گفت‌وگو با سمیه رهنمون

دوبله به سال‌ها تجربه نیاز دارد

گویندگانی که در دهه‌های اخیر به دوبله پیوسته‌اند، فرصت‌های بهتری نصیب‌شان شده و سریع‌تر به نقش‌های خوب و ماندگار رسیده‌اند. پانته‌آ (سمیه)‌ رهنمون از جمله دوبلورهایی است که اوایل دهه80 به این عرصه وارد شده و به دلیل جنس صدایش بیشتر به جای کودکان و نوجوانان صحبت کرده است. سارا کرو، لونتیک و دوستانش (در نقش اصلی)‌، بوفالوی قهرمان (لینا)‌، میلیونر زاغه‌نشین (جمال)‌، گربه‌های اشرافی (برلیوز)‌، رابین هود، فوتبالیست‌ها، آب تیره و ماتریکس از جمله کارهای معروف اوست. با او که فعالیت‌هایی در زمینه بازیگری، اجرای تلویزیونی و گویندگی عروسکی نیز دارد، گفت‌وگویی انجام داده‌ایم.
کد خبر: ۴۷۵۳۶۰

از کی به کارهای هنری علاقه‌مند شدید؟

از کودکی به کارهای هنری علاقه‌مند بودم. در دوران راهنمایی و دبیرستان در گروه‌های سرود و تواشیح حضور داشتم و بازیگری و کارگردانی تئاتر نیز انجام می‌دادم.

چگونه متوجه شدید صدایتان برای دوبله مناسب است؟

همکلاسی‌ها و معلم‌هایم که می‌دانستند دوبله چیست من را تشویق کردند به این کار بپردازم. من هم علاقه‌مند شدم در این زمینه تست صدا بدهم. 6 ماه بعد از ثبت‌نام از ما خواستند برای تست صدا به شبکه 4 برویم. در تست اول که دی‌ 1379 بود، متن یک صفحه‌ای به ما دادند و گفتند از روی آن بخوانیم. صدا را ضبط کردند. در تست دوم که آقایان مقامی و افشاریه و فکر کنم قنبری و خانم هاشم‌پور بودند، صحنه‌ای از یک فیلم را به ما نشان دادند و گفتند وقتی بازیگر شروع کرد به صحبت کردن، ما هم شروع کنیم و وقتی تمام کرد، قطع کنیم. یک‌بار تمرین کردیم و من با حس همان بازیگر گویندگی کردم. در همان جلسه گفتند قبول شده‌ام.

6 ماه بعد از گویندگی‌های رسمی، اولین بار در سریال ایرانی «بابا باران» آقای منانی یکی از نقش‌های اصلی را به من دادند. معمولا باید چند سال بگذرد تا نقش اصلی را به کسی بدهند، بخصوص در آثار ایرانی، اما از خوش‌شانسی من بود که آقای منانی اعتماد کرد و آن نقش را به من سپرد. پس از آن هم در فیلم کارتونی سارا کرو برای نقش اصلی انتخاب شدم.

اگر نقش اصلی را به شما نمی‌دادند احتمال داشت هنوز در دوبله باشید؟

شاید. خیلی از دوستانم که بازیگر یا مجری بودند به خاطر این مساله رفتند و هیچ وقت هم بازنگشتند. البته به نظرم موفقیت آدم‌ها به ذهنیت‌شان برمی‌گردد. اگر با ذهنیت منفی وارد دوبله می‌شدم، شاید هیچ وقت نقش اصلی را به من نمی‌دادند و برخورد بد هم می‌کردند.

جز گفتن نقش اصلی، چه عامل دیگری در دوبله باعث شد دوام بیاورید و آن را به کارهای دیگر ترجیح دهید؟

دوبله برایم مثل دانشگاه و هر فیلم نیز درسی از زندگی است. من، هم از آن فیلم و هم از پیشکسوتانم درس یاد می‌گیرم. از طرفی تجربه کردن حس‌های مختلف با قرار دادن خودم به جای شخصیت‌های گوناگون جالب و دوست داشتنی است.

شما نقش اصلی را ترجیح می‌دهید در حالی که به نظر می‌رسد خود نقش مهم‌تر از اصل و مکمل بودن آن است.

من دوست دارم در کارم بهترین باشم و از همه استعدادی که خدا به من داده استفاده کنم. البته همیشه سعی می‌کنم در هر نقشی که به من واگذار می‌شود بهترین و زیباترین گویندگی را داشته باشم.

اما دوبله از آن حرفه‌هایی است که حق انتخاب در آن تقریبا وجود ندارد.

بله، اما مدیر دوبلاژ براساس توانایی گوینده به او نقش واگذار می‌کند و من تا الان خدا را شکر نقش‌های خوبی نصیبم شده است. همیشه سعی کرده‌ام نقشی را که با من داده می‌شود، دوست داشته باشم. البته کار ما کلا براساس اعتماد است. ما به مدیر دوبلاژ اعتماد می‌کنیم و او هم با توجه به شناختی که از توانایی‌های ما دارد و کارهایی که انجام داده‌ایم نقش را برای ما در نظر می‌گیرد.

به نظر شما امروزه با توجه به این که بسیاری از مردم با یک یا چند زبان خارجی آشنا هستند و نسخه اصلی آثار هم در دسترس است، باز هم دوبله لازم است؟

صددرصد. شما به امکانات خودتان نگاه نکنید. کسانی که در روستا زندگی می‌کنند نمی‌توانند به کلاس زبان بروند. در شهرها هم همه به زبان خارجی مسلط نیستند، اگر هم باشند اکثرا زبان انگلیسی می‌دانند. اگر دوبله نباشد فقط آدم‌های تحصیلکرده می‌توانند فیلم ببینند. با زیرنویس هم که نمی‌شود به بیان و حس بازیگر توجه کرد.

همین حسی که شما می‌گویید در دوبله از بین می‌رود، چون دوبلور و مدیر دوبلاژ باید 2 خطی را که بازیگر گفته در یک خط خلاصه کنند و در دهان بازیگر بگذارند. این خلاصه کردن باعث می‌شود بعضی کلمات حذف شود و ریتم حرف زدن بازیگر تغییر کند.

با توجه به زبان‌های مختلف ریتم دیالوگ‌گویی بازیگران تندتر یا کندتر از زبان فارسی است و بنابراین گاهی اوقات دیالوگ بیشتر یا کمتر از تیپ سینک بازیگر ترجمه می‌شود و این توانایی همکاران من است که سینک‌گویندگی می‌کنند.

بازیگر طبق زبان خودش و به خاطر ویژگی‌های نقش مثلا کشدار صحبت کرده است. در دوبله همان را برای این که در دهان بازیگر جا شود، فشرده می‌کنند. این حس، دیگر همان حس مورد نظر بازیگر و کارگردان نیست.

این به تفاوت‌های 2 زبان مربوط می‌شود و نمی‌توان کاری کرد، اما حس را قبول ندارم. بیشتر گوینده‌ها حس را خوب و درست درک کرده و ایفا می‌کنند. البته استثنا هم وجود دارد. هر گوینده‌ای بسته به توانایی‌های خاصش تلاش خود را برای بهتر دوبله کردن فیلم انجام می‌دهد و این درست نیست که به خاطر یک یا چند فیلم که تعداد اندکی گویندگی نامناسب داشته‌است کل دوبله را زیر سوال ببریم. باید ببینیم گوینده‌ای که حرف زده چه کسی است و فیلمی که دوبله شده چه فیلمی است و زبانش چیست.

با این اوصاف اگر یک فیلم خارجی مورد علاقه‌تان را به 2 شکل زبان اصلی با زیرنویس و دوبله شده همزمان به دست بیاورید اول کدام نسخه را می‌بینید؟

من اول دوبله شده‌اش را می‌بینم و بعد نسخه اصلی‌اش را. در برخوردهایی که با مردم داشته‌ام، فهمیده‌ام آنها به کار ما بسیار علاقه‌مندند. به نظرم دوبله ایران هنوز هم جزو بهترین‌هاست و دوبلورهای ما نیز جزو بهترین دوبلورهای دنیا هستند.

چگونه تشخیص می‌دهید که دوبله ایران بهترین است؟ مگر دوبله کشورهای دیگر را دیده‌اید؟

بله، نمونه‌هایی دیده‌ام که صدا به صدای اصلی بازیگر نزدیک نبوده و از نظر سینک و حس هیچ ربطی به بازی بازیگر نداشته است. دوبله جزو مشاغل خاص محسوب می‌شود که به سال‌ها کسب تجربه نیاز دارد. هرگز کسی یک‌شبه دوبلور نمی‌شود. به قول معروف نابرده رنج، گنج میسر نمی‌شود.

سخن پایانی؟

همیشه حمایت‌ها و پشتیبانی‌های اطرافیان و تشویق آنها در موفقیت آدم‌ها تاثیر بسزایی دارد. درباره من هم این‌گونه بوده است و حمایت‌ها و همدلی‌های پدر، مادر و خانواده‌ام در موفقیت‌هایم بسیار تاثیر داشته که صمیمانه از آنها تشکر می‌کنم.

محمدرضا کلانتر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها