در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
داستان سریال به طور کلی حول محور خانواده در جریان است، یعنی همه کشش داستانی به سبب مسائل و گرههایی است که در خانواده اتفاق میافتد؛ آن هم خانوادهای نسبتا سنتی و این مساله را از اجزای سریال میتوان متوجه شد.
تیتراژ هم سعی میکند به همین موضوع بپردازد، اما با این تفاوت که خیلی گل درشت آن را مطرح نکرده، بلکه در قالبی استعاری به آن اشاره میکند. در واقع تصویری که در تیتراژ سریال شاهد آن هستیم، یک درخت است، درختی که شاخههای متعددی دارد. البته نکته مهمتری که در تیتراژ میبینیم و محوریت سریال را با تیتراژ پیوند میزند، ریشههای درخت است. به تعبیری شاید بتوان آن را کنایهای از عمق نقش خانواده در زندگی ایرانی دانست یا اصالتی که خانواده داستان سریال دارد.
ایده تیتراژ فراتر از این نمیرود. گویی ترجیح میدهد بیش از این شلوغش نکند و در سطحی کاملا معمولی و بیادعا و ساده بماند و زودتر به سراغ اصل سریال برود که اگر چنین تفکری در پس آن وجود داشته، باید گفت موفق بوده است. یعنی صرفا تیتراژ به مثابه یک تصویر و حرکت ساده بر آن است که اسامی بازیگران و عوامل نوشته شود و بیشتر با تکیه بر موسیقی، فضا را در کوتاهترین زمان ممکن فراهم کند تا به سریال وارد شود.
در مرحله اجرا هم میتوان گفت تیتراژ موفقی است، چون ساختار اجرایی آن به گونهای است که تصاویر عمدتا به هم کات نمیخورند، بلکه قاب روی تصویر اصلی صرفا حرکت میکند و از جایی به جای دیگر میرود. البته تنها نکتهای که قابل ذکر است، این که تیتراژ با توجه به ایدهاش، میتوانست سادهتر اجرا شود، زیرا در تصویر اصلی، پسزمینه رنگی قرار دارد و روی آن، اسامی جلوی تصویر به صورت محو به نمایش درمیآید، در حالی که چندان لزومی ندارد چنین اتفاقی بیفتد و میتوانست با حذف شدنش از شلوغی تیتراژ کم و آن را سادهتر اجرا کرد.
فونتها و رنگ آنها کاملا با فضای رنگی تیتراژ و عناصر گرافیکی آن همخوانی دارد و این نکته بسیار مهمی است که در تیتراژ رعایت شده، فونتها یا رنگها توی ذوق نمیزند و مثل یک کل واحد است و این انسجام باعث جذب مخاطب میشود.
موسیقی تیتراژ، موسیقی شادی است که از سازبندی سنتی ـ پاپ استفاده میکند و همانطور که گفته شد، سعی نمیکند با ریتم تند و ضربهای زیاد، خلق شادی کند، بلکه با یک ریتم معتدل سعی کرده حس کمدیبودن سریال را منتقل کند، در ضمن سازبندی سنتی آن هم با ایده و فضای داستان سریال کاملا همخوان است.
در آخر باید گفت تیتراژ دختری به نام آهو، بیادعا با اجرای نرمال و قابل قبول است و این امکان را برای مخاطب فراهم میکند تا از دیدن آن لذت ببرد و خود را برای شروع سریال آماده کند.
حمیدرضا رفعتنژاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: