در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ولی دروازهبان جوان بایرن مونیخ با مهار ضربات گرانقیمتترین خریدهای تاریخ، کاری کرد تا دنیا نگاهی مجدد به وی بیندازد. مانوئل نویر را باید ستارهای دوباره متولد شده نامید که در آستانه فینال رقابتها، یادگاری تاریخی از خود به جای گذاشته است؛ اما این جوان بلندبالای تیزپنجه کیست که از او به عنوان امید اول یورو 2012 آلمانها یاد میشود؟
گلزنکرشن
شهری که تا 200سال قبل روستایی دورافتاده در غرب آلمان به حساب میآمد، با وقوع انقلاب صنعتی و نیاز اروپا به سوخت بهناگاه بدل به قطب ذغالسنگ قاره شد. هنوز هم معادن این شهر فعال بوده و مردم احترام زیادی برای معدنچیانی که باعث رونق آن شدند، قائلند. در اوج جنگ سرد، نیازهای«جبهه غرب» از سوی این شهر تامین میشد و فضا نه برلینی ولی تا حدودی سیاسی بود. در چنین شرایطی سال 1986، مانوئل کوچک در این شهر به دنیا آمد. خانواده متوسط اما ورزشدوست آنها عاشق فوتبال بودند و تیم ملی«آلمانغربی» در اوج دوران خویش به سر میبرد و بتازگی ـ برای دومینبار پیاپی ـ نایبقهرمان جامجهانی شده بود. برادر بزرگتر مانوئل یک فوتبالیست آماتور بود و قرارگیری در کنار چنین برادری توانست جدای از آموختن الفبای فوتبال به وی، عشق به این رشته را نیز در او بیدار کند. قد بلند که از پدر به ارث برده بود، در کنار انعطاف عالی بدنی سبب شد با تمرینات برادر، نخستین گامها را در مسیر کار با دست در فوتبال آموخته و به سبب تلاش مربی اولش در کار با توپ نیز صاحب مهارت شود. برادر هر روز با وی تمرین میکرد تا کوچولوی دوستداشتنی در مسیری که قطعا استعدادش را داشت، گام بردارد؛ استعدادی که خود از آن بیبهره بود و خیلی زود فهمید که در فوتبال به جایی نخواهد رسید و به این سبب در مسیر دیگری گام برداشت. او عشق خود را در داوری دید و توانست با پیمودن مدارج ترقی در دنیای سوت و کارت به یک داور درجه یک در بوندسلیگا تبدیل شود.
شالکه 04
کلمه شالکه از یک نام باستانی در ادبیات ژرمنها گرفته شده که معنی«معدنچی» را میدهد. پس ناگفته پیداست که این تیم نخست شهر گلزنکرشن مانند تمامی مردم ناحیه خود را مدیون کارگرانی میداند که در اعماق زمین به رونق شهر زیبایشان کمک میکند. باشگاه آبیوسفیدپوش از بدو تاسیس در سال 1904 و توسط عدهای از دانشآموزان، بدل به نماد دوم شهر پس از معدن شده و امروزه با ورزشگاه فوقمدرن خود ضربالمثلی در دنیای فوتبال است. برادر، مانوئل را در 5 سالگی به مدرسه فوتبال شالکه برد تا بهترین اساتید شهر عهدهدار آموزش وی گردند. 13سال بازی در ردههای نونهالان و نوجوانان از کودک خردسال، نوجوانی برومند ساخت، به حدی که مسوولان باشگاه سال 2004، سنگربانی شالکه دو (تیم آماتور) را در دسته پایینتر به وی سپردند. حاصل 26 بازی در یک فصل کافی بود تا اعتماد مدیران برای حضور وی در جمع بزرگسالان جلب و او را روی نیمکت ذخیرههای تیم اصلی قرار دهند، هر چند فرصت بازی در بوندسلیگا تا یک سال به وی داده نشد، مگر در فصل 7 ـ 2006 که با مصدومیت فرانک روست دروازهبان اصلی تیم. او به عنوان یک جوان کمتجربه و یک ذخیره به قدری عالی کار کرد که نظر میرکو اسلومکا مربی دروازهبانان شالکه را نسبت به خود تغییر داده و بدل به دروازهبان شماره یک باشگاه در فصل بعد شد. او نترس بود و با بهرهگیری از قد بلند، چشمان باز و جاگیریهای مناسب برای حریفان بدل به سدی نفوذناپذیر شد. در کنار آن وی توان شروع مجدد بینظیری داشت و پرتابهای بلند با دست و شوتهای دقیق و پشت دفاع وی در بوندسلیگا زبانزد شده بود.
نکته: در آستانه مسابقات یورو 2012 و پس از کسب 10 برد از 10 بازی دور مقدماتی، وی را باید نقطه اتکای یوآخیم لو برای کسب قهرمانی احتمالی در این مسابقات دانست . او امروز در جایگاهی است که میتواند بدل به اسطورهای تاریخساز در فوتبال ژرمنها شود
5 مارس 2008 را باید نقطه شروع اروپایی شدن نویر جوان نامید؛ جایی که در دیدار مرحله حذفی لیگ قهرمانان در یکهشتم نهایی با مهار پنالتیهای برونو آلور و لیزاندرو لوپز یکتنه تیم را به مرحله بعد برد. حرکتی که حاصل آن قرارگیری در فهرست بهترین دروازهبان فصل از سوی یوفا بود. فصل بعد برای وی یک رکورد جالب را ثبت کرد. وی تنها دروازهبان فصل 8 ـ 2007 بود که توانست در تمام بازیهای فصل بوندسلیگا ثابت و کامل بازی کند. هرچند فصل بعد را شالکه بد آغاز و بد هم به پایان برد و حاصلی جز مکان هشتم به دست نیاورد ولی درخشش در فصل 10ـ 2009 کافی بود تا نظر مدیران بایرن را به خود جلب و کارل هاینس رومنیگه مدیر تیم باواریایی رسما اعلام کند که به بازی وی علاقهمند است. هرچند فلیکس ماگات مربی وقت تیم مانع از انتقال وی شد و رسما گفت که نویر باید در شالکه بماند، با این وصف فصل بعد را نیز در بین آبیها ماند و درخشش روزافزون وی دیگر چارهای جز دادن پیشنهاد اغواگر از سوی بایرن به وی و شالکه باقی نگذاشت، ولی یک مشکل در راه بود.
هواداران متعصب
گاهی اوقات زیادی خوب بازی کردن هم باعث دردسر است و محبوبیت بیش از حد میتواند مشکلساز باشد. مانوئل نویر آنقدر در فصل 11- 2010 خوب و کارساز بازی کرد که هواداران از وی نزد خود بت ساختند و وقتی وی در فصل نقل و انتقالات تابستان 2011 اعلام کرد قصد رفتن دارد از سوی آنان به خیانت متهم شد. آنها عکسهای وی را آتش زدند و در تمرینات بدترین شعارها را علیه وی سر دادند. ولی اینها مانع از خروج وی نشد تا او پس از 20 سال حضور در شالکه و انجام 155 بازی در تیم اصلی، با قراردادی 5 ساله و تا سال 2016 راهی مونیخ شود؛ قراردادی 22 میلیونیورویی که وی را پس از بوفون که سال 2001 با مبلغ 54 میلیونیورو از پارما راهی یوونتوس شد، بدل به دومین دروازهبان گرانقیمت تاریخ کند.
اما او در اینجا هم به آرامش نرسید. هواداران بایرن از او خوششان نمیآمد و آتش زدن عکسهای او و توهینهای پیدرپی به نوعی روحیه وی را در بین جنوبیها به هم ریخته بود. سرانجام با دخالت پیشکسوتان، آن بخش از هواداران معترض به حضور گلر شالکه در جمع قرمزها به یک میزگرد دعوت و سرانجام بنا بر این شد که به وی فرصت عرضاندام داده شود.
همین محیط آرام باعث شد تا مانوئل جوان بتواند از ابتدای فصل با حفظ دروازه باواریاییها، رکورد چندینساله الیور کان را شکسته و هزار دقیقه گل نخورد. این سرآغاز محبوبیت پسرک در بین هواداران متعصبی بود که با همان سرعتی که از وی متنفر شده بودند، او را بت خویش ساختند. هرچند گام نخست او در بوندسلیگا همراه با بایرن، نصیبی جز نایبقهرمانی نداشت ولی درخشش وی در نیمهنهایی لیگ قهرمانان برابر تیم تا دندان مسلح رئال و مهار ضربات پنالتی کاکا و رونالدو او را تا حد یک اسطوره بالا برد. نتیجه فینال در این بین هرچه باشد خاطره صعود دراماتیک در خانه رئال مادرید و رسیدن به یک فینال خانگی تا مدتها از ذهن هواداران قرمزها پاک نخواهد شد.
حضور در تیم ملی
از سال 2004 و همزمان با حضور در«شالکه دو» وی توانست نظر مربیان تیم ملی را هم جلب و به ترتیب در تیمهای ملی زیر 18سال، زیر 19سال، زیر 20سال و زیر 21 سال در حد فاصل سالهای 2004 تا 2009 به بازی پرداخته و بیش از 36بازی را در پرونده خویش ثبت نمایدکه قهرمانی زیر 21 سال اروپا در سوئد اوج این دوران است. درخشش نویر در این دوران کافی بود تا نام وی در فهرست کاندیداهای حضور در تیم ملی مطرح شود. برای نخستینبار در 19می 2009 و در تور آسیایی آلمان و برابر امارات متحده به میدان رفت. هرچند یوآخیم لو چندان توجهی به وی نکرد ولی بتدریج و با نزدیک شدن به جامجهانی با مرگ ناگهانی رابرت انکه و شکستگی دنده رنه آدلر، او به ناگهان بدل به گلر شماره یک ژرمنها در جامجهانی شده و ذخیرهای چون هانس یورگبوت را در کنار خود دید.
تا قبل از دیدار نیمهنهایی برابر اسپانیا تنها یک گل آن هم در پیروزی4 بر یک برابر انگلستان دریافت کرد اما تکگل دقیقه 73 پویول باعث شد آنها با برد 3 بر 2 برابر اروگوئه تنها به مقام سوم قناعت کنند. ولی نویر به یک دروازهبان مطمئن برای سالهای آینده بدل شد. حال در آستانه مسابقات یورو 2012 و پس از کسب 10 برد از 10 بازی دور مقدماتی، وی را باید نقطه اتکای یوآخیم لو برای کسب قهرمانی احتمالی در این مسابقات دانست. او که روزی الگوی زندگیاش ینس لمان دروازهبان اسبق شالکه و تیم ملی آلمان بود امروز در جایگاهی است که میتواند بدل به اسطورهای تاریخساز در فوتبال ژرمنها شود.
علی پازکیان / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: