در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در هر جامعهای، فرهنگی حاکم است که در همه نظامات آن، ساری و جاری است. حال از نگاه درون فرهنگی، چنانچه میان عناصر فرهنگ جامعه، تناسب و همسازی نباشد، نیاز به باز مهندسی خواهد داشت؛ مثلا ما در باورهای ارزشیمان اعتقاد به تعاون و کار جمعی داریم، اما در عمل روحیه کار جمعی نداریم؛ آرمان شهادتخواهی داریم، ولی در خیلی از حوزههای عمل، روحیه خطرپذیری نداریم.
طلب علم را فریضه میدانیم، اما اهل مطالعه و پژوهش نیستیم؛ به کرامت و ارزش والای انسانی به عدالت اعتقاد داریم، اما عناصر رفتاری و محصولی فرهنگی جامعه ما تجلی عینی آن ارزشها نیست. باید ببینیم چرا آن آرمانها و ارزشها به فرهنگ رفتاری و محصولی تبدیل نشده است. این مساله به مهندسی معکوس و باز مهندسی نظام جامعه نیاز دارد، یعنی باید نظام موجود را تجزیه و تحلیل کنیم، ساختارها و کارکردهای نظامات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی موجود جامعه را ترسیم کنیم تا نارساییها و نقاط ضعف و قوت آن روشن شود، آنگاه به بازمهندسی آن بپردازیم و ساختارها و کارکردها را اصلاح کنیم. حال آنچه اهمیت فوقالعاده دارد و بسیار نیز دشوار و پیچیده است، چگونگی مهندسی فرهنگی است.
از سوی دیگر، برای این که هر گونه تغییر و تحولی از سوی نهادهای آموزشی و در متن جامعه اتفاق بیفتد، اولا باید مهندسی فرهنگی انجام گیرد و فرهنگ آرمانی شناخته شود، ثانیا طرح آمایش فرهنگی کشور اجرایی شود؛ یعنی نقشه جغرافیایی فرهنگی ترسیم کنند؛ ثالثا شاخصها و مختصات فرهنگ هدف تعیین شود و رابعا کارکردها و ساختارهای متناسب اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مشخص شود. بدیهی است این مهم به یک پشتوانهای نیرومند و همهجانبه مطالعاتی، تحقیقاتی و آموزشی نیاز دارد.
اینجاست که نقش مراکز علمی و بویژه دانشگاهها و حوزه ظاهر میشود. مطالعات، پژوهشها و آموزشهای علمی روشمند و هدفمند در حوزه فرهنگ با همه ابعاد و اجزایش باید انجام گیرد. این مساله به بهرهمندی از همه تخصصهای موجود و بلکه طراحی تخصصهای تازه و گشودن حوزههای مطالعاتی جدید در دانشگاه، حوزه و مراکز علمی و پژوهشی نیاز دارد. بنابراین مهندسی فرهنگی پروژهای نیست که از عهده یک شخص، ارگان یا مجموعهای به تنهایی برآید؛ بلکه همه جامعه باید در این موضوع، خود را مسوول بداند و در راس همه، دانشگاهها و دانشگاهیان قرار دارند، البته به یک مدیریت و هماهنگسازی ستادی نیاز است که به شورای عالی انقلاب فرهنگی محول شده است.
محمد اسحاقی / معاون فرهنگی شورای عالی انقلاب فرهنگی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: