در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وی درباره شکلگیری حضورش در نقطه سرخط میگوید: دو سه ماه گذشته در یک تلهفیلم با کارگردانی سعید آقاخانی مشغول بازی بودم. تقریباً یک ماه بعد از پایان کار در آن تله فیلم، آقای سلیمخانی دستیار سعید آقاخانی با من تماس گرفت و پیشنهاد بازی در این مجموعه را به من داد.
معمولاً نبود فیلمنامه کامل و آماده هنگام کار، موجب نبود انسجام در قصه و داستان میشود. ناصری در پاسخ به اینکه وقتی فیلمنامه کار آماده نبود، چطور این ریسک را کرده و بازی را پذیرفته، بیان میکند: کسب تجربه در فضای جدید و هیجانانگیز برای هر بازیگری جذاب است؛ بنابر این برای من هم رفتن از فضای ملودرام به ژانر طنز، تجربه شیرینی بود، اما در کنار این مورد، در گذشته همکاریهایی با مهران مهام و سعید آقاخانی داشتم. قطعا وجود این پیشزمینه و اعتماد به این دو بزرگوار، انگیزهام را برای همکاری بیشتر کرد و به بازی کردن در این مجموعه اعتماد کردم. ساختارکارهای در واقع آقاخانی یواشکیهای زندگی آدمها را مقابل دوربین میبرد و کمتر در مورد زندگی آدمها آبروداری میکند و شاید بارزترین شاخص در موفقیت آثار او همین مورد باشد.
ناصری در پاسخ به اینکه وجه تمایز مجموعه نقطه سر خط با سایر مجموعههای طنز چیست، میگوید: سعیدآقاخانی شوخطبع است و معمولا این خصلت را به کار و بازیگر تزریق میکند و شاید یکی از دلایل موفقیت آثارش همین مورد باشد. مخاطب نوع نگاه سعید آقاخانی در ژانر طنز را در آثار قبلیاش شناخته است. مثلا طنز «ساختمان پزشکان» فانتزی بود اما نقطه سر خط مشکلات اجتماعی قشری از جامعه را در قالب طنز بیان میکند.
بازیگر نقش هما خانم میگوید: چون فیلمنامه کامل نبود، وقتی به من پیشنهاد بازی در این مجموعه را دادند، در مورد نقش سوال کردم. به من گفتند یکی از نقشهای اصلی قصه است. هما خانم شخصیت پیچیدهای ندارد، مانند تمام مادرها مهربان است و فرزند خود را دوست دارد. خانواده هما خانم با مستاجرشان رابطه صمیمی دارد، او دوست دارد دختر کوچک مستاجرشان را برای تک پسرش خواستگاری کند، برای همین تلاش خود را میکند تا دختر بزرگ خانواده را شوهر دهد تا شرایط ازدواج دختر کوچک مهیا شود و پسر یکی یک دانه خود را بسیار دوست دارد و برای سروسامان دادن او تلاش میکند.
ناصری معمولاًدر مجموعههای ملودرام و رئال با نقشهای متفاوت دیده شده است. حضور او در مجموعه طنز برای مخاطب جدید است. درباره این تجربه توضیح میدهد: چون تجربه نخست من است، میان بازیگران نام آشنای طنز مانند شاگرد تنبل کلاس هستم، برای همین تمام هوش و حواسم را جمع میکنم و با دقت به شیوه کارگردانی سعید آقاخانی توجه میکنم تا بتوانم به هدف اصلی نقش نزدیک شوم. هنگام بازی در مجموعههای ملودرام معمولاً پیشنهاد میکنم، اما در این مجموعه اینگونه نیست و بسیار کمتر پیشنهاد میدهم. نقطه سر خط، فیلم بین کارگردان و بازیگر است. نقش فیلمنامه و نویسنده این بود که هدف قصه، داستان و مسیر شخصیتها را تعیین میکرد، اما رئالیستی لازم را سعید آقاخانی طراحی میکرد. در حالت کلی بازیگر مجبور است با نگاه کارگردان پیش رود نه با متن فیلمنامه. در نقطه سر خط با توجه به حضور تیم حرفهای طنز با دقت میتوانم نکات مهم را برای بازی دریافت کنم، اما در حالت کلی، سعید آقاخانی است که بازیگر را به سمت دیدگاه خود سوق میدهد.
وی تاکید میکند: تجربه بازی در کار طنز بسیار متفاوت با کار ملودرام است. در کار طنز فرم جدیدی از بازیگری دیده میشود.
خنداندن مردم در جامعهای که مسائل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آرامش افراد را تحت تاثیر قرار داده بسیار دشوار است. امروزه در تمام مجلات، سایتهای خبری و... صحبت از گرسنگی، بیعدالتی، فقر، جنگ و... در سطح جهان است، به همین دلیل مردم کمتر شادی و هیجانات خود را بیان میکنند. اگر مجموعهای بتواند در این شرایط مخاطبی را بخنداند حتما موفق بوده است.
ناصری درباره این که نیاز جامعه به پخش مجموعههای طنز چقدر است، میگوید: با شرایطی که بیان کردم مردم نیازمند تمرین خنده هستند. بخش مجموعههای طنز یک ضرورت است و میتواند تمرینی برای فراموش نکردن مردم درباره خندیدن باشد.
وی در پاسخ به اینکه برای رسیدن به نقش و ارتباط با مخاطب چقدر تلاش میکنید، توضیح میدهد: تلاش میکنم نسبت به کارم متعهد باشم. سعی میکنم در بازیام کمفروشی نکنم و با ارائه بهترین بازی، احساسات مخاطب را برانگیخته کنم و معتقدم در صورتی برای مخاطب قدم برداشتهام که نقشم را بخوبی ایفا کرده باشم. برای یک بازیگر، مخاطب زمانی اهمیت پیدا میکند که برای انجام بازی خوب تلاش کند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: