در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ماجرا اینطور آغاز شده بود که مردی در بیمارستان جان خود را از دست داده بود و همسرش که او را به بیمارستان رسانده بود مدعی شدهبود شوهرش مقدار زیادی داروی خوابآور استفاده کرده است. با مرگ این مرد پزشکان هم براساس ادعای همسرش گفته بودند که مقتول براثر مصرف بیشاز حد دارو، جانش را از دست داده است.همان روز پدرمقتول شکایتی مطرح کرد و مدعی شد که عروسش دست به این قتل زده است و پسرش به خاطر مصرف دارو نمرده. بازپرس کشیک هم دستور کالبدشکافی و آزمایشات سمشناسی را صادر کرده و قبل از دفن جسد، آن را به پزشکی قانونی فرستاده بود.
در این مدت هم از شکوفه همسر مقتول تحقیق کردهبود. زن آرایشگر مدعی شده بود که شوهرش مواد و مشروب را با هم مصرف کرده و به همین خاطر هم جان خود را از دست داده است. او گفته بود شوهرم با خانوادهاش درگیری داشت، او مرتب دعوا میکرد و هر وقت که حالش بد میشد، مشروب میخورد. البته همیشه مواد هم مصرف میکرد، آن روز مواد و مشروب را با هم مصرف کرده بود، وقتی آمد خانه دوغ خریده بود کمی دوغ خورد و حالش به هم خورد. من برایش غذا آوردم تا کمی بهتر شود اما نشد. بعد هم که دهانش کف کرد او را به بیمارستان رساندم و گفتند که جانش را از دست داده است.این زن با شوهرش 25 سال زندگی کرده بود و بچههایش ازدواج کرده بودند. بنابراین ظاهر امر نشان میداد که او قاتل نیست چراکه در این سالها توانسته بود با شوهرش کنار بیاید و دیگر زن جوانی نبود که اسیر احساسات شود اما نتیجه آزمایشات پزشکی قانونی چیز دیگری نشان داد. مقتول بر اثر خوردن سیانور جانش را از دست داده است.مشخص شدن این موضوع، پرونده را وارد مرحله جدیدی کرده و از آنجا که زمان مرگ مقتول و همسرش تنها بودند، زن آرایشگر بازداشت شده و در نهایت هم به قتل شوهرش اعتراف کرده بود.تحقیقات نشان میداد این زن شوهرش را با سیانور کشته و بعد هم برای صحنهسازی، او را به بیمارستان رسانده است.
پرونده که تکمیل شد، برای رسیدگی نزد من فرستادند. همه چیز کاملا روشن بود و هیچ مساله پیچیدهای نداشت. زمانی که زن آرایشگر در جایگاه ایستاد تا از خودش دفاع کند، بدون هیچ مقاومتی گفت که شوهرش را کشتهاست و پیش از این بارها برای قتل او اقدام کرده بود.این زن میگفت که شوهرش او را کتک میزده است و 25 سال زندگی با او نتوانست رفتارهای شوهرش را تغییر دهد.
مقتول آنقدر با همسرش بدرفتاری کرده بود که زن فقط به انتقام فکر میکرد. او میگفت از کاری که کرده پشیمان نیست و اگر شوهرش بازهم زنده شود، دوباره او را میکشد.وقتی از این زن پرسیدم چرا از شوهرت جدا نشدی گفت که در این سالها آنقدر اذیت شده بود که فقط به انتقام فکر میکرد.او میگفت: اوایل کتک میخوردم و شوهر معتادم را تحمل میکردم چون 3 دختر داشتم و اگر جدا میشدم زندگی آنها تحتتاثیر قرار میگرفت. وقتی آنها ازدواج کردند، آنقدر پر از کینه شده بودم که فقط میخواستم شوهرم را بکشم تا آرام شوم. چندبار مسمومش کردم اما نمرد و فقط مسموم شد. بار آخر وقتی که دوباره مست به خانه آمد، سیانور خریدم تا او را بکشم.این زن از شوهرش کینه عمیقی داشت. اگر در همان سالهای اول که از سوی شوهرش اذیت میشد، از او طلاق میگرفت شاید هیچوقت دست به قتل نمیزد. هر چند فرزندان مقتول رضایت دادند و خواستند که مادرشان قصاص نشود اما مادر مقتول با اصرار زیاد بر قصاص عروسش رضایت نداد و در نهایت هم حکم را اجرا کرد.زن قاتل درآمد خوبی داشت. او زن باسوادی بود و اگر از شوهرش جدا میشد، میتوانست خودش را اداره کند اما اینکار را نکرد نه به خاطر اینکه نمیتوانست یا از خانوادهاش میترسید بلکه میخواست انتقام بگیرد. البته این زن و خانواده شوهرش اختلاف فرهنگی زیادی هم داشتند و بیشتر مشکلاتشان از اینجا ناشی میشد. زن قاتل میگفت هربار که از شوهرم به مادرش گله میکردم و میگفتم که او مرا کتک میزند، به جای اینکه کمکم کند یا به پسرش بگوید که اینکار را نکن، تحقیرم میکرد و میگفت تو زنی نیستی که مردی بتواند تحملت کند.این زن مدعی بود که شوهرش به او خیانت هم کردهاست و بارها با زنان دیگر رابطه برقرار کرده. به هر حال هیچکدام از گفتههای قاتل نمیتوانست توجیه کننده قتل باشد اما هرکس که قاتل میشود، بنابردلایلی این کار را میکند.
نورالله عزیزمحمدی
قاضی دادگاه کیفریاستان تهران
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: