با عیسی جعفری، سخنگوی کمیسیون کشاورزی، آب و منابع طبیعی مجلس هشتم

برای تولید ملی برنامه نداریم

در آخرین روزهای عمر مجلس هشتم با سخنگوی کمیسیون کشاورزی‌، آب و منابع طبیعی مجلس هشتم به گفت‌و‌گو نشستیم تا با استناد به تجربه چهار ساله او مشکلات تولید محصولات داخلی، بویژه تولید محصولات کشاورزی را بررسی کنیم و پیشنهادهای عملی او برای افزایش تولید داخلی را جویا شویم.
کد خبر: ۴۷۳۰۷۴

عیسی جعفری، نماینده مردم کبودرآهنگ در استان همدان در این گفت و گو علاوه بر ارائه پیشنهادهای عملی خود، از حسرت‌ بزرگ اعضای کمیسیون کشاورزی نیز سخن گفت و گلایه‌هایی را هم در باب فقدان برنامه‌ریزی برای حوزه کشاورزی مطرح کرده است.

رهبر معظم انقلاب، سال 1391 را سال «تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی» نامیدند و بر ضرورت مجاهدت اقتصادی و حضور جهادگونه ملت ایران در عرصه‌های اقتصادی تاکید کردند. به عنوان سخنگوی کمیسیون کشاورزی، روند اجرای این شعار را در دستگاه‌های اجرایی چگونه می‌بینید؟

تا امروز افراد زیادی درباره نامگذاری سال 91 از سوی رهبر معظم انقلاب به عنوان سال «تولید ملی؛ حمایت از کار و سرمایه ایرانی» سخن گفته‌اند؛ اما متاسفانه این حرف‌ها کمتر جنبه عملیاتی و برنامه‌ریزانه داشته است؛ در شرایط فعلی سوال اساسی ما باید این باشد که برای افزایش تولید چه بکنیم؛ این سوال شامل همه بخش‌های تولید می‌شود و تنها منحصر به حوزه کشاورزی نیست. به همین دلیل، من معتقدم باید همه دستگاه‌ها هرچه سریع‌تر برای حمایت از تولید ملی کاری بکنند.

آیا شما پیشنهاد خاصی در این زمینه دارید؟

بله. اگر واقعا موضوع حمایت از کار و سرمایه ایرانی سرلوحه کار و فعالیت همه دستگاه‌ها قرار گیرد، مطمئنا طرح‌های کارشناسی ارزشمندی از سوی اصحاب فن و تجربه در این زمینه ارائه خواهد شد. اولین پیشنهاد من به عنوان کسی که در مجلس است و با تولید و مسائل آن سرو کار دارد، این است که وزارت صنعت و معدن و وزارت کشاورزی در گام اول به سراغ واحدهای تولیدی زیرمجموعه خود بروند و با دقت آنها را بررسی کنند تا مشخص شود واحدهای تولیدی و کارخانه‌هایی که در حال حاضر احداث شده و مجوز فعالیت گرفته‌اند با چه ظرفیتی در حال تولید هستند؛ رسیدن به پاسخ واقعی این سوال مسوولان راه را برای حل مشکلات تولید داخلی روشن می‌کند؛ زیرا تا جایی که ما به‌عنوان نمایندگان مجلس اطلاع داریم در حال حاضر بیشتر واحدهای تولیدی کشورزیر ظرفیت واقعی خود و با 30 یا 40 درصد ظرفیت کار می‌کنند.

مشخص شدن این‌که واحدها با چه ظرفیتی کار می‌کنند چه کمکی به افزایش تولید در کشور می‌کند؟

اولین نفعی که دارد این است که ظرفیت‌های پر شده و خلأ‌های سرمایه‌گذاری و تولید در کشور مشخص می‌شود؛ نکته دوم این است که سرمایه‌گذاران و مشکلات آنها در راه تولید بهتر شناخته می‌شود؛ به‌عنوان مثال ما در سال‌های اخیر در بررسی‌های خود که عمده آنها در حوزه محصولات کشاورزی بود، متوجه شده‌ایم که بخش قابل توجهی از کارخانه‌هایی که با صرف چند میلیارد هزینه ساخته شده‌اند و حالا زیر ظرفیت واقعی خود کار می‌کنند با مشکل نقدینگی روبه‌رو هستند.

مشکل نقدینگی یعنی این‌که کارخانه‌ای که با چند میلیارد تومان هزینه ساخته شده است؛ به واسطه نداشتن چند صد میلیون تومان نقدینگی نمی‌تواند نیازهای اولیه خود را تأمین کند و مجبور است زیر ظرفیت واقعی خود کار کند... اینجاست که اگر بررسی دقیق انجام شود و قطعی بودن این مشکل محقق شود دولت می‌تواند به جای دادن وام و تسهیلات به افرادی که می‌خواهند از صفر یک مجموعه تولیدی جدید را راه‌اندازی کنند و چند میلیارد بیت‌المال را برای ساخت این واحدها هزینه‌ کنند؛ به سراغ مجموعه‌هایی می‌رود که زیر ظرفیت کار می‌کنند.

من معتقدم وقتی مشخص شد اغلب کارخانه‌ها و واحدهای تولیدی کشور با مشکل نقدینگی روبه‌رو هستند؛ باید رویکرد دولت در اعطای مجوز و تسهیلات به واحدهای تولیدی جدید تغییر کند.

آیا فقط با حل مشکل نقدینگی، شعار تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی محقق می‌شود؟

خیر. موضوعات دیگری هم باید در این زمینه مورد توجه قرار گیرد. در این زمینه، من معتقدم حضور نیروهای کار خارجی در کشور باید محدود شود، چون این کار هم از نظر ایجاد فرصت‌های شغلی و هم تامین مالی به نفع کارگران ایرانی است.

شما به وضعیت جامعه نگاه کنید، کسی نمی‌تواند منکر این موضوع شود که ما در کشور مشکل جدی اشتغال داریم. به نظر من بخشی از این مشکل به دلیل حضور اتباع خارجی و نیروهای کار غیرایرانی در کشور است. اتفاقات مالی بازار ایران و نوسانات ایجاد شده در بازار ارز طی ماه‌های اخیر که باعث شد کار کردن در ایران دیگر مانند گذشته برای آنها مقرون به صرفه نباشد، نشان داد که می‌توان با ابزارهای مالی حضور این کارگران را در کشور کنترل کرد و حالا وقت آن رسیده است که دولت در سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی از این فرآیند استقبال کند و میدان را برای نیروهای کار خارجی به نحوی تنگ کند که فضا برای کارگر ایرانی باز شود.

اما گروهی از کارشناسان معتقدند حضور نیروهای کار خارجی در ایران و ارزان کار کردن آنها باعث شکوفایی اقتصاد کشور و پایین‌تر تمام شدن قیمت نهایی کالاهای تولید داخل می‌شود.

نیروی کاری که به کشور ما آمده و به عنوان نیروی کار خارجی ارزان مشغول شده است، در کارهای تخصصی فعال نیست که بر تولید اثر جدی داشته باشد و نوآوری بیاورد، بلکه این کارگران عموما در کارهای زائد مانند کار در کارواش‌ها، ساختمان‌ها و... مشغول هستند که خود این موضوع ترمزی در برابر رشد تکنولوژیک صنایع و واحدهای تولیدی است، یعنی ازدیاد نیروی کار یدی مانع رشد ماشین‌آلات صنعتی می‌شود، زیرا طبیعی است که اگر در کشوری نیروی کار، گران و کمیاب باشد صنایع به سمت مکانیزه شدن پیش می‌رود.

من معتقدم کارگران خارجی حاضر در کشور ما از روی ناچاری در هر بخشی و با هر شرایطی که فکرش را بکنید مشغول به کار می‌شوند که این از نگاه مهمان‌نوازانه ما هم خیلی مناسب نیست؛ علاوه بر این‌که عموم این افراد در کارهایی به خدمت گرفته می‌شوند که نیاز چندانی به قدرت تفکر خلاقانه ندارد. از‌همین‌رو عدم حضور آنها نه‌تنها ضربه‌ای به کشور ما نمی‌زند بلکه به افزایش اشتغال و تولید ملی نیز کمک می‌کند و مانع خروج درآمدهای ملی از مرزهای کشور می‌شود.

اما به نظر می‌رسد علاوه بر موضوع نیروی کار خارجی، کالاهای خارجی هم خود تاثیرات جدی در تولید ملی دارد.

بله. من کاملا با شما موافقم، اما در زمینه کالاهای خارجی، معتقدم قاچاق بزرگ‌ترین لطمه را به تولید داخلی می‌زند. قاچاق بزرگ‌ترین دشمن اقتصاد ملی هر کشوری است و کشور ما نیز سالانه هزاران میلیارد تومان خسارت از بابت قاچاق کالا به کشور متحمل می‌شود. به‌عنوان مثال هر یک کیلو شیر خشک که به کشور قاچاق شود با افزوده شدن آب تبدیل به 10 کیلو یا به عبارتی 10 لیتر شیر می‌شود؛ در نتیجه این اتفاق گاودار ایرانی امنیت شغلی خود را از دست می‌دهد و تولید شیر برای او دیگر مقرون به صرفه نخواهد بود.

آیا شما مصداقی برای نشان دادن این موضوع که کنترل قاچاق باعث افزایش تولید در داخل شده است دارید؟

بله، همان‌طور که گفتم بهترین نمونه همین مساله قاچاق شیر خشک به کشور است که صنعت گاوداری و تولید لبنیات ما را به سمت نابودی می‌برد، اما از سال گذشته که تا حدودی جلوی قاچاق و واردات شیر خشک گرفته شد، به یکباره شاهد رشد قیمت شیر بودیم؛ این یعنی این‌که دامداری و تولید لبنیات دوباره برای تولیدکننده ایرانی به صرفه شده است، ضمن این‌که مصرف‌کننده ایرانی هم کالای دست اول و بهداشتی و قابل اطمینان در دسترس خواهد داشت و دیگر نباید نگران آلودگی‌های احتمالی باشد که به‌واسطه شیر خشک قاچاق او را تهدید می‌کرد.

در همین مدت کوتاه، مقابله با قاچاق شیر خشک و افزایش قیمت شیر بر چرخه کشاورزی هم موثر بوده و حتی روی تولید علوفه هم اثر مثبت گذاشته است؛ زیرا با کم شدن قاچاق و واردات شیر خشک و محصولاتی از این دست، نگهداری دام و تولید شیر به صرفه شده، به همین نسبت تعداد گاوها و سایر دام‌ها هم افزایش پیدا کرده است و همین موضوع موجب شده است تا تقاضا برای علوفه زیاد شود و مهم‌تر از همه اینها بخشی از کشاورزانی که از سر بیکاری به تهران و سایر شهرها مهاجرت کرده و در مشاغل کاذب مشغول به کار شده بودند، به مزارع خود بازگشته‌اند تا در بازار ایجاد شده در بخش تولید و فروش علوفه فعالیت کنند.

اما علاوه بر قاچاق، مساله واردات هم از نظر برخی کارشناسان باید مورد بازنگری قرار گیرد، زیرا آنها معتقدند واردات بی‌رویه به تولید ملی آسیب می‌زند.

باید دانست قطع واردات در نظام کنونی جهان ممکن نیست؛ واردات یک تیغ دولبه است و ما در مواردی مجبور هستیم برای حمایت از مصرف‌کننده واردات انجام دهیم. در مورد واردات باید تأکید کرد نه صرف بستن واردات منطقی است و نه آزاد گذاشتن آن؛ بلکه باید مرزی برای واردات و ممنوعیت واردات تعیین شود که در درون آن مرز مصالح و منافع ملی به بهترین وجه ممکن دیده شده باشد.

من معتقدم در حال حاضر برنامه مدونی برای کنترل واردات بر اساس برآورد نیازهای داخلی وجود ندارد و فقدان این برنامه یکی از دلایل متضرر شدن تولیدکنندگان داخلی است.

از نظر کارشناسی، بین توقف واردات برای حمایت از تولید داخلی و نیاز به واردات مرزی وجود دارد که این مرز را طبیعتا باید نهادهایی مشخص کنند که مسوولیت آنها تولید و واردات است؛ مثلا وزارت صنعت و معدن و تجارت که متولی واردات است با همکاری وزارت جهاد کشاورزی که متولی تولید گندم در کشور است مشخص کنند که ما در سال جاری 11 میلیون تن گندم تولید می‌کنیم و 10 میلیون تن مصرف داریم. در چنین شرایطی که مشخص شده است ما یک میلیون تن بیشتر از نیاز کشور گندم تولید کرده‌ایم مطمئنا صدور مجوز واردات گندم اتفاق نمی‌افتد یا به عبارت دیگر نباید اتفاق بیفتد.

شما نگاه کنید، واردات شکر یکی از بارزترین مصادیق بی‌برنامگی در واردات کالاهای خارجی است. متأسفانه ثبت سفارش واردات شکر با وجود خودکفایی در تولید این محصول و ظرفیت‌های موجود برای تأمین نیازهای داخلی همچنان ادامه دارد و این امر باعث شده است تا بسیاری از مزارع چغندر قند تغییر کاربری دهد.

به نظر شما، آیا تولید شکر در داخل کشور، تمام نیازهای داخلی را تأمین می‌کند؟

بله تولید داخلی کفایت می‌کند و اگر هم کفایت نکند می‌شود طوری مدیریت کرد که کفایت کند؛ اما متاسفانه ما طوری عمل می‌کنیم که تولید کننده متضرر می‌شود به عنوان مثال از یک سو پول خرید تضمینی چغندر را به موقع به کشاورز نمی‌دهیم و از سوی دیگر مجوز واردات انبوه شکر صادر می‌کنیم؛ نتیجه هم این می‌شود که کشاورز ما دیگر چغندرقند تولید نمی‌کند و در نهایت محتاج واردات شکر می‌شویم.

البته، باید به این هم اعتراف کنیم که متاسفانه آمار دقیقی درباره میزان تولید کالاهای اساسی و میزان نیاز به این کالاها در کشور وجود ندارد و فقدان آمار مشکل جدی ما در افزایش تولید است که در اولین قدم‌ها برای افزایش تولید ملی باید آن را رفع کرد. فقدان آمار و ارقام دقیق باعث می‌شود که هیچ تفاهمی بین بخش‌های مختلف تولید و عرضه وجود نداشته باشد؛ به‌عنوان مثال وزارت کشاورزی یک آمار می‌دهد، وزارت صنعت و معدن آماری دیگر، مجلس نظر دیگری دارد و کشاورز هم ایده دیگری...

آیا می‌توانید به یک نمونه از این اختلاف نظرها اشاره کنید؟

نمونه مشکلی که بر سر اختلاف در برآورد نیاز کشور به محصولات داخلی بوجود آمد، اختلافی است که بین وزارت کشاورزی و وزارت صنعت و معدن درباره میزان تولید سیب زمینی و قیمت عرضه آن در کشور وجود داشت؛ نتیجه هم این شد که این محصول در زمان برداشت یک قیمت داشت، بعد از مدت کمی بحران در قیمت این محصول برای کشاورزان ایجاد شد و به محض این‌که کشاورز محصولش را به کمترین قیمت فروخت حالا دوباره قیمت بالا رفته و در این میان تنها کسی که سود می‌کند دلالی است که از سرمایه‌اش برای انبار کردن این محصولات استفاده کرده است، در حالی که اگر اتفاق نظر درباره مقدار نیاز داخلی وجود داشته صادرات سیب‌زمینی در زمان برداشت ممنوع نمی‌شود و کشاورزان می‌توانستند همان موقع محصول خود را به قیمت مناسب به فروش برسانند.

عده‌ای معتقدند این وضعیت ناشی از فقدان برنامه مدون و منسجم برای حمایت از تولید داخلی است؟

من هم با این افراد موافق هستم و معتقدم ضرورتی است که ما باید برای تولید برنامه داشته باشیم تا اجازه ندهیم هر کس هر چقدر می‌خواهد یا هرچه می‌خواهد تولید نکند؛ مثلا مشخص کنیم که فلان تولیدکننده کفش باید فلان مقدار کفش تولید کند تا تولیدات او بازار داشته باشد؛ نه این‌که بیش از اندازه تولید کند و دست واحد دیگر را ببندد یا به سبب جذب نشدن محصولاتش در بازار متضرر شود.

این وضعیت موجب شده است که اراضی کشاورزی موجود در کشور شبیه به کارخانه‌هایی باشد که با نصف ظرفیت خود کار می‌کند و عموما نیز در حال تغییر کاربری است.

آیا شما گزارش‌هایی مبنی بر این‌که زمین‌های کشاورزی با نصف ظرفیت کار می‌کند یا در حال تغییر کاربری است، دارید؟

متاسفانه این موضوع به وفور در کشور اتفاق می‌افتد و ما از این منظر احساس خطر می‌کنیم، نمونه بسیار نگران کننده آن هم استان‌های شمالی ما هستند که دیگر فضای کشت و کاری در آنها یافت نمی‌شود؛ بسیاری از زمین‌ها تغییر کاربری داده‌اند و به ویلا یا باغات تفریحی که نقشی در تولید ملی ندارند، تبدیل شده‌اند. این به این معناست که تولیدکننده برنج ما در شمال ایران با تغییر کاربری شالیزارش خود را وابسته به برنج وارداتی می‌کند.

البته، متاسفانه حتی ما آمار دقیقی درباره زمین‌هایی که از بین رفته است هم نداریم؛ البته ما در کمیسیون کشاورزی بحثی را دنبال کردیم که به عمر مجلس هشتم کفاف نداد و آن هم قانون جامع کشت بود که اگر تصویب می‌شد تکلیف بسیاری از مسائل روشن می‌شد و علاوه بر آن مشخص می‌شد که چه چیزی را چه زمان و چقدر کشت کنیم.

در حال حاضر، ما از میزان اشتغال در حوزه کشاورزی اعم از سنتی و صنعتی آمار دقیقی نداریم و کشاورزی سنتی ما هم با وجود این‌که در آمارها گنجانده می‌شود، اما نقش چندانی در اقتصاد بخش کشاورزی ندارد و از همین رو نمی‌توان آنها را مشاغل جدی به حساب آورد؛ از طرف دیگر هم بخش صنعتی کشاورزی ما بسیار کوچک است و در بهترین وضعیت حداکثر 10 درصد کشاورزی ما کاملا صنعتی شده است.

اگر کشاورزی سنتی در اقتصاد کشور نقشی ندارد، پس برای تحول در عرصه تولید کشاورزی چه باید کرد؟

 مکانیزاسیون بخش کشاورزی لازمه افزایش تولید در این بخش است. اگر کشاورزی ما صنعتی شود از یک طرف مصرف آب مدیریت می‌شود و از طرف دیگر تولید داخلی ما حداقل دوبرابر می‌شود؛ زیرا آن 90 درصد بخش کشاورزی سنتی نه استفاده بهینه از آب می‌کنند، نه استفاده بهینه از خاک و نه به خاطر این دلایل می‌توانند تولید خوب و درآمد خوب داشته باشند در صورتی که اگر به سمت صنعتی شدن برویم، می‌توانیم تولید محصولات کشاورزی را دگرگون کنیم و مانع مهاجرت و خالی شدن روستا‌ها بشویم.

بیشترین واردات ما در بخش کشاورزی به لحاظ پولی که از کشور خارج می‌شود مربوط به محصولات دامی است که گوشت و لبنیات در صدر آنها قرار دارد در صورتی که ما می‌توانیم به سمتی حرکت کنیم که مثلا با جایگزین کردن کشت علوفه به جای گندم مازادی که تولید می‌کنیم، تولید محصولات دامی را در کشور افزایش دهیم.

اما متاسفانه ما در حوزه کشاورزی در بسیاری از مناطق از ظرفیت‌های کشور به‌طور کامل استفاده نمی‌کنیم، به عنوان مثال اراضی کشاورزی مطلوب را می‌توان در سال 2 بار کشت کرد، یک بار برای غلات و یک بار برای علوفه، اما شرایط کشاورزی ما در حال حاضر به گونه‌ای است که زمین هایمان یا گرفتار آیش شده است یا به‌خاطر بی‌آبی رها شده یا سالی یک‌بار کشت می‌شوند، بجز برخی زمین‌های استان‌های جنوبی مثل خوزستان و جنوب کرمان.

حال آن که چرخه تولید محصولات دامی در کشور مانند حلقه‌های یک زنجیر به هم متصل است و برنامه‌ریزی خاص خود را می‌طلبد. به همین دلیل توصیه‌ای که به‌عنوان سخنگوی کمیسیون کشاورزی به دولت و مجموعه وزارت کشاورزی دارم، این است که در قدم اول واردات این محصولات مدیریت شود تا تولیدکننده احساس امنیت کند، دوم فضای تبادل محصولات در چرخه تولید محصولات دامی را فراهم کنند، چون اگر کشاورز ما علوفه تولید کند، در حالی که دامدارها به‌واسطه واردات از گردونه خارج شده‌اند، طبیعتا بازاری برای فروش علوفه خود پیدا نمی‌کند و چرخه تولید قطع می‌شود. به عبارتی وزارت کشاورزی باید حلقه اتصال کشاورزی و بخش تولید محصولات دامی را متصل نگاه دارد.

بخشی از مشکلات عرصه تولید نیز می‌تواند ناشی از خود قوانین باشد. دیدگاه شما در این باره چیست؟

این یک واقعیت است که متاسفانه در کشور ما قانون خوب اجرا نمی‌شود؛ نمی‌خواهیم ادعا کنیم قوانین مصوب ما کاملا عاری از عیب و نقص است، اما همین قانون ناقص اگر خوب اجرا شود بسیار بهتر از بی قانونی است و اگر خوب اجرا شود نقص قانون هم پوشانده می‌شود. به عنوان مثال ما برای حمایت از کشاورزان ایرانی در قانون افزایش بهره‌وری کشاورزی تأکید کرده‌ایم که محصولات کشاورزی وارداتی باید با قیمتی بیشتر از محصولات داخلی به فروش برسد، اما حالا که مراجعه می‌کنیم، می‌بینیم مثلا در میوه فروشی سیر وارداتی از چین را در کنار سیر تولید داخلی با اختلاف قیمت 20 تومان یا 50 تومان قرار داده اند که قانون را دور بزنند، این نحوه اجرای قانون هیچ مشکلی از کشاورزی ما حل نمی‌کند.

به عنوان عضو کمیسیون تخصصی مجلس، راهکارهای عملی شما برای رشد سریع تولید محصولات کشاورزی چیست؟

 اول این‌که کشاورزی سنتی ما را به سمت صنعتی شدن ببرند؛ دوم این‌که برای تولیدات اساسی ما قیمت تضمینی پیش‌بینی کنند و محصولاتی مانند گندم، گوشت، پنبه، جو و برنج را کاملا پوشش دهند، سوم این‌که هرچه سریع‌تر برنامه کشت جامع برای کل کشور ارائه کنند تا کشاورزی ما در تمامی مراحل کاشت، داشت و برداشت با برنامه‌ریزی برآمده از نیاز کشور پیش برود، چهارم این‌که محصولات را با توجه به اقلیم هر منطقه اجاره کشت دهند. زعفرانی را که در اقلیم یک استان جواب می‌دهد بی‌جهت به استان دیگر و اقلیم نامناسب دیگر نبرند که هم باعث تلف شدن وقت و انرژی کشاورز شود هم باعث هدر رفتن سرمایه‌های ملی. پنجم این‌که قاطعانه اجازه کشت بعضی از محصولات جالیزی مانند هندوانه را ندهند، چون محصولی مانند هندوانه که نیاز به آب فراوان برای تولید در کشور دارد، وارد کردنش به صرفه تر از تولید آن در داخل است؛ این‌گونه محصولات را در ادبیات کشاورزی به نام آب مجازی می‌شناسند و تولید آنها برای کشور کم‌آبی مانند ما به هیچ عنوان مقرون به صرفه نیست.

ما اکنون در آخرین روزهای عمر مجلس هشتم به‌سر می‌بریم. به نظر شما آیا در مجلس هشتم کاری بود که دوست داشته باشید به سرانجام برسد و به نتیجه نرسیدنش جزو حسرت‌های شما باشد؟

بله. ما علاقه‌مند بودیم که لایحه جامعی برای آب و خاک تدوین کنیم تا کشور در این حوزه بدون قانون نباشد، از همین رو لایحه جامع منابع طبیعی که در آن هم لایحه منابع طبیعی و هم لایحه جامع خاک گنجانده شده بود در دستور کار کمیسیون قرار گرفت و بعد از 8 ماه بررسی کارشناسانه و همه جانبه در مجلس، به هیات رئیسه ارائه شد تا در صحن علنی مجلس بررسی و تصویب شود، اما متاسفانه به علت تعدد طرح‌ها و لوایحی که در دستور کار مجلس قرار داشت این لایحه جامع امکان بررسی را در صحن علنی پیدا نکرد و به دلیل پایان یافتن فرصت مجلس هشتم به دولت برگردانده شد؛ بی‌نتیجه ماندن این لایحه که تصویب آن می‌توانست اتفاق بزرگی در عرصه کشاورزی باشد، یکی از حسرت‌های بنده و به نحوی تمامی اعضای کمیسیون کشاورزی مجلس هشتم است.

به عنوان آخرین سوال، نقش رسانه‌ها را در تحقق شعار امسال برای تولید ملی چگونه ارزیابی می‌کنید؟

ترویج فرهنگ استفاده از کالای ایرانی و فرهنگ قناعت یکی از مهم‌ترین گام‌ها در حمایت از تولید داخلی است؛ زیرا اگر تک‌تک ما بتوانیم خود و فرزندانمان را قانع بار بیاوریم و اهمیت استفاده از کالای ایرانی را به آنها یاد بدهیم، بسیاری از مشکلات صنعت و کشاورزی ما خودبه‌خود حل می‌شود و ایران دیگر بهشت واردکنندگان نخواهد بود.

متاسفانه مدت‌هاست که می‌بینم برخی روزنامه‌های دولتی که کاملا با هزینه‌های بیت‌المال اداره می‌شوند، لابه‌لای صفحاتشان تبلیغ محصولات و لوازم خانگی را می‌گنجانند که لوازم لوکس و خارجی هستند، این ترویج فرهنگ مصرف‌گرایی است. نمونه دیگر آن هم این که ما در فیلم‌ها و سریال‌های خود خانه‌هایی را نمایش می‌دهیم که اولا مروج اشرافیگری است و ثانیا تمام تجهیزات به نمایش در آمده در آنها کالاهای خارجی است و این مهم‌ترین گیر کار ماست که باید همه مسوولان فرهنگی کشور برای رفع آن تلاش کنند.

البته، من نمی‌خواهم از عملکرد برخی مسوولان در ترویج اشرافیگری دفاع کنم یا آنها را بدون تقصیر جلوه دهم، اما نکته مهم این است که دنیای امروز دنیای تسلط رسانه‌ها بر همه شوون زندگی مردم است. در چنین دنیایی طبیعی است که مردم مهم‌ترین الگوهای خود را از رسانه‌ها انتخاب می‌کنند، از همین رو رسانه‌ها باید دقت بیشتری در ارائه تصویر زندگی مطلوب به مردم داشته باشند تا آنان را به دام مصرف‌گرایی و تجمل نیندازند.

اگر فرهنگ مصرف کالای ایرانی فراگیر شد، دیگر نخواهیم دید سبدی که تا دیروز در روستاهای ما بافته می‌شد، امروز از چین وارد می‌شود و در فروشگاه‌های صنایع دستی ما به فروش می‌رسد.

مهدی جلیلی ‌/‌ جام‌جم آنلاین

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها