در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چه زمانی از بازی خودتان روی صحنه تئاتر یا مقابل دوربین فیلمبرداری احساس رضایت شخصی پیدا میکنید؟
وقتی احساس بیوزنی میکنم.
(بعد از مدتی سکوت) توضیح بیشتری نمیدهید؟
زمانى بازیگرى بیشتر از این که شغلم باشد، تفریحم بود. خاصیت گذشت زمان این بود که بازیگرى را تبدیل به حرفه من کرد. با وجود این گذشت زمان و نگاه جدى اطرافیانم نتوانست لحظات شاد و مفرح دوران بازیگرىام را به یک حرفه سست و بىروح تبدیل کند.
پس، از آن دست بازیگرانی هستید که کارتان تفریحتان نیز هست و از آن لذت میبرید.
بله. در واقع اگر عشق به بازى در من احساس موجودیت پیدا مىکند، فقط به خاطر وجود همان لحظات است. یعنى درست همان لحظاتى که در آن احساس بىوزنى مىکنم.
همین حس لذت بردن باعث نمیشود در کارهایتان بیشتر به سمت سبک شخصی بازی خودتان بروید و بداههسازی کنید؟
نه به هیچ وجه. من تا جایی از بداهه در کارهایم استفاده میکنم که امکان بروز خلاقیت داشته باشم و مطمئن باشم نتیجه خوبی حاصل میشود.
راهی که در تئاتر برگزیدهاید، بسیار متفاوت از تلویزیون و سینماست. روی صحنه بیشتر در نمایشهای فرم گرایانه ظاهر میشوید. این اتفاقی است؟
اگر منظورتان کارهای اخیرم با گروه تئاتر سایه باشد، حرفتان درست است. ما در این گروه به دنبال تجربه کردن شکلها و ساختارهای متفاوت تئاتری هستیم. در تئاتر به خاطر مخاطب خاصتری که دارد، میتوان راههای نوتر و متفاوتتری را تجربه کرد.
در این کارها نقش بازیگر کمتر نمیشود؟
منظورتان از «کم» اگر زمان حضور روی صحنه است که با تاکید میگویم مدت کوتاه بازی در یک نمایش به هیچوجه نشاندهنده کم اهمیت بودن نقش نیست. مهم نتیجه کلی کار است که باید خوب در بیاید.
در نمایش «آمدیم، نبودید، رفتیم» که از اسفند روی صحنه تماشاخانه ایرانشهر بود بازی کوتاهی داشتید. این شما را به عنوان یک بازیگر ناراحت نمیکند؟
در این نمایش همه نقشها کوتاه بود. برای آن که بدانید چقدر در این کار با کارگردان همفکری و همکاری داشتهایم تا اجرای خوبی روی صحنه ببریم، تنها میگویم که نقش من در این نمایش به پیشنهاد خودم کمتر هم شده بود. برای همین خیالتان راحت، کسی از زمان کوتاه روی صحنه بودن ناراحت نیست.
یک مساله دیگر این است که با کمرنگشدن درام در تئاترهای تجربی، شخصیتپردازی و بازیگری هم اهمیت کمتری پیدا میکنند. برای مثال آخرین نقش شما در نمایش «آمدیم، نبودید، رفتیم»، بیشتر یک تیپ بود تا یک شخصیت. خب این از ارزش کار یک بازیگر نمیکاهد؟
انصاری: اگر کسی پیدا شده که با سرمایه شخصیاش برای تئاتر دل میسوزاند، باید کمک کرد تا کارش را انجام دهد، نه این که سنگ جلوی پایش انداخت. من نمیفهمم بودجه زیاد تولید یک تئاتر چرا باید عدهای را ناراحت کند
من در این نمایش چندان به دنبال پیدا کردن فرق تیپ و کاراکتر نیفتادم، چرا که خیلی درهم و برهم است و مرزهای آنها مشخص نیست. برخلاف گفته شما، درآوردن درست یک تیپ نمایشی هم کار ساده و پیش پا افتادهای نیست که از ارزش کار یک بازیگر بکاهد. با این حال با تاکید میگویم در نمایش «آمدیم، نبودید، رفتیم»، اگرچه جلوههای تصویری، فناوریهای نو، اجرای موسیقی زنده، نورپردازی متفاوت و... دست به دست هم دادند تا داستان و مضمون کار را به بیننده منتقل کنند، اما محور اصلی آن باز هم شخصیتها هستند. در نمایش، این بازی است که مثل یک نخ تسبیح دیگر عناصر را به هم پیوند میزند و نقش اصلی را ایفا میکند.
یک بحث دیگر در فضای بازیگری، دستمزدهای متفاوت در عرصههای سینما، تلویزیون و تئاتر است؟
همه جای دنیا همینطور است. آلپاچینو هم وقتی روی صحنه تئاترهای برادوی میآید، مطمئن باشید آن دستمزد هالیوود را نمیگیرد. در ایران هم همین است. مبلغ دستمزد یک بازیگر در تئاتر همیشه مشخص است و از یک قانون خاص تبعیت میکند، اما در سینما، تلویزیون و سریالهای نمایش خانگی اصلا تابع قاعده و قانون خاصی نیست.
این دستمزد بر چه اساس و معیاری تعیین میشود؟
من خودم ممکن است سر پروژهای به صورت رفاقتی حاضر شوم و دستمزدی نگیرم و به جایش در کار دیگری، مبلغ زیادی را مطالبه کنم. این برمیگردد به سطح هنری کار، علاقهات و چیزهای شخصی دیگر که دست به دست هم میدهند و میزان دستمزد را تعیین میکنند.
اما با آمدن چهرههای سینمایی و تلویزیونی به تئاتر، این زمزمه به گوش میرسد که پولهای بیحساب و کتابی در این عرصه به بازیگران داده میشود، درست است؟
مطمئن باشید در تئاتر پول بیحساب و کتابی وجود ندارد که به کسی بدهند. همه بازیگران تئاتری که در سینما و تلویزیون هم شناختهشده هستند از جمله خودم، وقتی روی صحنه بازی میکنیم، با این که وقت و توان بیشتری میگذاریم، دستمزدهای کمتری میگیریم. این برای بازیگرانی که کارشان را با سینما شروع میکنند و بعد به تئاتر میآیند هم صدق میکند.
اما نمایشی مثل «آمدیم، نبودید، رفتیم» با بودجه بالایی ساخته شده که انتقادهایی را هم به دنبال آورده است.
اگر کسی پیدا شده که با سرمایه شخصیاش برای تئاتر دل میسوزاند، باید کمک کرد تا کارش را انجام دهد، نه این که سنگ جلوی پایش انداخت. من نمیفهمم بودجه زیاد تولید یک تئاتر چرا باید عدهای را ناراحت کند. تئاتر ایران نیازمند اجرای کارهایی است که تماشاگران بیشتری را به تالارها بکشاند و این هنر را به میان مردم و جامعه ببرد.
با بلیتهای گران چنین نمایش هایی، این اتفاق رخ میدهد؟
در همین نمایش «آمدیم، نبودید، رفتیم» دیدید که رخ داد و تماشاگران زیادی را به تماشاخانه ایرانشهر کشاند. در ضمن ما در اجراهایمان، شبهایی را به دانشجویان و دیگر اقشار اختصاص دادیم که بلیت هایش با تخفیفهای زیاد به فروش رسید. مطمئن باشید وقتی کاری خوب باشد، تماشاگر هم از آن استقبال میکند. تئاتر ایران نیازمند چنین رویکردی است تا ارتباط گستردهتری با مردم پیدا کند و بیشتر از گذشته اوج بگیرد.
شما رابطه یک بازیگر با مردم را چگونه میبینید؟
اصل، مردم هستند. همه زحمات و کار ما وقتی ارزش پیدا میکند که از بوته نقد مردم سربلند بیرون بیاید. برای همین یک بازیگر وقتی در معرض دید مخاطبانش قرار میگیرد باید توقع نقد مثبت و منفی را داشته باشد.
کسی که شغل بازیگری را انتخاب میکند باید بداند که خودش را در معرض چه خطری قرار میدهد. وقتی به عنوان یک بازیگر در سالن تئاتر، سینما یا تلویزیون ایفای نقش میکنی، یعنی به مردم اجازه میدهی که تو را نقد کنند. به عنوان یک بازیگر حق نداری حوصله مردم را نداشته باشی و نسبت به نظر و احساس آنان بیتفاوت باشی.
مرجان توجهی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: