اول میخواهیم از انگیزههای شما برای سفر به ایران بدانیم.
در زمانی که والیبالیست بودم به کشورهای مختلف سفر میکردم و علاقهمند بودم که فرهنگهای مختلف و مردمان مختلف را ببینم. این علاقهمندی زمانی که من والیبال حرفهای را در 33 سالگی کنار گذاشتم بیشتر هم شد. با این حال علت اصلی حضورم در ایران آشنایی با فرهنگ و سنت مردم این کشور بود. من چیزهای زیادی در مورد ایران شنیده بودم، اما هیچ گاه شرایطی بوجود نیامده بود که حضور در ایران را تجربه کنم. آمدم تا با کشور شما آشنا شوم. به همین خاطر طی مدتی که در ایران بودم، رفتن به اماکن مذهبی، گردشگری و تفریحی را مورد توجه قرار دادم.
میتوان در مورد یکی از این اماکنی که رفتید بپرسم؟
جالبترین تجربه را میگویم. من به اتفاق یکی از دوستان ایرانیام به امامزادهای در اطراف تهران رفتم. مکانی به نام امامزاده داوود. برای من دیدن مردمانی که با علاقه و عشق فراوان در این مکان راز و نیاز میکردند، واقعا جالب بود.
حالا که تا حدودی با فرهنگ و سنن مردم ایران آشنا شدهاید، تصویری که از کشور ما در ذهن شما نقش بسته است، چه تفاوتهایی با تصویری دارد که قبل از آمدن به ایران در ذهن شما وجود داشت؟
در مورد ایران تا قبل از آن که به کشور شما سفر کنم چیزهای زیادی شنیده بودم که البته بیشتر آنها نکات مثبتی نبود، ولی حالا این باور را دارم که بیشتر آن صحبتها، تبلیغات منفی علیه ایران بود. من حالا میدانم که بسیاری از کشورهای خارجی اجازه نمیدهند ایران آنطور که بایدوشاید به جهانیان معرفی شود. خود من هم تا قبل از حضور در ایران تحت تاثیر چنین نگاهی بودم، اما حالا که زندگی در ایران را برای مدت 20 روز تجربه کردهام و این فرصت را داشتم که با مردم ایران و شرایط اجتماعی و سیاسی حاکم بر جامعه شما از نزدیک برخورد کنم، نظرم کاملا عوض شده است.
در این برخورد نزدیک چیزی که بیشتر از همه نظر شما را جلب کرد چه بود؟
صادقانه میگویم ایران را به خاطر مهماننوازی مردمانش و رفتارهای گرم و صمیمی که از آنها دیدم دوست دارم. با وجود آن که در هتل محل اقامتم یا در خیابانهای شهر، در میان مردم یک غریبه بودم، اما هیچ گاه احساس غریبی نکردم. لبخندهای زیادی دیدم و همیشه کسانی بودند که در کمک کردن به من پیشقدم میشدند.
حضور ولاسکو در راس تیم ملی والیبال ایران چه قدر در سفر 20 روزه شما به ایران تاثیرگذار بود؟
طبیعتا حضور ولاسکو در راس تیم ملی ایران در آمدن من به کشور شما بیتاثیر نبود. بهترین سالهای زندگی حرفهایام را در کنار این مربی گذراندم و افتخارات زیادی را به همراه هم و البته دیگر بازیکنان نسل طلایی والیبال ایتالیا به دست آوردیم. با این حال دلیل اصلی علاقه من به والیبال ایران، نه خود ولاسکو که بازیهای خوبی است که تیم ملی ایران در جام جهانی برزیل انجام داد.
سوالی که خیلیها دوست دارند از ولاسکو بپرسند و یک جواب صادقانه از او بشنوند، این است؛ آیا او از کار کردن در ایران رضایت دارد یا خیر؟ میتوانیم از شما به عنوان یکی از دوستان صمیمی این مربی ایتالیایی، جواب این سوال را بشنویم؟
این سوال را خود ولاسکو باید پاسخ بدهد، اما اگر از من میخواهید جوابش را بپرسید باید بگویم او از حضور در ایران واقعا راضی است. این سوال را خود من هم از ولاسکو پرسیدم. قطعا کاستیهایی هم وجود دارد، اما رضایت ولاسکو بیشتر به خاطر ظرفیتهای بالایی است که در والیبال ایران وجود دارد. ساختن یک تیم مدعی از تیمی که تا قبل از این در عرصه جهانی مدعی نبوده، کار آسانی نیست، اما رضایت زمانی به دست میآید که کارها طبق هدفگذاریهای تعیین شده پیش برود. ولاسکو تا اینجای کار در مسیر همان اهدافی که برای کار حرفهای خود در تیم ملی والیبال ایران ترسیم کرده پیش رفته و این معنایش رضایت است.
حال یک سوال دیگر! اگر شما جای ولاسکو بودید و در عرصه مربیگری چنین کارنامه درخشانی داشتید، آیا حاضر میشدید پیشنهاد مربیگری در تیم ملی ایران را بپذیرید؟
جواب این سوال سخت است. من مربی نیستم که به جای ولاسکو تصمیمگیری کنم، اما این را میدانم که ولاسکو مربی بزرگی است و بیدلیل در مورد پیشنهادهای حرفهایاش تصمیمگیری نمیکند. او تا همین الان هم کارهای خوبی انجام داده و توانسته بخوبی والیبال ایران را آنالیز کند. میخواهم بگویم وقتی او کارش را خوب بلد است، پیشنهاد مربیگری در تیم ملی را قبول میکند، پس من هم میتوانم چنین تصمیمی را بگیرم.
کشور ایران را مستحق و سزاوار جایگاه شایستهتری در ورزش دنیا میدانم. شما در برخی زمینههای ورزشی مثل کشتی و وزنهبرداری قدرتمند هستید، اما در برخی دیگر از رشتهها نیاز به علم روز دنیا دارید
فکر میکنید والیبال ایران با ولاسکو موفق میشود؟
هرچند مدت زمان زیادی از حضور ولاسکو در ایران نمیگذرد، اما من در موفقیت او شکی ندارم. ولاسکو در همین یک سال اخیر کارش را در ایران با جدیت دنبال کرده و تا همینجا هم به موفقیتهای بزرگی دست یافته است. قهرمانی والیبال ایران در آسیا و کسب نتایج درخشان در رقابتهای جام جهانی، تصادفی به دست نیامده است.
با توجه به شناخت نسبی که از والیبال ایران دارید، بزرگترین کاستی و ضعف این تیم را در چه میبینید؟
حضور ولاسکو باعثشده از نظر تکنیک و تاکتیک بهتر شوید، اما رسیدن به المپیک نیاز به تجربه دارد. این تجربه زمانی حاصل میشود که بازیهای بینالمللی زیادی داشته باشید. من میدانم تیم شما قبل از رفتن به ژاپن اردوهایی در چند کشور اروپایی برگزار کرد و چند بازی تدارکاتی خوب هم داشت که به افزایش تجربه تیمی کمک میکند. مطمئن هستم اگر همین راه را ادامه بدهید، رسیدن به المپیک برای والیبال ایران دور از دسترس نخواهد بود.
حالا که از نقاط ضعف صحبت کردید، بد نیست در مورد نقاطقوت تیم ملی هم بگویید. شما در سالهای 2006 و 2011 بازیهای ایران در رقابتهای جام جهانی را دیدهاید. فکر میکنید ولاسکو چقدر والیبال ایران را متحول کرده است؟
یکی از بزرگترین تفاوتهای تیم ملی ایران در این سالها، هماهنگی تیمی است. به عبارتی رابطهای که بین جلوزنها و بازیکنان خط عقب تیم شما وجود دارد بهتر شده است. از طرفی قبل از این والیبالیستهای شما بیشتر روی فیزیک بدنیشان کار میکردند و فقط به فکر این بودند که بروند و توپ را محکم بزنند، اما والیبال فقط این نیست که با قدرت توپ را بزنی. شاید در مواقعی بهتر باشد که به جای یک ضربه محکم، توپ را با ضربهای آرام به گوشهای از زمین حریف بیندازید. تیم شما با حضور ولاسکو از نظر فکری خیلی پیشرفت کرده. خیلی خوب شدهاید و دیگر نمیخواهید فقط جنگنده باشید. فکر و قدرت بدنی یک بازیکن باید هماهنگ باشد، اصل مهمی که الان در تیم ملی والیبال ایران ملموستر از گذشته به چشم میآید همین موضوع است.
در مدت زمان حضور در ایران، به ارومیه رفتید تا یکی از بازیهای لیگ برتر والیبال را از نزدیک تماشا کنید. در این تجربه جدید آنچه بیش از همه توجهتان را به خودش جلب کرد چه بود؟
من قبل از هر چیز باید به شور و هیجان تماشاگرانی اشاره کنم که خارج از ظرفیت سالن، برای تماشای مسابقه آمده بودند. تا قبل از این فکر نمیکردم برای تماشای یک بازی والیبال در سطح لیگ ایران تماشاگری در حدود 8 یا 10 هزارنفر به سالن هجوم بیاورد. من در خبرها خواندم که در جریان مسابقات قهرمانی آسیا ظرفیت سالن والیبال آزادی حتی به 20 هزار نفر هم رسیده بود که این واقعا فوقالعاده است. ما چنین تماشاگرانی را در والیبال ایتالیا نداریم. تماشاگران والیبال در ایران خیلی شگفتانگیز هستند. با اطمینان میگویم این هواداران پرشمار میتوانند آینده درخشان والیبال در ایران را تضمین کنند. باور کنید.
ورزش ایران را در یک نگاه چطور ارزیابی میکنید؟
ایران به لحاظ منابع طبیعی کشوری ثروتمند است و اگر بخوبی از این منابع استفاده کند حتما در ورزش موفق خواهد شد. البته همین حالا هم امکانات بسیار خوبی در کشور شما وجود دارد. من در مدتی که در تهران بودم آکادمی المپیک و مجموعه ورزشی آزادی را دیدهام و فکر میکنم دولت خیلی به ورزش اهمیت میدهد، اما برای آن که در سطح بینالمللی مطرح شوید باید با سرعت بیشتری به سوی مدرن شدن حرکت کنید. این پیشرفت سریعتر با پررنگتر شدن بخش خصوصی در ورزش شما محقق خواهد شد. من خیلی از کشورهای جهان را رفتهام و دیدهام که دولت اینقدر به ورزش اهمیت نمیدهد، اما موفقیت آنها با هزینه کرد بخش خصوصی به دست میآید. من به شخصه کشور ایران را مستحق و سزاوار جایگاه شایستهتری در ورزش دنیا میدانم. شما در برخی زمینههای ورزشی مثل کشتی و وزنهبرداری قدرتمند هستید، اما در سایر رشتهها نیاز به علم روز دنیا دارید.
به سراغ والیبال ایتالیا برویم. تیمی که در گذشتهای نهچندان دور قدرت اول دنیا بود. کسب عناوین متعدد قهرمانی در لیگ جهانی، جام جهانی و اروپا با حضور ستارههای مطرح و نامآشنایی چون شما هنوز از ذهن خیلیها پاک نشده است. چه عاملی باعث شد تا والیبال ایتالیا دچار افت شود.
دلیل دور شدن والیبال ایتالیا از آن عصر طلایی هم همین است. الان دیگر مثل گذشته آنالیز تیمهای حریف و پی بردن به تاکتیکهای مختلف در والیبال دشوار نیست. به همین خاطر فاصله مدعیان هم خیلی به هم نزدیک شده است.
یکی از دراماتیکترین بازیهای والیبال برای تیم ملی ایتالیا، بازی فینال المپیک 1996 آتالانتا بود. در مورد آن بازی صحبت میکنید؟
در مورد آن بازی فقط یک جمله میتوانم بگویم؛ بدترین خاطره من در زندگی. ما رقابتها را با 5 پیروزی متوالی 3 برصفر در مرحله گروهی آغاز کردیم و در ادامه با پیروزی بر آرژانتین و یوگسلاوی به فینال المپیک رسیدیم، اما در آخرین بازی مقابل هلند، در حالی که کار به گیم پنجم کشیده بود، با نتیجه نزدیک 17 بر 15 شکست خوردیم و نتوانستیم اولین مدال طلای تاریخ والیبال ایتالیا در المپیکها را به دست بیاوریم. چیزی که افسوس همه ایتالیاییها را دوچندان کرد این بود که ما هلند را در همان مرحله گروهی در 3 گیم برده بودیم، اما در آن فینال انگار قرار نبود ما تیم پیروز باشیم. آن بازی بدترین خاطره من در دوران حرفهای والیبال بود.
به عنوان یکی از اسطورههای والیبال ایتالیا میتوانید بگویید در این رشته ورزشی مربیگری سختتر است یا بازیگری؟
هرچند هیچ گاه مربی نبودهام، اما با اطمینان میگویم مربیگری سختتر از بازیگری است. شاید یکی از دلایلی که من پس از خداحافظی از والیبال، وارد عرصه مربیگری نشدم همین موضوع بود. مربیان واقعا استرس بالایی را تحمل میکنند و کار طاقتفرسایی برای موفقیت، پیش روی آنها قرار دارد. حقیقت این است که من در خودم چنین توانی را نمیبینم که هر روز این فشار عصبی بالا را تحمل کنم.
اما کار خبرنگاری هم یکی از کارهای پراسترس محسوب میشود. حرفهای که ظاهرا دلمشغولی اصلی شما در ایتالیا به حساب میآید... .
بله! من هم مثل خود شما ژورنالیست هستم، اما در کنار آن با تحقیقاتی که انجام میدهم به کارهای آموزشی در ورزش کمک میکنم. به عبارتی هم خبرنگار هستم و هم پژوهشگر. به علاوه در یکی از برنامههای تلویزیون ایتالیا به عنوان کارشناس ورزشی فعالیت میکنم و در کنار همه اینها یکی از تحلیلگران فدراسیون جهانی والیبال نیز هستم.
چه شد که به کار روزنامهنگاری علاقهمند شدید؟
این صرفا یک علاقه شخصی بود، من بعد از خداحافظیام از دنیای والیبال حتی یک پیشنهاد کاری هم نداشتم که به سمت روزنامهنگاری کشیده شوم، شاید برایتان جالب باشد بدانید از آن نسل والیبال ایتالیا که من هم عضوی از آن بودم، همه با سمتهای مختلف مثل مربیگری و مدیریت و پستهای دیگر در والیبال مشغول شدند و من تنها عضو آن نسل هستم که دارد کار ژورنالیستی میکند.
چه سالی از دنیای بازیگری در والیبال خداحافظی کردید؟
من سال 1998 ورزش قهرمانی را تمام کردم. یعنی خیلی زود و در 33 سالگی.
دلیل خاصی داشت؟
من معتقدم یک بازیکن حرفهای زمانی که در اوج است باید از دنیای حرفهای ورزش خداحافظی کند، نه زمانی که مربیان او را نیمکت نشین میکنند یا روزنامهها به انتقاد از او میپردازند.
اسطورهای که 21 سال پیش مرد سال والیبال جهان شد
آندره زورزی را اسطوره والیبال ایتالیا میدانند. بازیکن 201 سانتیمتری والیبال ایتالیا که 29 جولای 1965 در شهر ونیز به دنیا آمد، در دهه 90 میلادی یکی از بهترین اسپکرهای تاریخ والیبال این کشور و البته دنیا بود که با جهشهای بلندش در دفاع هم عنصری تاثیرگذار به شمار میرفت.
از سال 1986 تا 1998، طی 12 سال بازی در تیم ملی ایتالیا، 325 بار پیراهن این تیم را بر تن کرد و حتی تا یکقدمی کسب مدال طلای المپیک هم پیش رفت.
علاوه بر کسب مدال نقره المپیک 1996 آتالانتا، زورزی در دو المپیک 1988 و 1992 هم تیم ملی ایتالیا را همراهی کرد، اما حضور این بازیکن در فینال المپیک 1996 مهمترین اتفاق بود.
زورزی که در میان هواداران والیبال در ایتالیا به «زورو» مشهور است، سال 1989 قهرمان جام ملتهای اروپا شد و یک سال بعد از آن در جام جهانی 1990 ریودوژانیرو نیز جام قهرمانی را بالای سر برد.
در همان مسابقات که ایتالیا با پیروزی 3 بر صفر مقابل هلند قهرمان جهان شد، آندره زورزی اولین افتخار شخصی خودش در دنیای والیبال را به دست آورد و به عنوان با ارزشترین بازیکن رقابتها معرفی شد.
قهرمانی در لیگ جهانی والیبال در سال 1991 از دیگر موفقیتهای زورزی همراه با تیم ملی ایتالیاست. او در این رقابتها نیز برای دومین سال پیاپی عنوان با ارزشترین بازیکن جام را از آن خود کرد. در همان سال فدراسیون جهانی والیبال FIVB، زورزی را به عنوان بازیکن سال جهان نیز معرفی کرد تا بزرگترین افتخار برای این بازیکن ونیزی به دست آید.
یک سال بعد از آن، تیم ملی ایتالیا در سال 1992 قهرمانی لیگ جهانی والیبال شد و این بار آندره زورزی از سوی فدراسیون جهانی عنوان بهترین سرویس زن را به دست آورد.
زورزی در طول دوران حرفهای والیبال خود هیچ گاه در یک باشگاه غیرایتالیایی بازی نکرد. 5 باشگاه پادوآ، پارما، میلان، سیسیلی ترویزو و ماسراتا تیمهایی بودند که زورزی طی سالهای 1982 تا 1998 در آنها بازی کرد.
2 قهرمانی در ایتالیا با تیمهای پارما و سیسیلی و یک قهرمانی در جام باشگاههای اروپا با سیسیلی ازجمله موفقیتهای زورزی در رده باشگاهی است.
رضا پورعالی/ گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم