امیر سرتیپ دوم غلامحسین دربندی که یکی از رزمندگان حاضر در عملیات بیتالمقدس بوده، به بیان خاطرهای از یکی از فرماندهان ارتش در این عملیات پرداخت.
نباید جراحت من روحیه پرسنل تحت امرم را پایین بیاورد
یکی از فرماندهان شجاعی که در عملیات بیت المقدس با هم بودیم، امیر سرتیپ مختار راعی بود که در مرحله دوم عملیات، به شدت مجروح شد. ترکش به پیشانیاش خورده بود و وارد شدن این ترکش به جمجمهاش، موجب شکستگی سرش شد.
او را به همراه چند مجروح دیگر به ایستگاه جمعآوری، تخلیه و درمان مجروحین آورده و سرش را باندپیچی کردیم. به تشخیص پزشک معالج قرار شد برای درمان به عقب منتقل شود.
وقتی متوجه شد که میخواهیم او را منتقل کنیم، مانع شد و گفت مرا دوباره به خط برگردانید! هر چقدر اصرار کردیم که جراحت شما بسیار زیاد است و نظر پزشک به جراحی است، توجهی نکرد و گفت «قرار است امشب مرحله بعدی عملیات انجام شود. اگر من نباشم روحیه پرسنل تحت امر من پایین میآید و ممکن است عملیات را با مشکل مواجه کند. باید مرا به خط برگردانید!»
به خاطر دارم که یک آمپول مرفین به او تزریق کردم تا حداقل کمی دردش ساکت شود. بعد باند بسیار بزرگی دور سرش بسته و او را با آن حال به خط برگرداندیم! او را داخل نفربر نشاندیم درِ نفربر را هم باز گذاشتیم. راعی با آن وضعیت هر از چندگاهی برای بچهها دستی تکان میداد.
جالب اینکه وقتی نیروهایش او را در آن شرایط میدیدند که در کنارشان تفنگ در دست میجنگد، روحیه مضاعفی میگرفتند و حتی شادی خودشان را هم ابراز میکردند.
آن مرحله نیز، مرحله موفقی بود که توانستیم با پیروزی به پایان برسانیم و وارد مرحله بعدی عملیات شویم که منجر به فتح خرمشهر شد.
امیر سرتیپ راعی اکنون از جانبازان سرافراز جنگ تحمیلی است.(فارس)
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم