مخاطره جدی پاکستان پس از سقوط طالبان

پس از خروج شوروی از افغانستان پاکستان درصدد برآمد تا از طریق روی کار آمدن دولتی وابسته به این کشور از طرح مجدد ادعاهای افغان ها در مورد پشتونستان جلوگیری کند
کد خبر: ۴۷۶۲
افغانستان ازجمله کشورهایی است که در جریان تحولات اخیر جهانی ، از شرایط خاص و تعیین کننده ای برخوردار شده است . قرابت های جغرافیایی و فرهنگی این کشور با پاکستان در کنار ارتباطات سیاسی نزدیک آن با رژیم طالبان ، سبب شد تا ایالات متحده امریکا در جریان لشکرکشی و حمله خود به افغانستان ، جایگاه ویژه ای را برای اسلام آباد قائل شود. پس از حملات 11 سپتامبر به مراکز مهم سیاسی و نظامی امریکا، این کشور تماسهای نزدیک و متعددی را با مقامات پاکستان برقرار کرد تا از طریق استفاده از موقعیت این کشور، به تدارک عملیات خود در افغانستان بپردازد. با توجه به همراهی پاکستان با سیاست های امریکا در جریان مسائل اخیر، این کشور به یکی از بازیگران مهم و تاثیرگذار در مجموعه تحولات مربوط به بحران افغانستان تبدیل شده است.برخورداری پاکستان از چنین جایگاهی ، در عین حال پاکستان را با برخی موضوعات جدی که در ارتباط مستقیم با منافع این کشور قرار دارد، مواجه کرده است.ازجمله این موضوعات ، مساله ترکیب و نوع دولت آینده در افغانستان است که به یکی از مهمترین نگرانی های پاکستان تبدیل شده است.نظم سیاسی افغانستان پس از طالبان موضوعی پراهمیت برای رهبران نظامی پاکستان به شمار می رود. این اهمیت بدان دلیل است که روی کار آمدن حکومتی غیروابسته به پاکستان ، می تواند مخاطرات جدی را متوجه اسلام آباد کند. پاکستان با انگیزه برطرف کردن همین مخاطرات بود که به حمایت و هدایت گسترده و سازماندهی شده طالبان پرداخت و از همه ظرفیت های خود برای تقویت این گروه بهره گرفت . به این ترتیب این نگرانی برای پاکستان وجود دارد که در صورت قدرت یابی رژیمی غیرمتعهد به اسلام آباد؛ بار دیگر محیط افغانستان برای این کشور به یک محیط چالش ساز تبدیل شود. این نگرانی از ابعاد سیاسی ، اقتصادی و استراتژیک قابل ارزیابی است . روی کار آمدن یک گروه مستقل و غیروابسته به پاکستان ، می تواند به طرح مجدد ادعاهای ارضی افغان ها نسبت به این کشور منجر شود. لازم به یادآوری است که از زمان استقلال پاکستان از هند در سال 1947 ، افغان ها نسبت به منطقه پشتونستان پاکستان ادعاهای ارضی داشته اند منطقه پشتونستان در اواخر قرن 19 طی معاهده ای که توسط بریتانیا ترتیب داده شد، به پاکستان تحت حاکمیت هند اختصاص یافت . پس از استقلال پاکستان ، افغان ها اعلام کردند که جدایی پشتونستان از افغانستان ، محصول سیاست های استعماری گذشته است و لذا پاکستان باید این منطقه را به افغانستان واگذار کند. مقامات پاکستان همواره با این موضوع مخالفت کرده اند. در حقیقت مساله پشتونستان مهمترین منبع تنش و اختلاف میان اسلام آباد و کابل در فاصله زمانی استقلال پاکستان از هند تا اشغال افغانستان توسط شوروی بود. پس از خروج نیروهای شوروی از افغانستان ، پاکستان درصدد برآمد تا از طریق روی کار آمدن دولتی وابسته به این کشور، از طرح مجدد ادعاهای افغانها در مورد پشتونستان جلوگیری کند.موضوعی که نگرانی اسلام آباد را در این زمینه افزایش می داد، مربوط به اعتبار معاهده ای بود که پشتونستان را به این کشور واگذار می کرد. اعتبار این معاهده که در اواخر قرن 19 منعقد شد، در سال 1992 به پایان می رسید. این مساله به معنای آن بود که با روی کار آمدن یک گروه مستقل و ملی در افغانستان ، موضوع پشتونستان به شکل گسترده تری از سوی مقامات کابل پیگیری می شد. درست در همین زمان است که پاکستان تمامی توجه خود را متوجه تشکیل و تقویت گروه طالبان می کند. از نظر پاکستانی ها، حاکمیت یک چنین گروه وابسته ای ، موضوع پشتونستان را به دست فراموشی میسپرد.این ترفند پاکستان به نحو موفقیت آمیزی به مرحله اجرا درآمد؛ چراکه از زمان قدرت یابی طالبان در افغانستان ، موضوع پشتونستان هیچ گاه مجال طرح و بحث پیدا نکرد. از این نظر تداوم حاکمیت طالبان به معنای رفع یک نگرانی امنیتی عمده برای پاکستانیها بود.تحت چنین شرایطی ، مقامات پاکستان نگرانی عمده ای در مورد وضعیت سیاسی افغانستان در آینده پیدا کرده اند. در شرایطی که موضوع سقوط طالبان یکی از مسائل مطرح در مجموعه تحولات اخیر به شمار می رود، دولت پاکستان نگران روی کار آمدن یک دولت مستقل و ملی در این کشور است . چنین دولتی بدون شک موضوع پشتونستان را از نظر دور نخواهد داشت در صورت تحقق چنین امری ، بخش مهمی از ظرفیت ها و امکانات پاکستان ، باید متوجه پاسخگویی فعال به ادعای مجدد افغانها در مورد پشتونستان شود.از لحاظ اقتصادی ، اسلام آباد نگران آن است که دولت آینده افغانستان از همکاری لازم برای مرتبط کردن پاکستان به جمهوری های آسیای مرکزی خودداری کند. دسترسی پاکستان به بازارها و ذخایر آسیای مرکزی ، صرفا از طریق افغانستان امکان پذیر است . به همین دلیل پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و استقلال جمهوری های آسیای میانه ، اهمیت استراتژیکی و ژئوپولتیکی افغانستان برای پاکستان به نحو چشمگیری افزایش یافت . دستگاه تصمیم گیری این کشور دسترسی به آسیای مرکزی را در چارچوب اولویت های اساسی خود تعریف کرد. این موضوع انگیزه دیگری را برای پاکستان به وجود آورد تا با روی کار آوردن یک گروه وابسته در افغانستان ، از این کشور به عنوان دالان ارتباطی خود با آسیای مرکزی بهره جوید.به همین دلیل این نگرانی برای مقامات پاکستانی وجود دارد که قدرت یابی یک گروه غیروابسته به پاکستان ، اسلام آباد را از دستیابی به منابع و بازارهای قابل ملاحظه آسیای مرکزی محروم کند.از لحاظ استراتژیکی ، پاکستان نگران تحدید محیط عملیاتی خویش در منطقه است . ضعف جغرافیایی پاکستان در قبال همسایه متخاصم خود یعنی هند، سبب شده تا مقامات اسلام آباد همواره در فکر اتخاذ ترتیبات لازم برای گسترش محیط بازیگری خود در منطقه باشند. دستیابی به عمق استراتژیک از طریق نفوذ همه جانبه در افغانستان ، گزینه مورد توجه پاکستان در سالهای اخیر بوده است.قدرت یابی گروه طالبان در افغانستان از آن رو که زمینه حضور فعال و موثر پاکستان را در این کشور فراهم کرد، در چارچوب منافع پاکستان بود در چنین شرایطی سرنگونی طالبان در افغانستان و روی کار آمدن یک گروه ناهمساز با منافع پاکستان از عمق استراتژیک اسلام آباد بشدت خواهد کاست و به تهدید حوزه عملکردی آن منجر خواهد شد.مجموعه این موارد سبب شده است تا پاکستان به میزان قابل ملاحظه ای نگران ترکیب دولت آتی در افغانستان باشد.از این رو انتظار می رود که بخش عمده ای از ظرفیت ها و امکانات این کشور در جریان تحولات اخیر، متوجه موضوع جلوگیری از قدرت یابی یک گروه مخالف پاکستان در افغانستان، شود.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها