تلنگر

نگرانی‌های ما، نشاط شما

دوستی دارم که حسب عادت هر روز و شاید گاهی اوقات روزی چندمرتبه از هر آن که در اطرافش هست می‌پرسد: چه خبر؟ خبر تازه چه داری؟ جالب آن‌که بیشتر آنها که مخاطب این جمله پرسشی، اما دارای بار طنز هستند، پاسخ‌هایشان چندان خوشایند و دلگرم‌کننده نیست. بیشتر آنان سری به علامت تاسف یا تاثر تکان می‌دهند و می‌گویند: جعفرجان میشه این سوال رو هی تکرار نکنی؟ دیوانه کردی مارو با این سوالت. چه خبری؟ چه حالی؟ چه احوالی؟
کد خبر: ۴۵۷۹۷۲

بیشتر آنها بلافاصله بعد از این جمله‌های معترضه فضا را از دلنگرانی‌های روزمره خود پر می‌کنند و به قول معروف از زمین و زمان می‌نالند. بسیاری از ما عادتمان شده است که از هر چه داریم و نداریم بنالیم و برخی از ما حتی نام این عادت نه چندان مناسب یعنی نالیدن را در قالب ژست‌های روشنفکرانه جا می‌زنیم.

انگار عادتمان شده است که همه چیزمان را یا صفر یا صد ببینیم و گویی که بین این صفر تا صد هیچ چیز دیگری نیست. براستی آیا تمام آنچه در اطرافمان هست و می‌بینیم قابلیت نالیدن و غر زدن دارد؟

آیا نمی‌توان واقعا در جواب امثال این دوست که در پس پرسش خود قطعا به دنبال پاسخی دلگرم‌کننده و لبخندی دلنشین است پاسخی گرم داد و گفت که تا شقایق هست زندگی باید کرد؟ براستی آیا نمی‌توان. براستی آیا نمی‌توان کمی و تنها کمی حتی در سخت‌ترین لحظات زندگی هم خوشبین و امیدوار بود؟ شاید بسیاری از ما و شما که این جمله‌ها را می‌خوانیم به نظرمان این یادداشت زیادی خوشبینانه به نظر بیاید. شاید فکر کنید که از سر دلخوشی یا سرخوشی است. شاید پیش خودتان بگویید که مگر می‌شود؟

با این اوضاع و احوال و با این آمد و شد شتابان روز و شب و با این همه گرفتاری‌ها مگر می‌شود که نگران نبود. مگر می‌شود استرس و اضطراب نداشت؟ مگر می‌شود ننالید؟ مگر می‌شود حرص نخورد؟ براستی آیا نمی‌شود؟ آیا در سخت‌ترین لحظات زندگی برایتان اتفاق نیفتاده که با یک سلام دلگرم‌کننده از یک دوست تمام غصه‌هایتان به ناگاه فراموش شده است؟

آیا اتفاق نیفتاده که با شنیدن صدایی گرم ناگهان از دریچه‌های ناامیدی به گستره امید وارد می‌شویم. آیا تمام نگرانی‌های ما ریشه‌ای و آنقدر عمیقند که از خود ما برای رفع آنها کاری برنمی‌آید؟

اگر در مسیر حرکت رو به جلوی خود مدام آیه یاس نخوانیم و مثل گوینده‌های رادیو سرشار و با نشاط با صدای بلند به زندگی سلام کنیم، شاید آن وقت این جملات را زیادی خوشبینانه و سرخوشانه ندانیم و شاید آن وقت کمی با خودمان حساب و کتاب کردیم که چه بخشی از نگرانی‌های ما حاصل اشتباهات خود ما یا حاصل توقعات زیاد از حد ماست.

آیا نمی‌توانیم امروز صبحمان را مثل گوینده‌های رادیو آغاز کنیم و با صدای بلند بگوییم: زندگی سلام. زندگی تو را دوست دارم. من نگران نیستم. من تو را دوست دارم. تو هم مرا دوست بدار و کمکم کن.

صولت فروتن ‌/‌ جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها