در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کاروانی که قافلهسالار آن بانویی است بزرگمرتبه و وفادار به برادر؛ او که فرزند امام است و خواهر و عمه امام، خود فاطمه است و معصومه. بزرگان شهر که در میان آنان عالمانی نامآور به چشم میخورند، برای استقبال از بانوی کرامت، خود را به دروازه شهر رساندهاند. چشم به راه دوخته، گل و گلاب به همراه آوردهاند.
دروازه شهر را آذین بستهاند و برای ورود بانوی کاروان به شهر لحظهشماری میکنند. فاطمه معصومه به قم میآید و وجودش روشنیبخش این دیار میشود. ساعاتی بعد انتظار به سر میرسد و کاروان در میان شور و شوق مردم ولایتمدار وارد شهر میشود. موسی بن خزرج قمی، بزرگ شهر که به استقبال آمده است، ناقه حضرت را به سوی خانهاش هدایت میکند و منزل را در اختیار حضرت معصومه(س) قرار میدهد. منزلی در محله میدان میر این شهر، 17 روز تمام، عبادتگاه حضرت در دوران اقامت و دوران نقاهت ایشان میشود. مردم شهر همانند موسی بن خزرج مدال خدمتگزاری به حضرت و همراهان را افتخاری بزرگ برای خود میدانند و با شور و شعفی وصفناپذیر حضور حضرت را برای خود مغتنم میشمارند.
بانوی کاروان آرزوی دیدار برادر را در طوس دارد و عشق دیدار برادر، خورشید هشتم قبله عشق او را به این وادی میکشاند؛ اما افسوس که دست تقدیر به گونهای دیگر رقم میخورد و حضرت دعوت حق را لبیک میگوید و جان به جانآفرین تسلیم میکند و آرزوی دیدار برادر بر دل او سنگینی میکند. به برکت وجود مزار پاک او، حوزه علمیه این شهر شکل میگیرد و قم مرکز تشیع میشود و شهر آیینهها، مهد عالمان شیعی و پایگاهی اصیل برای انقلاب.
محمد خامهیار / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: