در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به این ترتیب دختر نوجوان در محل قرار بازداشت و وقتی مشخص شد وی در پی دوستی اینترنتی توسط یک پسر اغفال شده است، دوست اینترنتی او نیز دستگیر شد. ماموران در ادامه تحقیقات متوجه شدند دختر 15 ساله در مدت فرار از خانه توسط 4 نفر مورد آزار قرار گرفته است، در حال حاضر متهمان در بازداشت به سر میبرند.
ریشه تجاوز چیست؟
مریم رامشت، روانشناس: بزهکاران جنسی در طول زندگی خود تهدید، تحقیر و توهینهای زیادی را تحمل کردهاند. در نتیجه خشمی پنهانی نسبت به محیط و اطرافیان دارند. تجاوز و بزه جنسی بیشتر ابراز عصبانیت، خشم و نفرت است تا ارضای جنسی. اما متاسفانه در جامعه ما به این مساله توجه نمیشود. بزهکاران جنسی بیماران روحی هستند. ولی ما در تحلیلها کمتر بر شخصیت این افراد تمرکز میکنیم و در مورد عوامل اجتماعی نیز واقعگرایانه برخورد نمیکنیم و گاهی حتی قربانی را مقصر میدانیم، در صورتی که معمولا قربانیان زنانی کاملا بیدفاع هستند. این فرد میتواند یک معلم یا یک پزشک تنها باشد یا حتی کسی با پوشش کامل، اما تنها و بیدفاع. بزهکاری جنسی کاملا در لایههای درونی یک فرد نهفته است. ما نباید به اشتباه قربانی را در این رفتار دخیل بدانیم.
در تحلیل ریشههای تجاوز، هم باید به دلایل فردی و هم عوامل محیطی و اجتماعی توجه کرد. اگر ما به شخصیت این افراد توجه کنیم میبینیم بسیاری از آنها از دوران جوانی درگیر اختلالات خلقی روحی و شخصیتی بودهاند. بزهکاران جنسی معمولا از خانوادههایی هستند که در آنها بحث بزه جنسی از قبل مطرح بوده. بسیاری از آنها در دوران کودکی خودشان مورد آسیب جنسی قرار گرفتهاند. بسیاری از آنها خود یا نزدیکانشان قربانی بزه جنسی آشنایان و اقوام بودهاند. افرادی که بزه جنسی انجام میدهند، افرادی هستند با تمایلات هیجانی بسیار شدید و ناتوان در کنترل احساسات و عواطف و هیجانات. ما زمانی میتوانیم هیجان خود را کنترل کنیم که آموزشهای لازم را بهطور مستقیم و غیرمستقیم در محیط خانه یا محیط آموزشی یا گروههای هم سال یاد بگیریم. این افراد معمولا از خانوادههایی هستند که سطح آموزش در آنها به کمترین میزان است. درگیری فیزیکی و روحی در آنها بالاست. طلاق رسمی یا عاطفی اتفاق افتاده است. این افراد از محبت و عطوفت لازم برخوردار نیستند. گاهی اوقات این افراد تکوالد هستند، یعنی پدر یا مادر خود را در کودکی از دست دادهاند. اغلب بزهکاران جنسی از لحاظ شخصیتی اختلال دارند و از کودکی تحت فشارهای روحی و روانی و جسمی بودهاند.
بعضی اوقات این افراد در محیطهایی رشد میکنند که آسیبزا هستند. برخی در حاشیه شهرها و در محیطی که از حداقل روابط اجتماعی سالم برخوردار است، زندگی میکنند. در گروه دوستانی قرار میگیرند که تشویقکننده این نوع رفتار هستند و معمولا برای گرفتن تایید گروه، دست به بزه جنسی میزنند و حتی گروهی این کار را میکنند، چرا که به صورت انفرادی شجاعت انجامش را ندارند.
اغلب این افراد تحصیلکرده نیستند. در محیطهای آموزشی آدمهای موفقی نبودند. علائمی از کمبود توجه و تمرکز دارند و از لحاظ تحصیلی آدمهای ناموفقی هستند.
من معتقدم افرادی که دچار اختلالات جنسی هستند باید شناسایی و درمان شوند. جنبه دیگر قضیه نیز آموزشهایی است که محیط باید به ما بدهد. هم زنان و هم کودکان باید آموزش ببینند تا از خود دفاع کنند.
مینو را نزد مشاور ببرید
کلثوم کریمی، مشاور خانواده: در این پرونده دختری 15 ساله در حساسترین سالهای زندگیاش بدترین تجربهها را داشته. فریب خورده و از خانه گریخته و از سوی 4 مرد مورد تجاوز قرار گرفته است. تجاوز بدون شک دردناکترین جنایتی است که یک فرد ممکن است در طول زندگیاش تجربه کند. قربانیان تجاوز گاه به دلایل اجتماعی، خانوادگی و فردی از بازگو کردن آنچه بر آنها گذشته سرباز میزنند و این مساله آثار مخربی دارد، چه از بعد اجتماعی و چه فردی. پای اشخاص خاطی به مراجع انتظامی و قضایی باز نمیشود و در نتیجه افراد متجاوز متنبه نمیشوند و ممکن است بهکار خود ادامه دهند.
نکته دیگر اثر مخربی است که بر روان شخص آسیبدیده میگذارد، چون او از سویی قربانی شده و از سوی دیگر زندگی خود را از دست رفته میبیند، چرا که میترسد انگشت اتهام به سمت خود او نشانه رود و خانواده یا جامعه به او برچسب بزنند. برچسب دختری که نتوانسته از خود دفاع کند یا شرایط را طوری فراهم کرده که در خطر تجاوز قرار گیرد. به خصوص در مورد مینو که از خانه گریخته است و ممکن است بسیاری انگشت سرزنش را به سمت او اشاره روند.
بسیاری از زنان و دختران به خاطر شرایط خانوادگی و از ترس آبروی خود از شکایت علیه متجاوزان میگذرند. در جوامع بستهتر و کوچکتر، موضوع فراتر نیز میرود. دختری که مورد تجاوز قرار گرفته به دلیل باکره نبودن بسختی میتواند شوهر کند. در نتیجه او این موضوع را کتمان یا انکار میکند. این مساله در روابط زناشویی او تاثیر منفی خواهد داشت. چرا که خاطره بسیار بدی دارد و نخستین تجربه او ظلم ناروایی بوده که بر او وارد شده است.
به افرادی که مورد تجاوز قرار گرفتهاند توصیه میشود، اولا تا جایی که ممکن است از شکایت صرفنظر نکنند و مطمئن باشند مسوولان از آنها حمایت خواهند کرد. دوم این که حتما به مشاور یا روانشناس مراجعه و دوره درمان خود را کامل کنند. چون به خاطر خشونت و ظلمی که بر آنها روارفته، زخمی در روحشان ایجاد شده که اگر ترمیم نشود، در زندگی آینده برایشان دردسرساز خواهد شد.
دومین توصیه به خانواده و اطرافیان قربانیان است که باید تمام توان خود را برای حمایت از عزیزشان به کار گیرند. مطلقا به سراغ سرزنش و این که اگر این کار را نمیکردی این اتفاق نمیافتاد، نروند و سعی کنند او را کمک کنند که این دوره سخت را پشتسر بگذارد.
خانواده این دختر نیز باید بدانند که تنها این دختربچه مقصر نیست. شرایط خانه به شکلی بوده که بستر را برای این دختر فراهم کرده و آنان خود نیز باید پاسخگو باشند و به جای ترس از آبرو و اعمال خشونت به فرزند خود باید سعی کنند رابطه خراب شده را درست کنند و زندگی و آینده دختر خود را نجات دهند.
از هرجای ضرر برگردید، منفعت است
امانالله قراییمقدم، جامعهشناس: متاسفانه هنوز هم شاهد پدیده تلخ دختران فراری در جامعه هستیم. سن دختران فراری بین 10 تا 17 سال و اوج آن 15 تا 16 سال و گاهی هشت سال هم مشاهده شده است. کارشناسان معتقد هستند از سال گذشته فرار دختران 25 درصد افزایش پیدا کرده که اولین و مهمترین آن عوامل خانوادهگی است، و بعد میتوان به دلایلی نظیر مسائل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، فردی و آموزشی هم اشاره داشت. پدیده فرار دختران به عنوان یک آسیب اجتماعی جدید مطرح است. این مساله میتواند موجب افزایش جرم و جنایت در جامعه شود و امنیت و سلامت اجتماعی را به مخاطره افکند.
تحقیقات نشان میدهد که فرار دختران از خانه نتیجه روابط ناسالم و بسیار خشن در خانه و خانواده است که ادامه آن نیز دامنگیر سایر خانوادهها خواهد شد و نیز در سطح کلان، جامعه را دچار آسیب و اختلالهای جدی خواهد ساخت.
بهترین راه در جلوگیری از چنین اتفاقاتی این است که پدر و فرزند رابطه خوبی داشته باشند. پدر باید دوست دخترش باشد. باید به حرفهای او گوش دهد و دختر بتواند با او احساس صمیمیت کند. پدر باید بلد باشد که به فرزندش محبت کند، او را در آغوش بگیرد و ببوسد. مونس و همدم فرزند خود باشد. دختران نوجوان در سن خاصی قرار دارند و ممکن است از طرق مختلف، مثلا دوستی خیابانی یا دوستی اینترنتی تحتتاثیر سودجویان قرار بگیرند و فریب بخورند.
اما خطاب به کسانی که فرزندشان از خانه گریخته میگویم که از هر کجای ضرر برگردید منفعت است. اجازه ندهید دخترتان بخاطر خطایی که مرتکب شده زندگیاش تباه شود. او را با آغوش باز دوباره به خانه بپذیرید و با گرمی از او استقبال کنید. او را زیر پر و بال خود قرار دهید و با مشورت روانشناس سعی کنید زندگی او را به حالت عادی بازگردانید. وگرنه زندگی او تباه خواهد شد و بهراههای فساد کشیده میشود. ممکن است آلوده انواع جرایم مانند فحشا، دزدی، و حتی جرایم سنگینتر شود و تا آخر عمر حسرت این را بخورید که چرا از همان ابتدا دختر خود را نبخشیدید و نجات ندادید.
سارا لقایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: