پندار اکبری، بازیگر نقش وحید:

می‌خواهم متفاوت باشم

وحید، فرزند ته‌تغاری خانواده که بتازگی از خدمت سربازی بازگشته است، با مسوولیت مسوولیت‌های پدری، بار اصلی روند داستان را نیز به دوش می‌کشد و به نظر پندار اکبری کاراکتری قابل دفاع است؛ هرچند ضعف‌هایی در شخصیت و ارتباط با سایر برادرانش دیده می‌شود. اکبری نظرات دیگری نیز درخصوص این کاراکتر دارد که در ادامه می‌خوانید.
کد خبر: ۴۶۸۸۵۴

به نظر می‌رسد ورود شخصیت وحید به داستان اندکی شتابزده و بدون مقدمه‌چینی است. آیا این عجله در ایفای نقش از سوی شما نیز محسوس است؟

اگر این معرفی از حد معمول اندکی طولانی‌تر می‌شد، شاید این انتقاد را به دنبال داشت که بیننده با قصه‌ای کشدار مواجه است. ما به دلیل فشردگی کار برای تولید 13 قسمت مجبوریم با نگاهی گذرا از کنار بسیاری از مسائل و موارد جزئی در ارتباط با شخصیت‌ها عبور کنیم که مسیر طبیعی سیر داستانی را سرعت می‌بخشد. پیش از آن‌که وحید وارد قصه شود، بحث‌هایی بین افراد خانواده در ارتباط با ازدواج او پس از پایان خدمتش مطرح می‌شود که تا اندازه‌ای در پردازش این شخصیت موثر است. از طرفی معتقدم یکسری اضافات در این میان حذف شده است که به ریتم کار کمک می‌کند و بیننده را به سوی موضوع اصلی سوق می‌دهد، شاخ و برگ‌های زائد چیده و به بطن داستان پرداخته شده است.

این شتابزدگی که شما از آن به عنوان حذف اضافات یاد می‌کنید، در دیالوگ‌های این مجموعه نیز به چشم می‌خورد؛ یعنی کلام فارغ از ویژگی‌های یک گفت‌وگوی طبیعی به مثابه ماراتنی برای تخلیه محتوایی فیلمنامه است. به عنوان بازیگر تا چه اندازه با این سبک نوشتاری کنار می‌آیید؟

به هر حال دیالوگ‌ها توسط نویسنده‌ها نوشته شده است؛ در ضمن بخشی از جملات به صورت بداهه از سوی بازیگران و با کمک خود آقای صلح‌میرزایی اجرایی می‌شود. این‌که تا چه اندازه باورپذیری این دیالوگ‌ها برای بیننده محسوس است، در پایان کار مشخص می‌شود ولی در کل فکر می‌کنم چون در این داستان با یک خانواده سنتی مواجه هستیم، چندان تجملات و حال و هوای روزمره را در ارتباطات آنها شاهد نخواهیم بود؛ بخصوص در زندگی با پدر، هر یک از برادران هر چند بیرون از خانه رویه‌ای خاص را در پیش گرفته باشند، در منزل مبادی آداب و سر به زیر هستند و پاره‌ای از دیالوگ‌ها به همین آداب و معاشرت قدیمی برمی‌گردد. اما بطور کلی بحث تخصصی در زمینه فیلمنامه و دکوپاژ به خود کارگردان برمی‌گردد.

با پیشروی روند داستان شاهد حضور پررنگ شخصیت وحید نسبت به دیگر برادرانش هستیم و بار مسوولیت‌های پدر را نیز روی دوش خود احساس می‌کند؛ درحالی که در قسمت‌های نخستین نقاط ضعفی در حالات و روحیات این کاراکتر دیده می‌شد که با مسوولیت‌پذیری وحید در قسمت‌های بعدی مجموعه در تضاد است. شما این دوگانگی را چطور توجیه می‌کنید؟

چون این شخصیت، فرزند کوچک‌تر خانواده است، از نگاه برادران و اطرافیان همیشه لوس جلوه داده شده و این نگرش در برخی دیالوگ‌ها نمود دارد. رفتارهای غیرمنطقی این شخصیت نیز به همین مساله برمی‌گردد. وحید وقتی دنبال کار پدر را می‌گیرد، رفته‌رفته به مرز پختگی می‌رسد. وقتی وارد اجتماع می‌شود و محیط پیرامونش را می‌بیند و با آدم‌های مختلف سر و کله می‌زند، آرزو و خواست پدر تحقق می‌یابد که فرزند کوچک‌ترش نیز همچون دیگران قدم به جامعه گذاشته و از مرز ناپختگی فراتر رفته است.

در گفت‌وگوی قبلی با شما، به این موضوع اشاره کردید که قصد دارید از نقش‌های متفاوت‌تری استقبال کنید. اما به‌نظر می‌رسد دختری به نام آهو چندان که باید این تفاوت را برای کارنامه بازیگری شما به ارمغان نیاورد و وحید را می‌توان در ادامه روند کاراکترهای مثبتی که از شما دیده‌ایم، دانست...

همیشه گفته‌ام دوست دارم نقش‌های متفاوتی تجربه کنم، ولی این بحث به ریسک کارگردان‌های ما برمی‌گردد. شاید حال و هوای وحید به بسیاری از کاراکترهای قبلی بنده نزدیک و شبیه باشد و فقط فضای قصه‌ عوض شده باشد، ولی امیدوارم حداقل در کارهای بعدی پیشنهاد نقش‌های متفاوت‌تری داشته باشم، چون تا این پیشنهاد نباشد، بازیگر نمی‌تواند به تنهایی برای انتخاب نقش پا پیش بگذارد و تاکنون سعی کردم به بهترین پیشنهادها پاسخ مثبت دهم. به هر حال شخصیت وحید بسیار پراشتباه است و با این‌که آدمی مثبت و یکنواخت است، در طول سریال وقتی بار قصه را به دوش می‌کشد، بالا و پایین‌های بسیاری دارد که یکی از جاذبه‌های این نقش است.

با وجود بازی در اکثر کارهای جدی و رئال انتخاب‌شدن برای یک مجموعه طنز چه نگرانی‌هایی برایتان به دنبال داشت؟

بهره‌گیری از موقعیت‌های طنز در این سریال خواست خود آقای صلح‌میرزایی بود. ایشان تاکید داشتند کار از لودگی دور باشد. به همین دلیل تلاش بنده و دیگر بازیگران به خلق فضاهای طنز می‌انجامد. ولی این انتظار که همه بازیگران کاراکتر و تیپ‌هایی کمدی خلق کنند از ابتدا وجود نداشت. بنابراین همان کاراکتر جدی را بازی می‌کنم، ولی در کنار بنده استاد عزیزم آقای گرجستانی موقعیت‌های طنز را خلق می‌کنند. یکی از اصول و شرایط طنز نیز مبتنی بر همین مساله است که با پاسکاری‌های مداوم لحظه نهایی طنز از سوی یک یا چند بازیگر خلق شود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها