در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این مجموعه با نگاهی تازه، داستان رزمندهای را روایت میکند که زخم خورده از روزهای جنگ، اکنون در اتاق کنترل متروی تهران جامعه و آدمهای آن را زیر ذرهبین گذاشته و از مانیتورهای آن اتاق، به تماشای شهر و ماجراهای ریز و درشت آن نشسته است.
نگاهی نو به روایت زندگی مردم
فاطمه سمرقندی، تهیهکننده این مجموعه که پیش از این هم مجموعهها و تلهفیلمهای مختلفی را برای تلویزیون تهیه کرده است، درباره تهیه این مجموعه میگوید: از ابتدا که قرار شد تهیه این مجموعه را به عهده بگیرم هدف این بود که مجموعهای با محتوایی غنی روی آنتن ببریم و با این ایده کار را آغاز کردیم که این مجموعه یکی از بهترین کارهایمان باشد. راستش را بگو، با نگاهی نو به روایت زندگی مردم و روابط آنها تهیه میشود و پیام اصلی آن بیان مفاهیم اخلاقی و تشویق به راستگویی و انجام اعمال درست بر مبنای صداقت است.
سمرقندی در ادامه صحبتهایش به این نکته اشاره میکند از آنجا که مفهوم اصلی این مجموعه بر مفاهیم ماورایی و عرفانی و نیز محتوای فلسفه و جامعهشناسی بنا شده بود دکتر مصطفی رستگاری را برای نگارش این مجموعه انتخاب کردیم که سابقه بسیار گستردهای در مطالعه این مفاهیم داشتند. تهیهکننده مجموعه راستش را بگو، خط اصلی این سریال را روایت یک موضوع اجتماعی بهروز میداند. علاوه بر این، سازمان حمل و نقل و ترافیک شهری تهران نیز در تهیه این مجموعه مشارکت داشته است.
وی در ادامه میافزاید: خیلی نمیخواستیم مخاطب را با روایت پیچیدهای مواجه سازیم، چرا که همیشه مجموعههایی با مخاطب خودبخوبی ارتباط برقرار کردهاند که ساختار خطی سادهای را برای روایت خود انتخاب کردهاند. راستش را بگو، نگاه ساده و تازهای به درونیات آدمهاست. اینکه هر انسانی یکشبه شکل نگرفته و در این مجموعه 3 لایه اصلی از زندگی هر انسانی مطرح میشود. اینکه برخی از ما آدمها مسائل اخلاقی را به دست فراموشی میسپاریم. آسیبشناسی ریشههای تزویر و ریا در جامعه از عمده مسائلی است که در این مجموعه به آن پرداخته میشود.
مجموعه راستش را بگو علاوه بر پرداختن به زمان حال، فلاش بکهایی هم دارد و در هر قسمت که گویا قرار است زندگی یکی از شخصیتها به تصویر کشیده شود به گذشته زندگی آن کاراکتر نیز اشاره میشود.
ماکان رضاییپور در این مجموعه به عنوان دستیار کارگردان حضور دارد.اوایل مهر امسال بود که پیشتولید این مجموعه آغاز شد. البته از یک سال پیش نگارش آن و از اواسط آبان 90، تصویربرداری این مجموعه در لوکیشنهایی چون مترو، شهرک دفاع مقدس و بهزیستی شروع شده است. رضاییپور معتقد است این کار به اندازه 2 پروژه سینمایی بازیگر و لوکیشن دارد و این اتفاق نادری است. حتی در تکسکانسهای کوچک هم از بازیگر شناختهشده استفاده شده است. به گفته او، قصه این مجموعه پتانسیل بسیار بالایی دارد و تمام بازیگران حاضر در مجموعه با قصه ارتباط بسیار خوبی برقرار کردهاند.
وقتی از رضاییپور میپرسم چرا لوکیشنهایی چون شهرک سینمایی و دفاع مقدس را برای روایت بخشی از کار درنظر گرفتهاند در پاسخ میگوید: قرار است بخشی از کار که به شخصیتهای خاصی در قصه مربوط است در گذشته روایت شود و دلیل انتخاب این لوکیشنها هم به فضای روایتگونه آنها بستگی دارد. به اعتقاد وی، راستش را بگو یک هدف اصلی و ویژه را دنبال میکند و آن هم رواج راستگویی در جامعه است.
میخواستیم همه چیز واقعی باشد
شهریار کلهر، طراح صحنه و لباس این مجموعه است. شروع فعالیت وی با دستیاری در تلویزیون بوده و اینک سالهاست که در سمت طراح در این وادی حضور دارد. کلهر معتقد است در همه این سالهایی که فعالیت داشته تلاش میکرده طراحی زنندهای چه در زمینه صحنه و چه لباس نداشته باشد. وی میگوید: حتی در کارهای طنزی که انجام میدادم، دقت میکردم خیلی بر مبنای طنز نباشد. لباس و صحنه باید در خدمت کار باشد و به پیشبرد آن کمک کند. مشکل خیلی از کارهای ما این است که وقتی تلاش میکنیم با طراحی خاصی، رنگ و بوی تازهای به کار بدهیم اتفاقا در مسیر عکس قدم برمیداریم و به کار خدشه وارد میکنیم.
کلهر در ادامه صحبتهایش میگوید: به هر حال برای انتخاب برخی رنگها محدودیتهایی وجود دارد و دست طراح بسته میماند. طراح صحنه و لباس مجموعه راستش را بگو در ارتباط با این مبحث که چرا در بیشتر مجموعههای تلویزیونی درام از رنگهای تیره و فضاهای غیرشاد استفاده میشود، میافزاید: به هر حال آن چیزی که تکلیف را برای من طراح مشخص میکند قصهای است که به نگارش درآمده و من مجبور میشوم فضای طراحی شده را برمبنای خط نگارش کلی جلو ببرم. مخاطب امروزی تلویزیون بیشتر با قصههای واقعی و روز اجتماعی ارتباط برقرار میکند و وقتی روال چیدمان داستان، گویای واقعیت درونی انسانهاست بناچار مجبور خواهیم شد از رنگهایی که به واقعیت محض شبیه هستند، استفاده کنیم.
کلهر مجموعه راستش را بگو را یکی از مجموعههایی میداند که تعداد لوکیشنهای بسیاری دارد. به گفته وی، خیلی جاها بسته به فضای روایت داستان مجبور بودیم لوکیشن خاصی را طراحی کنیم یا حتی ابزار صحنه خاصی بسازیم. خیلی جاها ساخت لوکیشن خاص به این معنا نیست که قرار است چیز خاصی گفته شود. اتفاقا در خیلی از شرایط بناچار و به دلیل محدودیتهایی که وجود دارد دکورهای خاص میسازیم.
نماهایی بدون پیچیدگی تصویری
فرشاد گلسفیدی از آن دسته تصویربردارهایی است که طی همه سالهایی که در حوزه تلویزیون فعالیت داشته تا امروز توانسته امضای مشخصی در کارنامه کاریاش داشته باشد. به قول خودش در این مجموعه خبری از نماهای متحرک و عجیب و غریب مجموعه تا ثریا نیست و از آنجا که مجموعه راوی یکسری اتفاقات است، دوربین بیشتر تصاویر را به صورت ثابت ضبط میکند.
گلسفیدی در ادامه صحبتهایش میگوید: در این کار سعی کردیم تا آنجا که ممکن است رنگ قرمز را کم و رنگ و نور خاصی را در فضا استفاده کنیم. تصویربرداری این کار به نوعی کاملا کلاسیک است و بخصوص در سکانسهایی که مربوط به زمان گذشته است، تلاش کردیم رنگ و نور ویژهای در فضا اعمال کنیم. یکی از تفاوتهای این سریال با دیگر مجموعهها این است که همراه گروهم تلاش کردم در فضاسازی و نورپردازی بدعتگذاری خاصی داشته باشم. مخاطب کاملا متوجه خواهد بود نماهای ویژهای در این مجموعه به چشم میخورد. علاوه بر آن نماهای این مجموعه به هیچ عنوان به صورت دوربین روی دست نیست و کاملا نرم و سیال است.
تصویربردار مجموعه راستش را بگو در پاسخ به این سوال که نماهای حرکتی تا چه اندازه میتواند در ارتباط با مخاطب موفق عمل کند، میگوید: آنچه حائزاهمیت است این که خود قصه تا چه اندازه میطلبد نماها چگونه گرفته شود. خاصیت کار این بود که نماهای ثابت تا حدودی میتواند بار قصه را به دوش بکشد و در آخر اینکه تصمیم نهایی با خود کارگردان است و تصویربردار در مواردی فقط میتواند پیشنهاد کند. نکته دیگر اینکه کار در فضایی به تصویر کشیده میشود که در برخی جاها از یک محل برای چند لوکیشن استفاده شده و لازمهاش این بود که نورپردازی در هرکدام از لوکیشنها متفاوت از دیگری باشد.
پرلوکیشنترین مجموعه ایرانی
سامان شعشعه، مدیر تولید این مجموعه است. وی که سابقه زیادی در سمت مدیر تولید دارد این کار را با بقیه کارهایش بسیار متفاوت میداند و میگوید: تا قسمت 25 کار حدود 150 لوکیشن و تعداد بسیار زیادی بازیگر داریم که در ساختههای این سالهای تلویزیون تقریبا بیسابقه است. حتی با توجه به اینکه خیلی از لوکیشنها را در یک محل ضبط میکنیم، ولی تلاش تهیهکننده این بوده که از لوکیشنهای بکر و دست نخورده استفاده شود تا برای بیننده هم به همان اندازه جذابیت داشته باشد.
مدیر تولید این مجموعه معتقد است همه اعضای گروه همکاری بسیار خوبی با هم دارند و فقط منتظر است سریال روی آنتن برود و مطمئن است مخاطب هم با او موافق خواهد بود.
حضوری متفاوت
مهدی سلوکی نقش دانشجویی به نام دانیال را بازی میکند. به گفته خودش نقش مثبت است و البته مثبتبودنش را متفاوت از دیگر نقشهایش میداند و معتقد است آهنج همیشه بازیگران را در نقشهایی خاص و ویژه به تصویر میکشد و قدرت انتخاب خوبی در مورد بازیگرانش دارد. وقتی از او میپرسم چرا تا امروز بیشتر در نقشهای مثبت حضور داشته در پاسخ میگوید: نمیدانم این اتفاق خوبی برای یک بازیگر است یا خیر، ولی امیدوارم این حضورم برای بیننده جذاب باشد.
وقتی کاراکترها ستاره میشوند
رویا تیموریان در این مجموعه نقش آسیه، مدیر کانون اصلاح و تربیت را به عهده دارد. بهطور حتم این نقش در همه سالهای بازیگری رویا تیموریان، ویژه و متمایز بوده است.
وی که پس از حدود 2 سال و نیم که از زمان پخش مجموعه شمسالعماره میگذرد کار دیگری در تلویزیون نداشته، به گفته خودش اینک با نقشی متفاوت از همه این سالها ظاهر شده است. البته فعلا صلاح کار را در این میداند که توضیح خاصی درباره نقشش ندهد.
وی در ادامه میگوید: راستش را بگو سناریوی بسیار خوبی دارد و شاید یکی از دلایلی که در این سالها از تلویزیون فاصله گرفتم فیلمنامههای ضعیفی بود که به هیچ عنوان نمیتوانست ارتباط خوبی با مخاطب برقرار کند. این مجموعه علاوه بر امتیازهای مثبتاش داستانی دارد که به نوعی وقایع و روزمرگیهای آدمها را با نگاهی بانفوذ به تصویر میکشد؛ اینکه مخاطب با دیدن مجموعه به فکر بیفتد و حداقل نگاهی به خود و اعمالش داشته باشد. اینکه چرا دروغ میگوییم و چرا در برخی کارهایمان تزویر و ریا داریم از جمله مسائلی است که راستش را بگو با صداقت به آن اشاره میکند.
تیموریان میگوید: مدتها دلم میخواست با محمدرضا آهنج همکاری داشته باشم که بنا به دلایلی این اتفاق نیفتاد و خوشحالم زمانی این شرایط فراهم شد که میتوانم در کارنامه کاری خودم هم حضور متفاوتی داشته باشم. این مجموعه جمعی از ستارگان است. البته منظور من حضور بازیگران این کار نیست. منظورم حضور شخصیتهایی است که در هر چند قسمت به آن پرداخته میشود و در کل داستان روایت جالبی دارد. این سریال با حضور بازیگرانی به تصویر کشیده میشود که همگی از بازیگران قدرتمند سینما و تلویزیون هستند.
شبنم مدنی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: