی هیچ وقت اسیر برنامه انزوای سیاسی قرار نگرفتند و با هوشیاری کامل بعد از سقوط صدام پا در عرصه های سیاسی عراق گذاشتند.
به عنوان مصداق می توان از حضور فعالانه مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق و حزب الدعوه، کنگره ملی عراق و... نام برد. امروز شیعیان واقف شده اند که شعارهایی همچون ایجاد دمکراسی و پرورش آن یا ساختن کشوری الگو در منطقه خاورمیانه به دست امریکایی ها یا وابستگان فقط شانتاژی بیش نبوده است.
شیعیان عراق این روزها بخوبی پی به ماهیت سیاسی برخی عناصر انتصابی دولت موقت برده اند. تلاش برای سرکوب واقعیتی سیاسی ، نقض حقوق بشر، بی احترامی به مقدسات مسلمانان و تخریب روابط با کشورهای اسلامی دیگر رفتاری بود که نیروهای انتظامی عراق با حمایت نظامی نیروهای امریکا از خود نشان دادند تا شیعیان آگاه تر شوند.
امروز شیعیان نیازمند اتحاد در میان خود و پرهیز از استراتژی های انحرافی که به نوعی فرصت سوزی را به ارمغان می آورد، هستند.


درک واقعیت، لازمه کابینه علاوی
دولتها به چه دلیل به وجود می آیند؛ این سوالی است که باید ایاد علاوی و وزیرانش به آن پاسخ دهند. دولت موقت تشکیل شده تا مشکلات را حل کند، یا آنها را تشدید کند؛
کابینه ایاد علاوی باید موقعیت خاص و استراتژیک عراق را درک کند و اقداماتی صورت ندهد که خارج از تحمل مردمش باشد. دولت موقت باید مشکلات پیچیده فعلی را از پیش رو بردارد و با مساعدات ویژه زمینه های پیشرفت سیاسی ، امنیتی ، اقتصادی ، اجتماعی و... عراق را فراهم سازد تا راه برای انتخابات آزاد هموار شود.
ایاد علاوی پایبند به هر اصولی که باشد (به اصطلاح خودشان پایبند به دمکراتیک کردن عراق) اقدامات سرکوب گرایانه اخیرش در هیچ منطقی قابل توجیه نیست. مردم ناراضی عراق چه سنی و چه شیعه و... دوست ندارند بیگانگان بر سرنوشتشان مسلط باشند. درک این جمله بسیار ساده است و واقعیت را بخوبی روشن می کند.
تا چه حد می توان مقاومت و مبارزه بحق در عراق را حرکتهای رادیکالیستی و تروریستی خواند و به این بهانه به سرکوب مخالفان پرداخت. در شرایط روز عراق مصلحت اندیشی های درست و با منطق ضرورت خاص یافته ، زیرا هرگونه تنش و چالش بیشتر فاجعه می آفریند.
وزیران دولت باید آگاهانه در راه سخت و پرسنگلاخ فعلی حرکتهایی با تدبیر، فنی و علمی از خود نشان دهند.

فرشاد فرخ زاد
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها