در این بین شهروندی تهرانی به نام «علی ـ ب» با دقت و زیرکی توانست دست ماموران قلابی را رو کند. علی میگوید: شب بود و داشتم از خیابانی خلوت رد میشدم که یک پراید مقابلم توقف کرد و مردی که در صندلی کنار راننده نشسته بود، بعد از پیاده شدن از خودرو، خودش را مامور معرفی کرد و گفت به من مشکوک شده و باید مرا بازرسی بدنی کند. من به رفتار و حرکات این مرد و راننده پراید مشکوک شدم، برای همین کارت شناسایی خواستم و آن مرد وقتی حرف مرا شنید، با من درگیر شد. همان موقع بود که فهمیدم او مامور قلابی است.
علی که در شرایط بغرنجی گرفتار شده بود، با داد و فریاد از مردم کمک خواست. در این هنگام راننده پراید که اوضاع را خطرناک میدید، بسرعت فرار کرد، ولی با حضور مردم، متهم دوم به دام افتاد و به پلیس تحویل داده شد. به این ترتیب هوشیاری و احتیاط علی سبب شد نهتنها خودش از سرقت مصون بماند، بلکه از تکرار جرایم توسط این ماموران قلابی هم جلوگیری کند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم