در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دلاوری درباره حادثهای که سرصحنه فیلم «نفوذی» برایش رخ داده، میگوید: در یکی از سکانسهای فیلم، در اردوگاه اسرا، بعثیها یکی از دوستانمان را توی آب میاندازند که خفهاش کنند. در این لحظه من باید محکم روی شیشه میکوبیدم و آن را به نشانه اعتراض میشکستم و داد و بیداد میکردم. همین کار را هم کردم. شیشه به عصب اصلی دستم خورد و با اینکه فکر نمیکردم چیزی باشد، اما دو سه سال است مشکل دارم. فردای آن روز ادامه این سکانس را میگرفتیم که عراقیها با شلنگ آتشنشانی روی شیشهها آب میگرفتند. آن وقت شیشهها میشکست و از آنجایی که ما کفش و جوراب نداشتیم، شیشه روی پایم افتاد و پایم انگار واقعا قطع شد! این اتفاق همزمان بود با بازی من در نمایش «داستان پیرمرد» کار نادر برهانی مرند.
فکر میکردم با چند بخیه درست میشود، اما مرا به اتاق عمل بردند، پایم را گچ گرفتند و گفتند باید پایت 10 روز رو به بالا و در هوا باشد تا ورم نکند یا مشکلی پیش نیاید. شنبه بود که این اتفاق افتاد و من پایم را عمل کردم. خوشبختانه شنبهها تئاتر تعطیل است.
یکشنبه اجرا تعطیل شد و دوشنبه کارگردان به جای من بازی کرد و با وجود اینکه دکتر گفته بود بعد از 10 روز میتوانی پایت را پایین بیاوری و تحرک داشته باشی، من روز سوم روی صحنه رفتم؛ چون چارهای نداشتم! البته کارگردان قبل از اجرا برای تماشاچیان توضیح میداد که ماجرا از چه قرار است. خلاصه پای من 2 ماه در گچ بود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: