در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این در حالی است که در این ادعاها، غرب در چرخشی آشکار، بار دیگر ادعای ضرورت تعلیق همه فعالیتهای مرتبط با غنیسازی در ایران را مطرح کرده است.
این در حالی است که ایران در زمان برگزاری مذاکرات استانبول تاکید داشت که باید برای ادامه مذاکرات، غرب گامهای لازم برای اعتمادسازی در این زمینه را برداشته و فعالیت صلحآمیز هستهای ایران در قالب NTP را بپذیرد.
در این رابطه جواد کریمی قدوسی عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی و نماینده مشهد معتقد است که تجربه مذاکرات گذشته به اتحادیه اروپا و 1+5 نشان داده است که نباید به ادبیات مبتنی به سیاست چماق و هویج در برابر ایران متوسل شوند.
وی در گفتوگو با جامجم یادآور شده است که غنیسازی، خط قرمز ایران در مذاکرات است و هیچ تعهدی از جانب طرف غربی برای ایران قابل اعتماد نیست مگر این که آنها در عمل تعهدات خود را ثابت کنند. آنچه در پی میآید حاصل این گفتوگوست.
تحلیل شما درخصوص تغییر لحن اعضای اتحادیه اروپا و 1+5 در آستانه مذاکرات بغداد چیست؟ آیا این کشورها به دنبال امتیازگیری از ایران هستند؟
اتحادیه اروپا و 1+5 تجربه ارزشمندی در مذاکرات گذشته با ایران در اختیار دارند؛ این تجربه ارزشمند به آنها دیکته میکند که هرگز به ادبیات مبتنی به سیاست چماق و هویج در برابر کشور ما متوسل نشوند. این سیاست هیچگاه جوابگو نبوده است و ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی بههیچ طریقی از حقوق مسلم خود کوتاه نمیآید. مردم ایران برای احقاق حقوق خود 16 تا 17 سال مقاومت کردهاند و اروپاییها هم گام به گام از مواضع خودشان عقب نشستهاند. آنچه آنها در استانبول بیان کردند، همان چیزی بود که 17 سال آن را از ایران مطالبه میکردند و ایران به دلیل این که این خواست را جزو حقوق مسلم خود میدانست به آنها جواب منفی داد. آنها اگر میخواهند یکبار دیگر منطق جمهوری اسلامی ایران در حفظ مواضع اصولی و راهبردی خود را آزمایش کنند، مانعی نیست به بغداد بیایند و بار دیگر باهمان صلابت و همان منطق از جمهوری اسلامی جواب بگیرند. باید توجه داشت این کشورهای غربی هستند که امروز در جهان، منطقه و موضوع انرژی دچار بحران هستند. امنیت انرژی جهان در دست جمهوری اسلامی است، معادلات منطقه خاورمیانه با نظر ایران رقم میخورد و سرنوشت آنها تعیین میشود و تمام تحریم های آنها نتیجه قانعکنندهای برایشان نداشته است. تحلیل ما از تغییر لحن آنها این است که آنها تحت فشار لابی صهیونیستها قرار دارند.
پس از نشست استانبول بیش از همه صهیونیستها در این باره احساس نگرانی کردند. آنها نگران بودند اگر بار دیگر ایرانیها موفق بشوند منطق خودشان را بر رفتار دولتهای اروپایی حاکم کنند، منافع آنها به خطر میافتد و باعث خلع سلاح صهیونیستها در تهدید و تحریم ایران خواهد شد. از این رو آنها تلاش فوقالعادهای انجام دادند و به اروپا و آمریکا سفر کردند و به نظر میرسد که توانستند قدری هم موفق شوند تا بر مواضع اروپاییها تاثیر بگذارند. با این حال همچنان ما بر این تحلیل، ثابت و استواریم که واقعیتهای جهان، منطقه و خاورمیانه بخصوص مبحث انرژی و نفت و جایگاه تنگه استراتژیک هرمز آنها (اروپاییان) را وادار خواهد کرد که عاقلانهتر فکر کنند و آنچنان که از مواضع آنها در گذشته برمیآمد در مذاکرات بغداد یک قدم به پیش بگذارند. مواضع خانم اشتون در استانبول از جانب 1+5 جهانی و ثبت شد و این گروه اعتراف کرد که ایران میتواند برنامه صلحآمیز هستهای در چارچوب پادمان انرژی هستهای جهانی نه پروتکل الحاقی داشته باشد. آنها قبول کردند که مسائل را گام به گام حل کنند و اگر بخواهند از این مواضع خود عدول کنند، ضربه حیثیتی شدیدی خواهند خورد و مردم دنیا بیش از هر زمان دیگر به عدم صداقت آنها پی خواهند برد.
با توجه به برگزاری مذاکرات آژانس انرژی اتمی با ایران و طرح درخواستهایی چون بازرسی از سایت پارچین به نظر شما این موضوع تا چه اندازه میتواند بر مذاکرات بغداد تاثیر داشته باشد؟
ما همکاری با آژانس را در چارچوب همان نظام حاکم بر آژانس که اکثر اعضا به آن معتقدند و بسیاری از کشورهای هستهای هم در چارچوب همان نظام پادمان هستهای با آژانس همکاری دارند، میپذیریم. آنچه آنها درخصوص بازرسی از سایت پارچین میخواهند پروتکل الحاقی است و آن چیزی است که ما آن را قبول نکردهایم. پروتکل الحاقی به آنها اجازه میدهد در هر زمان و از هر مکان بازدید کنند و با هر شخصی تماس بگیرند. این در حالی است که از این طریق فعالیتهای جاسوسی و مخرب، بیشتر فضای فعالیت پیدا میکند تا نظارتی که در چارچوب برنامه صلحآمیز ایران در قالب NPT صورت میگیرد. این مواضع البته در گذشته نیز وجود داشته است و مابیش از حد با آژانس همکاری کردهایم، بدون اینکه پروتکل الحاقی را بپذیریم. در حال حاضر مواضع رسمی جمهوری اسلامی همان مواضعی است که آقای جلیلی در استانبول بیان کرد و طرف غربی هم آن را پذیرفت؛ طرف غربی در استانبول قبول کرد که ایران در چارچوب NPT همکاریهای خود را ادامه دهد.
مقامات کشورمان در آستانه این مذاکرات بیان کردهاند که طرف غربی باید گامهایی را برای جلب اعتماد مردم ایران بردارد که یکی از این گامها، کاهش و لغو تحریمهاست، به نظر شما غرب تا قبل از مذاکرات در این زمینه واکنشی خواهد داشت؟
اگر در زمینه کاهش تحریمها اتفاقی روی ندهد، میتوان گفت که کل مذاکرات استانبول و همچنین مذاکرات بغداد نقش بر آب است. طرف غربی در استانبول به این نتیجه رسید که اصول ما را بپذیرد و بعد دو طرف گامهای عملی برای اعتمادسازی بردارند. آنها از ما میخواستند که در بحث مسائل هستهای اعتمادسازی کنیم و ما هم مدعی هستیم که حداکثر اعتمادسازی را در چارچوب قوانین آژانس داشتهایم و در این چارچوب باز هم آماده اعتمادسازی هستیم. متقابلا طرف غربی نیز باید بپذیرد که اقدامات خصمانهای که نسبت به جمهوری اسلامی انجام داده پس بگیرد و گامهای اولیه نشان دادن حسن اعتماد آنها، عقبنشینی و لغو تحریمهاست. اگر این اتفاق نیفتد ما نتیجهای که باید از رفتار آنها میگرفتیم، نخواهیم گرفت البته باید بگویم که مردم ایران خیلی به این اتفاق دل خوش نکردهاند.
سیاست داخلی، سیاست اقتصادی و پولی ما به گونهای است که ما رو به جلو میرویم و ایران هماکنون شاهد ثمره مقاومت خود است. این طرف غربی است که بیش از گذشته بخصوص در حوزه انرژی و نفت بشدت به جمهوری اسلامی محتاج است و اگر آنها گامی برای لغو تحریمها برندارند، طبق آنچه قبلا اعلام شده است کلا صادرات نفت به اروپا را قطع میکنیم و این تاثیر بسیار سنگینی بر اقتصاد اروپا خواهد گذاشت.
همچنین لازم است تا امنیت آبراه حساس تنگه هرمز نیز که 70 درصد از نفت دنیا از مسیر این آبراه حمل میشود، از سوی ایران تامین شود که در چنین شرایطی (عدم لغو تحریمها) شاهد تنشهایی از جانب آنها و اقدامات متقابل ایران خواهیم بود که این وضعیت با توجه به بحران اقتصادی حاضر برای اروپاییها و آمریکاییها بسیار شکننده خواهد بود.
با توجه به تجربه مذاکرات ایران و 1+5 تعهداتی که غربیها در این مذاکرات میدهند تا چه حد قابل اعتماد است؟
هیچ تعهدی از جانب طرف غربی برای ایران قابل اعتماد نیست، مگر اینکه آنها در عمل تعهدات خود را ثابت کنند. آنچه روی کاغذ میآید و تفاهمی درباره آن صورت میگیرد یا در مذاکرات بیان میشود و در مصاحبهها در مورد آن موضعگیری میشود، در حد حرف است. ما در گذشته تجربیات زیادی داریم که آنها توافقاتی با ایران داشتهاند و وعدههایی را به کشورمان دادهاند، اما عملا به آن پایبند نبودند.
نمونه آن، توافقنامه تهران بود که با محوریت ترکیه، برزیل و ایران و بر اساس خواست رئیسجمهور آمریکا شکل گرفت و عملاً دیدیم که باز هم این آمریکاییها بودند که همین خواسته خودشان را هم بر زمین زدند، این تجربیات مفید را ما در گذشته داریم و عملاً تا چیزی را نبینیم از خودمان به آنها اعتمادی نشان نمیدهیم.
پیشبینی شما از فضای مذاکرات آتی در بغداد چیست؟ آیا روند مذاکرات همانند استانبول مثبت خواهد بود یا شیوه دیگری در این مذاکرات دنبال خواهد شد؟
کریمی قدوسی: هیچ تعهدی از جانب طرف غربی برای ایران قابل اعتماد نیست، مگر اینکه آنها در عمل تعهدات خود را ثابت کنند. ما تجربیات زیادی داریم که آنها در گذشته توافقاتی با ایران داشتهاند و وعدههایی را به کشورمان دادهاند اما عملا به آن پایبند نبودند
تحلیل من آن است که فضای مذاکرات بغداد شبیه مذاکرات استانبول خواهد بود، اما پیچیدگی بیشتری دارد. این اقدامات عملی است که ما باید روی آنها به نتیجه برسیم. باید پیشزمینهها به گونهای تنظیم شود که فرصت کوتاه مذاکرات در واقع زمان تصمیمگیری نهایی برای برداشتن گامهای عملی باشد. اگر اروپاییها در دقایق آخر تصمیم خودشان را بگیرند و بر اساس همان وضعیت حاکم بر مذاکرات استانبول پشت میز مذاکره بغداد حاضر شوند، قطعا دستاوردهای مثبتی خواهد بود، ضمن اینکه ما همچنان به لبخند آنها دل خوش نخواهیم کرد و در لحن کلام و رفتار آنها زمانی میتوانیم به نتیجه برسیم که اقدامات عملی را از جانب آنها مشاهده کنیم.
موضوع توقف غنیسازی اورانیوم موضوعی است که از سوی رسانههای غربی برای طرح در مذاکرات گمانهزنی میشود؛ آیا در صورت طرح چنین موضوعی یا تغییر در میزان غنیسازی ممکن است ایران اقدامی در این باره انجام دهد؟
درخواست غرب برای توقف غنی سازی اورانیوم توسط ایران همواره پاشنه آشیل مذاکرات بوده است؛ این مطلب را هم 1+5 رسماً در مذاکرات استانبول پذیرفت که ایران میتواند برنامه صلحآمیز هستهای داشته باشد. این برنامه صلح آمیز هستهای از غنیسازی یک درصد شروع تا غنیسازی 20 درصد نیز ادامه دارد. غنیسازی در ایران صلحآمیز است و جنبه کاربردی برای منافع بشری دارد؛ ما هم حقوقی داریم که مربوط به ملت و دانشمندان ماست و به هیچ وجه بر سر موضوع غنیسازی معامله نمیکنیم. ایران در چارچوب توافقات بینالمللی و آژانس تضمین میدهد که برنامههایش صلحآمیز است و طرفهای غربی میتوانند از مراکز معرفی شده ما مکرر و مرتب بازدید کنند.
با توجه به اینکه فرانسه یکی از اعضای 1+5 است، پیروزی سوسیالیستها در این کشور تا چه حد میتواند بر نظرات فرانسه پیرامون پرونده هستهای ایران در این مذاکرات موثر باشد؟
سیاست سارکوزی یک سیاست کاملاً وابسته به آمریکا بود. فرانسه همان سیاست خارجی آمریکاییها را دنبال میکرد و سارکوزی همگام و همکار آمریکاییها بود، اما مردم فرانسه در انتخابات اخیر ریاستجمهوری نارضایتی خویش را از رفتار سارکوزی نشان دادند و در واقع خط بطلانی بر وابستگی سیاستهای فرانسه به آمریکا کشیدند. قطعاً این تاثیرگذاری را باید در بحثهای هستهای نیز ببینیم. در گذشته سارکوزی کاملاً در تابعیت سیاستهای آمریکاییها و صهیونیستها به مذاکرات هستهای ایران نگاه میکرد، اما اکنون تاثیر تغییر رفتار فرانسویها در مذاکرات باید یک مورد اثر گذار در رفتار سایر اعضای 1+ 5 باشد.
شما به فعالیتهای لابی صهیونیست برای تاثیرگذاری در مذاکرات بغداد اشاره کردید، به نظر شما این فعالیت تا چه اندازه میتواند در مذاکرات بغداد موثر باشد؟
بهطور کلی در اروپا و آمریکا موجی در ارتباط با مقابله با رفتار صهیونیستها به چشم میخورد و همهجا مردم در اروپا و آمریکا به این نکته اساسی توجه میکنند. مردم این کشورها بر این باورند که این صهیونیستها و لابی آنهاست که سیاستهای خود را به دولت آنها تحمیل میکنند. شاید 10 سال پیش این موج بیداری و آگاهی شناخت در مردم اروپا و آمریکا به چشم نمیخورد، ولی حالا ملاحظه میکنیم که روز به روز این توجه بیشتر و از طرفی قدرت تاثیرگذاری لابی صهیونیست نیز در این مسائل کمتر میشود؛ ولی متاسفانه همچنان دولتهای اروپایی از فشار صهیونیستها به دلیل زیر ساختهایی که آنها بعد از جنگ جهانی دوم به وجود آوردند، تاثیرپذیرند. با این حال نسبت به دور گذشته مذاکرات که ما با این دولتها داشتیم فشار آنها را کمتر ارزیابی میکنیم و دلیل آن تحولاتی است که در سطح منطقه روی داده است و موقعیت مسلمین و جایگاه جمهوری اسلامی را مستحکمتر از گذشته کرده است.
با روی کار آمدن پوتین در روسیه شاهد دستور وی برای پیگیری مسالمتآمیز پرونده هستهای ایران هستیم، آیا این امر میتواند در 1+5 اختلاف ایجاد کند؟
رفتار روسیه و چین در پیگیری پرونده هستهای ایران در دو دوره مذاکرات اخیر نسبت به مذاکرات قبلی مثبت ارزیابی میشود. رفتاری که پوتین در دوره ریاست جمهوری خودش داشت، رفتاری کاملاً متفاوت با رفتار مدودف بود. وابستگی برخی از سیاستهای مدودف به سیاستهای آمریکا و همگرایی روسیه با واشنگتن مورد پسند مردم روسیه نبود و در انتخابات اخیر روسیه شبیه اتفاقی که در فرانسه افتاد، روی داد؛ چنان که پوتین بلافاصله بعد از ورود به کرملین مواضع سریعی نسبت به آمریکاییها گرفت. قطعاً مواضع جدید رئیسجمهور روسیه بر این مذاکرات تاثیرگذار خواهد بود و همکاری راهبردی روسیه با ایران در فضای جدیدی که در خاورمیانه به وجود آمده است، شدت خواهد گرفت. باید توجه داشت که تاثیرگذاری ایران بر معادلات خاورمیانه و شناختی که روسها از ایران دارند از یک سو و نگرانیهایی که روسیه از جانب آمریکا دارد از سوی دیگر رفتار توام با شناختی برای کرملین به وجود میآورد که در این قضیه مواضع ایران را بیشتر حمایت خواهند کرد. به نظر روسها مواضع ایران در جهت حفظ امنیت آنها نیز قرار دارد. اقتدار جمهوری اسلامی برای روسیه هم اقتدار میآورد و شکست اقتدار ایران در برابر آمریکا فروپاشی یا تهدید عملی منافع روسیه در برابر آمریکاییها را در پی خواهد داشت. این واقعیتی است که وجود دارد و روسها نیز به آن توجه دارند و مایلند با ایران همگرایی نشان دهند.
کتایون مافی - گروه سیاسی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: