در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به یادماندنیترین کاراکترها، ثبت شدن در ذهن بازیکن را مدیون شخصیتپردازی و داستان خوب است. مردگان متحرک نام یکسری داستانهای کمیکاستریپ است که تا به حال چند جایزه کسب کرده و حدود 2 سال پیش برای ساخت سریالی تلویزیونی، اقتباسی بر اساس آن انجام گرفته است.
داستان بازی درباره فردی به نام لی است که رازی نهفته دارد. او محکوم به قتل یک مقام سیاسی است. در ابتدا او را سوار خودروی پلیس و در حال انتقال به زندان میبینیم. اتومبیل با یک عابر تصادف کرده و از جاده منحرف میشود. لی پس از به هوش آمدن با حمله مامور پلیس که اینک تبدیل به یک زامبی شده روبهرو میشود و از صحنه فرار میکند. او به خانهای پناه برده و در آنجا با کودکی خردسال آشنا میشود که پدر و مادر خود را از دست داده است. لی و کلمنتاین محل را ترک میکنند و به دنبال یک پناه امن رهسپار میشوند. در مسیری که برای نجات خود طی میکنند با افراد زیادی مواجه میشوند. نحوه برخورد لی با این افراد و صحبتهایش، اتفاقات بعدی را شکل میدهد. در طول داستان مجبور به انتخابات سخت و بیرحمانهای خواهید شد که دمار از روزگارتان درمیآورد! بین یک کودک خردسال و تنها پسر جوان یک پیرمرد، کدامیک را برای نجات دادن انتخاب میکنید؟! این انتخابها در کنار نوع برخوردی که با کاراکترها در پیش میگیرید، بر تعامل آنها نیز اثر میگذارد. کاراکترهای دیگر، وفاداری یا خیانت و دروغ شما را به خاطر سپرده و بعدها انتخاب میکنند به شما یاری برسانند یا فاصلهشان را با شما حفظ کنند. دیدن عکسالعملهای متفاوت کاراکترها، ارزش تکرار قابل توجهی به بازی میبخشد. اما یک داستان عالی، به تنهایی نمیتواند مخاطب را درگیر خود کند. گرافیک بازی حالتی هنری و سل ـ شید دارد و خطهای سیاه روی مرزهای طراحی، بخوبی فضای کمیکها را ایجاد میکند. رنگپردازی بدقت انجام شده و تمییز دادن جزئیات از یکدیگر بسادگی انجام میگیرد و با وجود به روز نبودن گرافیک بازی در مقایسه با عناوین دیگر، انیمیشنهای صورت و بدن آنقدر خوب کار شده است که هیچ کمبودی در این بین حس نمیشود. احساسات به زیبایی در چهره کاراکترها پیادهسازی شده و تاثیر خوبی روی برقراری ارتباط بازیکن با شخصیتهای مختلف میگذارد. صداپیشگان نیز بااحساس و باورپذیر به ادای دیالوگها پرداختهاند. همه این المانها دست به دست هم دادهاست تا بازیکن در تمام سکانسهای دراماتیک بخوبی درگیر شود.
گیمپلی بازی همان طور که گفته شد تا حد زیادی بر پایه صحبت با دیگران و انتخابهای مختلف بنا شده است. کمتر پیش میآید که با معمای خاصی روبهرو شوید. سکانسهایی هم که باید به جمعآوری بخشهای مختلف و استفاده از آنها بپردازید، خیلی کم است. کنترل در نسخه رایانه توسط دکمههای WASD و ماوس انجام میشود. از دکمههای شمارهای نیز برای انتخاب اعمال مورد نظر استفاده میشود. کنترل نسخههای کنسولی نیز به آنالوگها و دکمههای نمایی محول شده است. سکانسهای دراماتیک اکشن که شما را در برابر زامبیها قرار میدهد، تنش بالایی دارند. در این صحنهها، عمدتا باید هدفگیر را روی چهره زامبی تنظیم کرد، سپس با زدن دکمه مورد نظر، با تقلا و مقاومت و در نهایت زدن ضربههای مرگبار، جان خود را نجات دهید. این سکانسها کارگردانی تحسینبرانگیزی دارد. از همان اولین رویارویی با زامبیها، این حس را که در آخرالزمان قرار دارید و به عنوان یک انسان ناتوان باید برای زنده ماندن خود، با چنگ و دندان بجنگید، در خود حس خواهید کرد. اما در این بین زاویه دوربین و عدم حرکت صحیح هدفگیر، ظاهر بازی را مخدوش میکند. در قسمتهای ماجرایی، زاویه دوربین و بسته بودن بیش از حد آن، مشکلزاست و بازیکن بیش از حد لازم مجبور به تلاش میشود. عادت به حرکات ناگهانی هدفگیر هم کمی زمان میبرد. در نهایت این بازی را به تمام طرفداران سری کمیک و فیلم، تمام دوستداران عناوین آخرالزمانی با موضوع زامبیها و به تمام دوستداران یک داستان و روایت خوب توصیه میکنیم. اما اگر به دنبال معماهای درگیرکننده هستید، این بازی نمیتواند آنچه را که شما میخواهید برآورده کند.
سیاوش شهبازی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: