در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هانس تنها یازده سال داشت که پدر خود را از دست داد. او گاهی به مدرسه می رفت و به جای فراگیری دروس تحصیلی بیشتر وقت خود را صرف یادگیری و بازگوئی قصه هایی که در حافظه داشت ،می کرد.
هانس حافظه بسیار خوبی داشت و فقط با گوش کردن و نه خواندن، داستانهای زیادی را فراگرفته بود. او این داستانها را با حرکات آکروباتیک، باله و پانتومیم در می آمیخت و اجرا میکرد. اما از طرف دیگر مادرش که از درس ومشق او رضایتی نداشت بافنده ای را پیدا کرد و هانس را به عنوان شاگرد به استخدام او درآورد. هانس مدتی نیز در یک کارخانه تنباکو و سپس در نزد یک خیاط کار کرد.
هیچ یک از این حرفه ها نمی توانست هانس را راضی کند. تنها چیزی که در فکر او بود و میتوانست او را ارضاء کند، تئاتر، کتاب و داستان بود. به همین دلیل زمانیکه تنها چهارده سال داشت به کپنهاگ رفت تا بتواند دسترسی بهتری به علائق خود داشته باشد. زندگی هانس در کپنهاگ با سختی و فقر شدید سپری می شد. او گاهی از طریق آواز خواندن در یک گروه کر پولی بدست می آورد.
هانس سه سال سخت را بدین ترتیب گذراند، تا اینکه در سن 17 سالگی مورد توجه شخص با نفوذی بنام کالینز قرار گرفت. کالینز رییس تئاتر سلطنتی دانمارک بود و زمانی که نمایشنامه ای از آندرسن را دید، پی برد که نویسنده این نمایشنامه فردی با استعداد است و در صورت پرورش استعدادش می تواند روزی نویسنده بزرگی شود.
کالینز توانست فردریک ششم پادشاه وقت دانمارک را راضی کند تا هزینه تحصیلات آندرسن را بپردازد. به این ترتیب در سال 1828 زمانی که وی 23 سال داشت مدرک ورود به دانشگاه را دریافت کرد.
اولین اثر ادبی آندرسن در سال 1833 منتشر شد و شاه برای تشویقش هزینه سفر شانزده ماهه او را به کشورهای آلمان، فرانسه، سویس و ایتالیا پذیرفت.
هانس در سال 1835 کتابی بنام قصه هایی برای کودکان را منتشر کرد. او این داستان های کوتاه را برای دختر خردسالی بنام آیدا که دختر منشی آکادمی هنر بود قبلا نقل کرده بود. آندرسن در مجموع 168 داستان نوشت.
به این ترتیب ، در روز دوم آوریل سال 1805 میلادی هانس کریستین آندرسن که به جرات می توان او را بزرگترین نویسنده داستان های کودکان دانست در شهر کوچکی در دانمارک متولد شد.داستان های او به بیشتر زبانهای دنیا ترجمه شده است. آندرسن هرگز ازدواج نکرد و خودش بچه ای نداشت، اما طبیعت و احساس کودکان را به خوبی درک میکرد.
بهرام افتخاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: