در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هفته نامه آلمانی "اشپیگل" در مقاله ای با اشاره به راهیابی مجدد ولادیمیر پوتین، رییسجمهور آتی روسیه به کرملین با استناد به نظر کارشناسان مسائل سیاسی روسیه و با نیمنگاهی به سیاست خارجی دمیتری مدودف، به مقایسه سیاست خارجه دولت روسیه در دوران مدودف و پوتین پرداخته و نوشته است: «بین کارشناسان مسائل سیاست خارجی روسیه این توافقنظر وجود دارد که سیاست خارجی روسیه در دوران پوتین به گونهای پیش خواهد رفت که اروپا از آن منتفع شده و در تقابل با این مساله این سیاستگذاری باعث ایجاد فاصله بین روسیه و آمریکا میشود.
به طور کلی، میتوان گفت که روسیه در دوران مدودف از استقلال و اعتماد به نفس کمتری در مقایسه با روسیه پوتین برخوردار خواهد بود؛ سیاست مدودف نیز با تغییراتی اندک تنها در برخی موارد جزئی و سبک کاری از دولتهای قبلی متفاوت شده است؛ این در حالی است که پوتین در مقایسه با مدودف بیش از پیش به این مساله واقف است و اعتقاد دارد که روسیه بایستی نقش جهانی قویتری حتی در حوزه خاورمیانه ایفا کند؛ این در شرایطی است که مدودف در تقابل با این رویکرد پوتین بیشتر به دنبال تمرکز روسیه بر منافع منطقهایاش بود.
علاوه براین مواجهه پوتین با آمریکا حول محور بیاعتمادی وی به آمریکا میچرخد که این مساله بیش از پیش با تجارب منفی دوطرف در دوران روسای جمهور مختلف آمریکا و تجربههای منفی پوتین در دوران جرج بوش، رییسجمهور سابق آمریکا توجیهپذیر است.
از دیدگاه پوتین، روسیه اقدامات متعددی برای نزدیکی با آمریکا انجام داد، اقدامات پس از 11 سپتامبر در مبارزه با تروریسم، بستن پروژههای نظامی کوبا و ویتنام برخی از این اقدامات است در چنین شرایطی پوتین معتقد است که روسیه با عکسالعملهای درخور و مشابهی از سوی مقامات آمریکا روبهرو نشده است و حتی با افزودن بر تاثیرگذاری و حوزه نفوذ خود در منطقه کشورهای شوروی سابق از انقلابهای کشورهای همسایه روسیه حمایت کرده است.
گسترش برنامههای نظامی و سیستم دفاع ضدموشکی ناتو به سمت خاورمیانه و استقرار آن در خاک اروپا نیز با تاثیرات جدی و عمیقی در پوتین همراه بوده است؛ به گونهای که پوتین معتقد است آمریکا کشوری نیست که بتوان با آن همکاریهای موثری داشت، رابطه روسیه پوتین با آمریکا در دوران اوباما نیز مطمئنا از سطح نزدیکی و صمیمیت چشمگیر بهرهمند نخواهد بود.
البته امر مسلم آن است که سطح روابط پوتین و اوباما در دولت جدید روسیه مسالهای است که بیشتر به اوباما بستگی دارد، برای پوتین این مساله فاقد اهمیت استراتژیک است که چه کسی قدرت را در واشنگتن در دست دارد، چرا که وی در سیاست خارجی دموکراتها و جمهوری خواهان تفاوتهای چندانی نمیبیند.
درخصوص سیاست خارجی روسیه در آسیا و اروپا نیز باید گفت که پوتین معتقد نیست که روسیه باید میان اروپا، چین و به طور کلی آسیا یک طرف را انتخاب کند، پوتین بیشتر روسیه را به عنوان عضو رابط بین شرق و غرب میبیند، در حالی که وی به دنبال توسعه هرچه بیشتر و سریعتر با آسیا است، اما به طور همزمان برای نزدیکی روسیه با اتحادیه اروپا به عنوان مهمترین متحد تجاری روسیه نیز تلاش میکند؛ با این حال پوتین با هر نوع همکاری که روسیه را موظف ، متعهد و ملزم به تعهد کند، مخالف است.
در عین حال با اینکه پوتین از سوی اروپا نیز شاهد تجربیات تلخی بوده است؛ اما همچنان به همکاری سازنده با اروپا بسیار علاقهمند است؛ وی همچنان تلاش میکند که با سبک کاری خود به اروپا نزدیک شود.
پوتین همچنین در دولت آتی خود بسیار تلاش خواهد کرد که روسیه را به بخشی از حوزه عملکردهای اروپا تبدیل کند؛ البته نه به عنوان عضوی از اتحادیه اروپا که بیشتر به عنوان بخشی از پروژههای جدید اروپا.
این در حالی است که مدودف با وجود رفتار دوستانه با اروپا به هیچ وجه به داشتن منافع استراتژیک با اروپا علاقهمندی نشان نداد.
آنچه که یکی از موارد کلیدی عملکرد پوتین برای همکاری با دیگر کشورها و از اصول آن محسوب میشود، وجود متحدانی اقتصادی و به هم پیوستگی بین سازمان های مختلف است؛ به عبارت دیگر مبادلات اقتصادی با این شعار: شما تکنولوژی و فنآوری دارید و ما مواد خام.
پوتین همچنین معتقد است که دنیا پیرامون روسیه بسیار خطرناک است چرا که پیرامون روسیه را جنگ و بیثباتی در مناطق مختلف جهان در برگرفته است.
مقاله پوتین که قبل از انتخابات این کشور نوشته شد و در آن نسبت به علاقه ذاتی برخی کشورها برای تهاجم به دیگر کشورها و پیامدهای جدی آن هشدار داده شده، گواه این مساله است. با توجه به وجود تهدیدات جهانی، روسیه اصلیترین وظیفه خود را در این میبیند که از امنیت کشورش حفاظت کرده و اجازه ندهد که کشورش به بیثباتی کشیده شود، نه فقط با تهدیداتی از خارج روسیه که حتی با تهدیدات داخلی.
هراس پوتین در خصوص تهدیدات نرم را نیز میتوان تا حدی مبالغهآمیز دانست؛ در روسیه بسیاری از نهادهای مدنی وجود دارند که به فاکتورهای مهم و تاثیرگذار در زندگی سیاسی روسیه تبدیل شدهاند، اما با وجود علاقه بسیار روسیه برای همکاری نزدیک با اروپا باید گفت که 20 سال بعد از پایان دوران شوروی سابق همکاری و نزدیکی موثری بین اروپا و روسیه روی نداده است.
البته این در شرایطی است که بهرغم آنکه اروپا در قرن 19 بیشتر به عنوان الگو و مدلی برای جهان محسوب میشد؛ اما اکنون وضعیت به گونه دیگری است و توجهات بیشتر به آسیا معطوف شده است در هر صورت و با این وجود نیز برای روسیه نیز هنوز این مساله میسر نشده است که بتواند به آسیا نزدیک شود.» (ایسنا)
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: