در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کیمرام درباره حادثهای که سر صحنه این فیلم برایش رخ داده میگوید: در یکی از سکانسهای فیلم در آبادان من به سمت سیفالله میروم که بالای بویلر رفته و دیدگاه اصلی را پیدا کرده است. من در آن سکانس با دوچرخه میآمدم و قرار بود مقابل پای من یک انفجار رخ دهد؛ اما من اشتباه کردم و زود رسیدم و موج انفجار مرا روی زمین پرتاب کرد. وقتی به خودم آمدم دیدم روی کتفم افتادهام و به همین خاطر کتف از جا در رفته است. در پالایشگاه فردی بود که کتف مرا جا انداخت؛ اما تخصص نداشت. بنابراین به تهران رفتم و آنجا دکتر به من پیشنهاد کرد یک هفته برای این موضوع استراحت کنم؛ اما آنقدر برای بازی در فیلم انگیزه داشتم و دلم برای بچهها تنگ میشد که به همان یک روز اکتفا کردم و گروه را بیش از آن منتظر نگذاشتم. البته حالا گاهی که عطسه میکنم کتفم از جا در میرود!
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: