اینها فقط شمهای از اخبار و شایعاتی است که هر روزه پیرامون تیمی میشنویم که اگر آن را موفقترین تیم فصل جاری فوتبال ایران بنامیم، آنقدرها هم به بیراهه نرفتهایم. این تیم از 3 جامی که از ابتدای فصل هدف گرفته بود، اولی (جام حذفی) را در روز 25 اسفند 90 با پیروزی بر شاهین بوشهر در شیراز فتح کرد. در جام دوم (لیگ برتر ایران) رقیب پایاپای سپاهان و تراکتورسازی بر سر عنوان نخست بوده است و در جام سوم (لیگ قهرمانان آسیا) نیز در صورتی که در مسابقه قریبالوقوع خود با الریان قطر در تهران برنده باشد، صعودش به مرحله حذفی را تقریبا قطعی خواهد کرد.
نگهداری طلبکاران
در نتیجه باید پرسید در استقلال چه خبر است که این طور در عین توفیق و شادکامی دائما غرمیزنند و تیشه بر ریشه خود فرو میکوبند و چه چیزی را جستجو میکنند که همین حالا هم آن را در مشت خود نداشته باشند؟ مشکلات و خودزنیهای تمامنشدنی آبیها را میتوان به موارد و ایرادات زیر ارتباط داد:
کمبودهای مالی و بهتر بگوییم دیرکرد در پرداخت حقوق و دستمزد بازیکنان استقلال در این فصل که البته رویدادی بیسابقه نیست و در فصول قبلی نیز رخ داده بود. هنر فتحاللهزاده نگهداری این طلبکاران و معترضان در استقلال با دادن وعدههای مکرر در پرداخت این دستمزدها بوده، اما انگار خود وی نیز کم آورده و به همین سبب است که در هفتههای اخیر پیوسته صحبت از کنارهگیری از پست مدیرعاملی باشگاه و عضویت ساده در هیات مدیره استقلال میکند و البته مثل سرمربی تیمش صحبت از دستهای پشتپردهای میکند که به زعم و ادعای وی مایل نیستند استقلال، قهرمان لیگ برتر شود.
بیرون از اندازه
بعد از انباشت ستارهها و خریداری چندین و چند نامدار در دوران پیش فصل و کهکشانی شدن استقلال، توقعات از این تیم نیز خارج از اندازه شده و کار به جایی کشیده که تیمی که یک جام برده و در 2 جام دیگر هم مدعی است، از هر سو انتقاد بشنود و هواداران خواستار پیروزی آن در هر مسابقه و میدانی باشند. اوج این توقع و استرس در مسابقات خانگی استقلال نمود یافته که این تیم تحت فشار و درخواست و شعار تماشاگران روی سکوها نتوانسته است همان قدر راحت و بالنسبه مسلط توپ بزند که در مسابقات خارج از خانه و دور از استرس مذکور از این تیم رویت شده است.
نکته: برخی حسادتهای پنهانی هم شاید در استقلال در کار باشد. حسادت به این که چرا فلانی مثلا یک میلیارد گرفته و من 400 میلیون و به چه سبب چند بازیکن استقلال آشکارا از مزایای بیشتری در قیاس با سایرین برخوردارند
البته استقلال در خارج از خانه نیز گاه مثل تساوی یک بر یک اخیرش در زمین شاهین بوشهر لنگیده، اما این لغزشها بیشتر فنی بوده تا روحی و فکری. فرضیه دخالت برخی عناصر از بیرون در کار استقلال و بهتر بگوییم تلاش بعضی افراد و اعضای پیشین باشگاه برای یافتن جای پای مجددی در استقلال پیوسته مطرح شده و مثل یک خوره آبیها را خورده است. بیشترین اتهام در این ارتباط متوجه امیر قلعهنویی بوده و سرمربی کنونی تراکتورسازی متهم به این است که با تضعیف کادر فنی و هدایت تماشاگران آبیها روی سکوها، قصد دارد تیم سابقش را پس بگیرد. این در حالی است که به نظر میرسد مشغولیتهای هدایت تراکتورسازی وقت چندانی برای قلعهنویی جهت کار فوق باقی نگذاشته باشد.
تفاوتها
برخی حسادتهای پنهانی هم شاید در استقلال در کار باشد. حسادت به این که چرا فلانی مثلا یک میلیارد گرفته و من 400 میلیون و به چه سبب چند بازیکن استقلال آشکارا از مزایای بیشتری در قیاس با سایرین برخوردارند و دیگران، کمتر حق مطلب دربارهشان ادا شده است. مسائلی که مدیریت باشگاه به جای حل آن، حتی حاضر نیست درباره آن صحبت کند و از بیخ و بن منکر آن است و تا بحثی هم پیش میآید، آن را توطئه دشمنان میداند، حال آن که تا برخوردهایی از این دست در میان است، استقلال دشمن بیرونی نمیخواهد و به اندازه کافی دشمن داخلی دارد.
موضوع هیتلر!
مسائل انضباطی در باشگاه استقلال چیزی نزدیک به صفر و حتی زیر صفر است. از همان موقع که هافبک شاخص و معمولا مصدوم و غایب استقلال متوجه شد میتواند هر چه دلش خواست علیه سر مربی بگوید و بلافاصله در بازی بعد فیکس باشد و مدافع استقلال دید که میتواند یکی از اعضای مسن و محترم هیات مدیره این باشگاه و هافبک فیکس اواخر دهه 40 و اوایل دهه 50 تیم ملی ایران را بازیکن زمان هیتلر بنامد و آب از آب تکان نخورد و هیچ مجازاتی هم شامل حالش نشود، استقلال به روز تیره فعلی افتاد. وقتی شما بپذیرید برای موفقیت در میدان مسابقات باید هر بها و قیمتی را بپردازید و چشم به روی هر حرمتشکنیای ببندید، عملا بنیادهای باشگاهتان را ویران کردهاید و مدیران استقلال دقیقا چنین کردهاند.
با این همه استقلال در فصل فعلی مثل فصل پیش حالت آدمی را دارد که صدها امتیاز در مشتش دارد و باز کفران نعمت و خودزنی میکند. ضعفهای آبیها در این فصل پیش از آن که از مسائل فنی برخیزد از سیستم غلط مدیریت داراییهایشان و از داشتن این توهم برمیخیزد که همه کارشان را زمین گذاشتهاند تا استقلال را ساقط کنند.
آخرین شاهکار
یکی از جالبترین حرفهای اخیر مظلومی که چیزی نزدیک به شاهکار مینماید، بیانگر تمامی بلایایی است که در این باشگاه در حال باریدن است. وی یک روز قبل از مسابقه استقلال با شاهین بوشهر در هفته سی و یکم لیگ برتر ایران و اگر دقیقتر بخواهید روز 2 اردیبهشت 91 در نشست خبریاش گفت چه معنا میدهد استقلال هر سه چهار روز یکبار مسابقه بدهد اما تراکتورسازی دیگر ضلع مثلث قهرمانی، فقط هر 10 روز یکبار پای در میدان بگذارد؟! پرویز مظلومی اصلا متوجه نیست که بسیار بدیهی است تراکتورسازی بسیار کمتر بازی کند زیرا اصلا در جام باشگاههای آسیای امسال شرکت ندارد و مدتها پیش از جام حذفی هم حذف شد، حال آن که استقلال تا 25 اسفند 90 درگیر جام حذفی بود و اینک نیز در واپسین هفتههای مرحله گروهی جام باشگاههای آسیا حاضر و دائما مشغول مسابقه دادن است.
این که چرا من امروز مسابقه میدهم و فلانی فردا و کنکاش در این گونه مسائل و اعلام این که عدهای نمیخواهند این باشگاه قهرمان شود، بهرهای را به استقلال نمیرساند و فقط بر مشکلات میافزاید؛ مشکلاتی که برخی خودساخته است و از بهانهگیریها و خودزنیهایی برمیخیزد که ظاهرا استقلال تخصصی چشمگیر در آن دارد.
وصال روحانی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم