در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فضای تاکسیها را میتوان جزو یکی از فضاهای عمومی شهری دانست. روزانه 4 شهروند در فضایی همدیگر را ملاقات و بخشی از عمرشان را در آن فضا سپری میکنند. موسیقی و صدا نیز مزیتی است که بسته به سلیقه راننده تاکسی در آن فضا تجربه میکنیم.
به همین دلیل رادیو و محتویاتش خصوصا برای رانندگان تاکسی که به خاطر حضور دائمیشان در خیابان، امکان بهرهگیری از تولیدات تلویزیونی را ندارند، عنصر ارزشمندی است. اینگونه است که برای هر کدام از مسافران، دنیایی گشوده میشود که رادیو برای آنها خلق میکند. اگر موسیقی سنتی باشد و بر حسب اتفاق مسیر نیز طولانی، در خلسهای خوشایند فرو میرویم و به واسطه حس مشترکی که برای همه به وجود میآید، اولین نقطه مشترک میان مسافران به وجود میآید. موسیقی شاد نیز مسافران خسته از یک روز کاری را منقلب میکند و طی مسیر را برایشان آسانتر.
همینکه در جمعی کوچک نوای موسیقی پخش شود خود لطف بزرگی است. اگر هم یک برنامه خبری در حال پخش باشد، یا اینکه یکی از گویندگان رادیویی از موضوعی برایشان حرف بزند و آنها را سرگرم کند، شاید اظهار نظرها و خبرهای تکمیلی مسافرها در رابطه با خبر پخش شده مکالمهای را در این فضای شهری آغاز کند.
برنامههای رادیویی غیر از آنکه توانایی پر کردن اوقات فراغت ما را دارد، میتواند بخوبی در یکی از پر ترددترین فضای کوچک شهری، مسافران غریبه و بیحوصله را با هم پیوند دهد. باید این تجارب تاکسیسواریها را جدی بگیریم. آنها خواه ناخواه بخشی از زندگی ما را تشکیل میدهند و چه لطف بزرگی است اگر از این تجربه لذت ببریم.
مهراوه فردوسی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: