در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در واقع، جامعه ایران از قدیمالایام دارای پیوندهای عمیق تاریخی، فرهنگی و مذهبی در بین اجزای خود بوده است و همه ایرانیان در زیر چتر عظیم هویت ایرانی ، زندگی مسالمت آمیز داشتهاند. انقلاب اسلامی ایران نیز به عنوان یک انقلاب ارزشی، جامعه را به سوی وحدتی همگانی جهت نیل به موفقیت سوق داده است. در واقع، یکی از علل مهم در پیروزی انقلاب ایران همبستگی و وحدت مردم ایران بوده است. به دلیل اهمیت این موضوع و رابطه محکم میان همبستگی ملی و انتخابات، در این نوشتار به مبانی و مؤلفههای همبستگی ملی در ایران میپردازیم.
مفهوم همبستگی ملی
واژه همبستگی ملی با واژههای وحدت، همدلی، وفاق ملی، یکپارچگی اجتماعی، انسجام اجتماعی و مانند آن، قرابت معنایی دارد و همگی ـ به اجمالـ بر پیوندهای عمیق اجتماعی، وابستگیهای ملی و دینی، علایق و احساسات مشترک و کنشها و واکنشهای مورد اتفاق دلالت دارند. در نگاهی کلی منظور از همبستگی پدیدهای است که بر پایه آن در سطح یک گروه یا یک جامعه، اعضا به یکدیگر وابسته و بهطور متقابل نیازمند یکدیگرند. همبستگی، عبارت است از توافق با افرادی که در یک نظام اجتماعی مشارکت میکنند و بویژه به خاطر هنجارها، ارزشها، عقاید و ساختارهای آن، با آن جامعه احساس نزدیکی کرده و به حمایت آن وابستهاند.
همبستگی ملی نیز عبارت است از آنکه شهروندان و اعضای جامعه، به طور عام، بر سر ارزشها و اعتقادات مشترک تفاهم و همکاری داشته باشند. همبستگی ملی به معنای احساس تعلق مشترک و جمعی افراد در اجتماعی است که در آن اشتراک سرنوشت و اشتراک فرهنگی (تعلقات دینی و ملی و نظایر آنها) میان افراد وجود داشته و هنگام نیاز، افراد نسبت به حفظ این تعلقات و اشتراکات به طور خودانگیخته، واکنش عمومی نشان میدهند.
بنابراین، همبستگی ملی و اجتماعی، ارتباط و پیوند میان افراد جامعه بر مبنای معنوی و مادی مشترکشان است که در یک میدان تعاملی، عواطف و احساسات را برمیانگیزاند و بویژه اینکه این معنا و سطح از همبستگی میان انسانها و عوامل تحرک آنها، رشته پیونددهنده یک نظام اجتماعی و نیروی کشش و جاذبهای است که شهروندان را به احساس مسوولیت در برابر یکدیگر و مشارکت در تصمیمگیریهای جمعی، مانند انتخابات، وامیدارد و از تفرقه، پراکندگی و واگرایی که نشانگر گُسست این پیوند اجتماعی است، باز میدارد.
مبانی نظری همبستگی ملی
از مفهوم همبستگی در نزد اندیشمندان تعاریف گوناگون شده است. همبستگی در فرهنگ علوم سیاسی عبارت است از: همکاری و اشتراک مساعی افراد جامعه (ملی یا بینالمللی) برای مرفهتر و مترقیتر ساختن زندگی و مقاومت در برابر ستم، تعدی و تجاوز. به نظر آلن پیرو در فرهنگ علوم اجتماعی، همبستگی عبارتست از: احساس مسوولیت متقابل بین چند نفر یا چند گروه که از آگاهی و اراده برخوردار باشند. همچنین، همبستگی میتواند شامل پیوندهای انسانی و برادری بین انسانها به طور کلی یا حتی وابستگی متقابل حیات و منافع آنان باشد. چلبی در تعریف همبستگی ملی میگوید: همبستگی ملی عبارت است از احساس تعلق خاطر مشترک و احساس تعهد مشترک افراد به اجتماع ملی یا آن «ما»ی بزرگی که به افراد هویت جمعی میدهد.نشانهها یا شاخصهای همبستگی ملی را در 3 مورد میتوان از هم باز شناخت. اولین شاخص حذف خشونت در تعاملات میان اعضای ملت است. شاخص دوم سازش بر سر اختلافات میباشد و در نهایت آخرین شاخص را میتوان گسترش همکاریها نامید. این شاخصها به تقویت «اراده مشترک با هم زیستن» میانجامد که این اراده، شرط عمده تکوین هویت ملی است و میتواند بر تفاوتهای فرهنگی، قومی و زبانی غلبه کند و موجبات استحکام یک نظام سیاسی و اجتماعی را فراهمکند.
مؤلفههای همبستگی ملی در ایران
با وجود تنوع فرهنگی، ابعاد مشترک هویت اسلامی ـ ایرانی، موجبات تفاهم، همبستگی و همدلی را فراهم آورده است و رشتههای مودت و وفاق ملی را استحکام بخشیده و همبستگی ملی را تضمین کرده است. مردم ایران به صورت کاملا طبیعی و در یک فرآیند تاریخی طولانی انسجام و وحدت داشتهاند و اتحاد خود را طی فراز و نشیبهای تاریخی حفظ کرده و ارتقا دادهاند. علاوه بر ارزشهای مشترک فرهنگی، پیوندها و تعاملات اجتماعی و ارتباطات و داد و ستدها در سطح ملی موجب پیوندهای قوی اجتماعی شده است، بنابراین مؤلفههای ارزشی مشترک و تعاملات و پیوندهای اجتماعی موجب شده است اتحاد ملی ایرانیان در شرایط کاملا طبیعی حفظ شود. باید اضافه کرد که خرده فرهنگهای ایرانی نیز در طول تاریخ همواره مقوم و مؤثر در حفظ فرهنگ ایرانی بودهاند و علاوه بر تلون و جذابیت بخشیدن به فرهنگ ایرانی هیچ گاه در صدد تضعیف آن برنیامدهاند. بر این اساس، مؤلفههای همبستگی ملی در ایران به طور عمده عبارتند از: دین، زبان فارسی، سرزمین مشترک، تاریخ مشترک، آینده مشترک، پرچم مشترک، فرهنگ و آیین مشترک.
دین، مهمترین منبع برای هویت و معنابخشی است چرا که به پرسشهای بنیادین پاسخ میدهد، زندگی را جهتدار میکند و روابط اجتماعی را تحکیم میبخشد. بسیاری از جامعهشناسان نیز به این نتیجه رسیدهاند که یکی از کارکردهای دین، ایجاد همبستگی ملی و اجتماعی است: «دین دو کارکرد دارد: یکی تنظیم رفتار فردی برای خیر و سعادت همگان، و دیگری، برانگیختن احساس اشتراک و وحدت اجتماعی». دین به انسانها اجازه میدهد که افراد بر تمایلات خودخواهانه فائق آیند و به خاطر عشق به هموطنانشان فراتر از خودخواهی عمل کنند. این همان شیرازه نیرومندی است که افراد جامعه را با یک کیش و نظام عقیدتی مشترک به همدیگر پیوند میدهد. از آنرو که اسلام کاملترین ادیان برای هدایت بشر است، روشن است که بهترین معیارها و محورها را برای وفاق اجتماعی و همبستگی ملی و در نتیجه، مشارکت عمومی توصیه و پیشنهاد میدهد. در میان منابع اجتماعی اسلام، شاید کمتر منبعی را بتوان یافت که به همبستگی و انسجام اجتماعی نپرداخته باشد. در جامعه ایران نیز که قرنهاست هویت خود را با عناصر دینی بازیافته است و وقوع انقلاب اسلامی در ایران، این نقش را به اوج رساند، همواره دین اسلام نقش مهمی در ایجاد و تحکیم همبستگی ملی ایفا کرده است.
سرزمین ایران که پایگاه اصلی زیست مردم ایرانی است، از برجستهترین عناصر سازنده هویت ملی ایرانی است. گر چه ایران به عنوان یک واحد جغرافیایی در طول تاریخ خود به لحاظ گستره جغرافیاییاش تغییر و تحولات عمدهای کرده است و در دورههای اخیر نیز بخشهایی از آن از سوی بازیگران نظام جهانی به زور از پیکره اصلی جدا شده است، اما کانون محوری آن همچنان محفوظ مانده و بیشترین تلاش ایرانیان در جهت نگهداری و تداوم یکپارچگی آن صرف شده است. ایرانیان در درجه نخست خود را با اشاره به پدیدهای به نام سرزمین ایران یا ایران زمین میشناسند و به دیگران معرفی میکنند. احساس تعلق به سرزمین ایران در میان همه ایرانیان حتی آنها که به دلایلی جلای وطن کردهاند یکی از عوامل هویتبخشی و وحدتآفرینی اجتماعی ایران در طول تاریخ بوده است.
فرهنگ و تمدن ایرانی نیز یکی از کهنترین و ریشهدارترین فرهنگها و تمدنها در جهان است. این سرزمین پهناور با تاریخ و گذشتهای کهن، وارث فرهنگ و تمدنی فراگیر است که طی هزاران سال ظهور و پشت سر گذاشتن فراز و نشیبی تحول یافته و دارای دستاوردهای عظیم مادی و معنوی است. همچنین در جامعه ایران، 2 مؤلفه ایرانیت و اسلامیت، چنان در یکدیگر در آمیختهاند که مهمترین تحولات اجتماعی و سیاسی در ایران تحت تأثیر برآیند آنها بوده است.با وجود این ، دشمنان با تبلیغات یا جنگ روانی خود و با تلاشهای موذیانه گوناگون خود، بویژه در عرصههای مهمی مانند انتخابات، سعی میکنند بین صفوف متحد ملت اختلاف بیندازند و به بهانه قومیت، مذهب و گرایشهای صنفی وحدت کلمه را از بین ببرند. قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای مصمم به دخالت و بهرهبرداری از شکافهای اجتماعی موجود در جامعه ایران هستند. صرفنظر از ماهیت نظام جمهوری اسلامی و تمایزات ایدئولوژیک آن با نظام سلطه، وجود یک کشور قدرتمند با مختصات جغرافیایی و ژئوپلتیکی موجود، که به صورت کاملا طبیعی مانع رشد سایر قدرتهای منطقهای است، واحدهای سیاسی رقیب (اعم از همسایه و غیرهمسایه) را به تلاش برای تفرقه و تجزیه (یا حداقل ایجاد و گسترش ناآرامی، اغتشاش و بینظمی عمومی) در ایران وا میدارد، زیرا موقعیت خاص ایران از بعد ژئوپلتیکی و ایدئولوژیکی، همواره نگرانیهایی را برای قدرتهای منطقهای و فراملی موجب شده و خواهد شد. به این دلیل آنها مصمم به حضور و دخالت در مسائل داخلی ایران، مانند انتخابات، از طریق تشویق بینظمیها یا حتی تقویت روندهای تجزیهگرایانه هستند. در این میان، در کنار مردم، سیاستگذاران، مدیران و نخبگان سیاسی ـ اجتماعی نیز نقش مهمی در تقویت همبستگی ملی و جلوگیری از توطئههای دشمنان دارند. تهدیدات غرب همواره عاملی برای همبستگی ملی مردم میباشد و اتحاد اجتماعی پنهان یا بالقوهای در میان مردم وجود دارد که با متغیر افزایش ضریب رخداد بحران، توانایی تبدیل شدن به اتحاد اجتماعی فراگیر و وحدت ملی برای مقابله با چالشهای آن را دارا میباشد. حضور فعال و تأثیرگذار مردم، در انتخابات مختلف، از زمان پیروزی انقلاب اسلامی، نشانگر این وحدت و انسجام دینی، اجتماعی و ملی بوده است که انتظار میرود در انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی نیز با قدرت تمام به نمایش گذاشته شود.
تقویت و تحکیم انسجام و همبستگی ملی؛ راهکارها و راهبردها
داشتن وحدت، لازمه برنامهریزی هدفمند جهت نیل به اهداف بلندمدت است. این موضوع بویژه در مورد ایران اسلامی صادق است که منافع نظام سلطه را به خطر انداخته و در منطقه ای بسیار حساس در دنیا واقع شده است که منافع قدرتهای بزرگ همواره باعث مداخله آنها در امور داخلی کشور بهرغم ناکامی همیشگی آنها، شده است. در چنین شرایطی است که داشتن همبستگی ملی برای کشور بویژه در شرایط برگزاری انتخابات، سرمایه اجتماعی و استراتژی محسوب میشود و نخبگان کشور میتوانند با اتکای به این امر، دستیابی به اهداف کلان خود را تسهیل کنند. از این منظر همبستگی ملی را میتوان یک پدیده چند بعدی دانست که از تحولات سطوح مختلف تأثیر میپذیرد و لذا سیاستگذاری در نیل به آن نیز مستلزم توجه به متغیرهای موجود در سطح مزبور و نیز تعامل آنها با یکدیگر است. با این وجود، سؤال اصلی نوشتار حاضر این است که راهکارهای مهم و اصولی برای تحکیم و تقویت همبستگی ملی، در هنگامه برگزاری انتخابات، چیست و چگونه میتوان به این مهم دست یافت؟ در این رابطه میتوان به موارد مهم زیر اشاره کرد:
1. تمرکز روی ارزشهای بنیادین چون اسلام، ایران، انقلاب اسلامی و میراث فرهنگی برای تجمیع و انسجام گروههای مختلف اجتماعی
2. تأکید بر اصول وحدت آفرین منطق قرآنی بین اقوام و گروههای مختلف
3. تأکید بر نقش رسانه ملی در وحدت حداکثری جامعه از طریق تولید و توسعه گفتمان وحدت آفرین
4. مشارکت اجتماعی مؤثر در سرنوشت کشور
5. تأکید بر همزیستی دائمی خردهفرهنگهای مختلف در ایران
6. آگاهی در خصوص مسائل فراملی بویژه دخالت بیگانگان
7. تقویت روحیه احترام، عزت و تکریم شهروندان از سوی یکدیگر
8. تقویت روابط میان گروههای مختلف اجتماعی با یکدیگر
9. تقویت علایق و منافع مشترک و زدایش تصورات قالبی
10. افزایش میزان تحمل، سعهصدر و فرهنگ تساهل و مدارا
11. پرهیز از تفرقه، افراطگرایی و فرقهگرایی
12. استفاده از قدرت بسیج عمومی نخبگان در جهت اصل همبستگی ملی و انتخاب نخبگان کارآمد.
شقایق حیدری
دانشجوی دکترای علوم سیاسی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: