در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به عنوان مثال، در آمریکا سازمانهایی نظیر مراکز پیشگیری و کنترل بیماریها، سرپرستی دارو و غذا، آژانس کنترل محیطی و آژانس کنترل مصرف در امر بهداشت عمومی دخیل است.
همچنین فعالیت برای ارتقا و حفظ سلامتی عمومی گاه در سطح جهانی نیز به چشم میخورد؛ به عنوان نمونه میتوان به فعالیتهای سازمان بهداشت جهانی (World Health Organization) اشاره کرد.
2 دیدگاه عمده درباره اخلاق بهداشت عمومی وجود دارد. یک دیدگاه، مبنای اساسی اخلاق بهداشت عمومی را دستورالعملی در جهت افزایش رفاه میداند؛ بنابراین، این دیدگاه بهداشت را جزئی از رفاه میداند و چالش اخلاقی اصلی بهداشت عمومی از این دیدگاه برقراری تعادل میان آزادیهای شخصی و پیشبرد وضعیت بهداشت جامعه خواهد بود. دیدگاه دیگری نیز وجود دارد که مساله اساسی بهداشت عمومی را عدالت اجتماعی میداند. اگرچه برقراری تعادل میان آزادی افراد و ارتقای بهداشت عمومی از دغدغههای این دیدگاه به حساب میآید، آنچه اساسیتر است و این دغدغه نیز ذیل آن تعریف میشود، تعهدی وسیعتر به سطح بهداشتی کافی و مطمئن برای همه و محدود کردن نابرابریهاست. بنابراین، این رویکرد به اخلاق بهداشت عمومی، ارتباط عمیقی با مسائلی وسیعتر نظیر عدالت اجتماعی و فقر دارد.
راه مشخصی برای تمایز نهادن میان اخلاق بهداشت عمومی و اخلاق مربوط به سایر حوزههای مرتبط وجود ندارد. اگرچه اغلب همه این موارد ذیل عنوان کلی اخلاق زیستشناسی طبقهبندی میشود، گاهی از این عنوان برای تمایز نهادن میان سایر حوزههای اخلاق زیستی و پزشکی در برابر اخلاق بهداشت عمومی یا اخلاق زیستی مربوط به حوزههای عمومی استفاده میشود. بنابراین، هر رویکردی که به اخلاق بهداشت عمومی داشته باشیم، یک سوال اساسی باقی میماند: تمایز میان اخلاق بهداشت عمومی و سایر حوزههای اخلاق زیستی چیست؟ برای یافتن پاسخ، باید به ماهیت بهداشت عمومی توجه کنیم. بهداشت عمومی چهار مشخصه اساسی دارد که بخش عمده موضوعات اساسی اخلاق بهداشت عمومی را مشخص میکند: (۱) امری عمومی یا جمعی است، (۲) بهبود آن نیازمند تمرکزی خاص بر پیشگیری است، (۳) بهبود آن اغلب نیازمند دخالت دولت است و (۴) مستلزم رویکردی نتیجهمحور است. در ادامه در مورد هر چهار خصیصه بحث خواهیم کرد.
اولا، در بهداشت عمومی دغدغه اساسی جمعیت است، نه افراد. بهداشت عمومی ذاتا مسالهای جمعی و گروهی است و در آن منافع یک فرد نمیتواند از منافع همه افراد جامعه متمایز باشد؛ هرچند در برخی مواقع منافع به برخی زیرگروههای جامعه میرسد.
همین نکته، باعث بروز مسائلی در باب عدالت میشود که اخلاق بهداشت عمومی باید به آنها پاسخ گوید: بهداشت عمومی برای چه کسانی است؟ بهداشت چه کسانی برای ما مهم است و تا چه حد مجازیم از افراد بخواهیم که برای رسیدن به آن از برخی منافع خود چشمپوشی کنند؟ و چرا بهداشت عمومی ارزش تلاش برای رسیدن به آن را دارد؟ آیا تفاوتی بین بهداشت عمومی و بهداشت مردم وجود دارد؟ هر پاسخی به این پرسشها باید این حقیقت را نیز در نظر داشته باشد که ملاک و معیارهای بهداشت عمومی اغلب مبتنی بر چشمانداز منافع افراد است.
نکته: در بهداشت عمومی دغدغه اساسی جمعیت است، نه افراد. بهداشت عمومی ذاتا مسالهای جمعی و گروهی است و در آن منافع یک فرد نمیتواند از منافع همه افراد جامعه متمایز باشد؛ هرچند در برخی مواقع منافع به برخی زیرگروههای جامعه میرسد
ثانیا بهبود بهداشت عمومی مستلزم تعهد به پیشگیری از بیماریها و جراحتهاست.
البته، هرچند عمده مباحث درباره بهداشت عمومی بر جنبه پیشگیرانه آن تمرکز میکند، مراکز بهداشت عمومی نیز درگیر تشخیص و درمان بیماریهاست. در واقع، نظامهای بهداشت ملی به تدریج این نکته را درمییابد که هم باید دارای ساختارهای پیشگیرانه باشد و هم دارای خدمات درمانی. به هر حال، تعهد بهداشت عمومی به پیشگیری چالشهای اخلاقی خاصی را پیش روی مینهد.
بهبود یا کاهش ضرر یا جراحتی که هماکنون وجود دارد به لحاظ اخلاقی ضروریتر به نظر میرسد تا پیشگیری از آن. علاوه بر این، هرچند هزینههای پیشگیری عموما مربوط به زمان حال است، منافع پیشگیری موفق در آینده بروز و ظهور مییابد و این معمولا تنها برای افرادی است که پیشاپیش نمیتوان آنها را شناخت و همچنین تعداد آنها را تنها با احتمال میتوان مشخص کرد بنابراین، سیاستهای پیشگیرانه پرسشهایی در این باب مطرح میسازد که ما چگونه باید در مورد آمارها و همچنین افراد ناشناخته فکر کنیم؟ و آیا بهداشتی که در آینده به دست میآید ارزشی کمتر از بهداشتی دارد که در زمان حال قابل دسترسی است؟
ثالثا همان طور که ذکر شد به دست آوردن نتایج مطلوب بهداشت عمومی نیازمند دخالت دولت است. بهداشت عمومی اغلب بیش از آن که بر اعمال فردی تکیه کند، مبتنی است بر نظم و سیاست عمومی.
در چنین مسائلی، نظیر دیگر حوزههای سیاستگذاری عمومی، نیازمند مشخص کردن مسائلی در مورد عدالت، امنیت و دامنه محدودیتهای قانونی اعمال و خدمات هستیم.
این نکته، مسائل مربوط به عدالت در باب بهداشت عمومی را برجستهتر میسازد. همچنین پرسشهایی درباره موازنه میان آزادی فردی و اعمال اجباری درباره بهداشت عمومی مطرح میشود. در این زمینه است است که عموما نگرانیهایی درباره پدرسالاری (paternalism) مطرح میشود.
چهارم، بهداشت عمومی رویکردی کاملا نتیجهگرا دارد. ارتقای بهداشت عمومی به معنای تلاش برای افزایش سلامتی، و معمولا جلوگیری از نتایج بد بهداشتی است.
همانطور که ذکر شد، در برخی مباحث اخلاق بهداشت عمومی چنین رویکرد نتیجهگرایی به عنوان توجیه اخلاقی و مبنای بهداشت عمومی در نظر گرفته میشود بنابراین، مانند همه رویکردهای نتیجهگرا در برابر دغدغههای تکلیفی، نظیر توجه به حقوق افراد و رویکردهای عدالت محورانه قرار میگیرد بنابراین، بهداشت عمومی باید به پرسشهای سنتی که به واسطه تعهدات نتیجهگروانه خود با آنها روبهروست پاسخ دهد.
البته کسانی که عدالت اجتماعی را مبنای اخلاقی بهداشت عمومی میدانند، میتوانند با تکیه بر رویکرد خود به این پرسشها پاسخ دهند.
این 4 خصیصه ساختار مبنایی و رویکرد اخلاق بهداشت عمومی را شکل میدهد. بنابراین، اخلاق بهداشت عمومی عهدهدار پاسخ به پرسشهای متفاوت و متعددی است که به واسطه 4 خصیصه ذکرشده به وجود میآید و همان طور که ذکر شد، این 4 خصیصه در واقع موضوعات اساسی اخلاق بهداشت عمومی را شکل میدهد.
منبع: دایرهالمعارف فلسفی استنفورد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: