در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
متهم 42 ساله در ادامه اعترافات خود درخصوص انگیزه ارتکاب قتل نیز به کارآگاهان گفت: چند سال پیش قصد ازدواج با یکی از دختران فامیل را داشتم که پدرم به خاطر اعتیاد من به موادمخدر (هروئین) با این موضوع مخالفت کرد و به همین علت موفق به ازدواج با دختر مورد علاقهام نشدم. از آن زمان کینه شدیدی از پدرم در دل داشتم تا اینکه روز حادثه از پدرم درخواست پول کردم، اما او هیچ پولی به من نداد و من نیز با چوب ضرباتی به سرش زدم و سپس از خانه فرار کردم و تا لحظه دستگیری نیز از کشته شدن پدرم اطلاع نداشتم.
او همچنین اعتراف کرد که بیش از 20 سال است که به مصرف ماده مخدر هروئین اعتیاد دارد و پیش از این نیز مدت 15 سال را به اتهام ارتکاب جرایم مختلف مانند آدمربایی، سرقت و موادمخدر در ندامتگاه قصر و میاندوآب سپری کرده است.
دکتر علیرضا کیهاننژاد، روانشناس
شخصی که به سوءمصرف موادمخدر اعتیاد دارد، شخصی مستاصل است؛ شخصی است که به خاطر شرایطی که دارد، بسیار ناراحت است و حتی از دست خودش عصبانی است و نمیتواند خود را ببخشد. چنین فردی این احساس را فرافکنی میکند. او جامعه و اطرافیانش را مسوول اتفاقی که برای او افتاده میداند. همچنین فردی که به مصرف موادمخدر اعتیاد دارد، زمانی که موادمخدر به او نمیرسد، هیچ نوع منطقی سرش نمیشود و پذیرای نصیحتی هم نیست. این شخص چون حال روانی بسیار بدی دارد، به افراد دیگر برونفکنی میکند، نزدیکترین افراد هم از این امر مصون نیستند. یک فرد به اصطلاح معتاد حالت روانی خود را به طرف مقابل منعکس میکند.
همانطور که اشاره کردیم، این فرد دچار استیصال است. او پول ندارد، کار ندارد، معتاد است، زن و بچه ندارد و در حالی به میانسالی نزدیک میشود که زندگی خود را تهی میبیند. او دیگر هیچ دلخوشیای ندارد. چنین مجموعهای در نهایت منجر به ایجاد حس بیانگیزگی میشود که در نتیجه آن این افراد قادر به کنترل خود نیستند؛ این فرد نیز بعد از ارتکاب جرم پا به فرار گذاشته است.
مصرف موادمخدر بعد از مدتی احساسات انسانی مانند ترحم و شفقت را از بین میبرد و روی اعصاب مصرفکننده تاثیر میگذارد و از فرد مصرفکننده شخصی بیرحم میسازد.
این فرد مدت 20 سال اعتیاد داشته؛ مشخص است که چنین فردی از دست خودش خسته شده و بسیار عصبانی است. در چنین شرایطی تحمل شنیدن اعتراض را ندارد؛ از خودش بیزار است که چرا نتوانسته ترک کند. دقیقا نمیدانیم زمان ارتکاب جرم او چه حالی داشته، اما در شرایطی که فرد معتاد خمار است، چیزی نمیفهمد و جز مواد هیچ چیزی نمیتواند او را آرام کند. زمانی که فرد معتاد خمار است، ممکن است حتی عزیزترین فرد زندگی خود را از میان بردارد.
صفر خاکی، کارشناس قضایی
مجرمان را از نظر معیارهای مختلف مانند سوءنیت، نتیجه کار، زمان و مکان وقوع جرم تقسیمبندی میکنند. یکی از این تقسیمبندیها به اعتبار نحوه رفتار مرتکب صورت میگیرد. در قانون ما درباره جرایم خاصی مانند مالخری اگر بار اول اتفاق افتاده باشد با مجرم برخورد نمیشود، ولی اگر مجرم 2 بار یا بیشتر مرتکب جرم شود، محکوم خواهد شد. در اصطلاح قانونی به این مجرمان، «مجرمان به عادت» گفته میشود.
مفهوم مجرمان به عادت در اصطلاح عامیانه با اصطلاح حقوقی آن تفاوت دارد. مفهوم مجرمان به عادت گاهی به کسانی اطلاق میشود که با یک شگرد خاص مرتکب جرایم تکراری میشوند. در قانون به آنها مجرمان تکراری یا تکرارکننده جرم میگویند. پلیس این شگردها را در پروندههای این مجرمان ثبت میکند تا زمانی که جرم مشابهی اتفاق میافتد، سراغ این افراد برود و ببیند آیا این افراد مرتکب این جرایم شدهاند یا مجرم تازهای در کار است.
عدهای از مجرمان بعد از اینکه جرمی را مرتکب میشوند، محاکمه میشوند و دوره محکومیت خود را میگذرانند و بعد مجددا به جامعه بازمیگردند، اما به دلایل مختلف دوباره به سمت جرم میروند و این پروسه بارها و بارها تکرار میشود. این افراد در اصطلاح مجرمان حرفهای یا سابقهدار یا تکرارکنندگان جرم هستند. آنها معمولا یک شگرد خاص دارند. مثلا باز کردن قفل گاوصندوق. آنها چون این شگرد را یاد گرفتهاند و معمولا کار دیگری بلد نیستند، همین کار را ادامه میدهند. ممکن است یک مجرم مثلا یک سارق چند شگرد داشته باشد. همه این شگردها در پرونده او ثبت میشود تا پیگرد او راحتتر شود.
اما مجرمان به عادت یا تکراری، چرا بعد از تحمل زندان و تنبیه شدن دوباره سراغ کار خود میروند و به اصطلاح عبرت نمیگیرند؟
باید در نظر داشت عواملی که در ابتدا باعث شده فردی مرتکب جرم شود، بعد از آزادی او از زندان معمولا از بین نرفته و هنوز وجود دارد. فقر و بیکاری از بین نرفته و مشکلات جدیدی هم اضافه شده. خانواده ممکن است او را طرد کند و به خاطر سابقهدار بودن نتواند کاری پیدا کند. مشکلات اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی با تنبیه و مجازات او از بین نمیرود و همه این عوامل بستر را برای وقوع دوباره جرم آماده میکنند.قانونگذار برای جلوگیری از تکرار شدن یک جرم توسط یک مجرم، تشدید مجازات در صورت تکرار جرم را در نظر گرفته است.
در قانون جدید، قاضی علاوه بر صدور حکم دستورات دیگری هم میدهد. مثلا مجرم را تحت نظر قرار میدهد، به او در مراکز خاصی حرفهای را آموزش میدهد و همچنین او را تحت کنترل قرار میدهد تا به سمت جرم نرود.
این قانون گام مثبتی در راه کمک به فرد مجرم برای ادامه زندگی سالم است. با این همه مجازات به تنهایی کافی نیست و نهادهای قضایی به تنهایی نمیتوانند جلوی تکرار جرم را بگیرند. نهادهای دیگر باید ریشههای اصلی وقوع جرم را پیدا کنند و برای از بین بردن آن اقدامات لازم را انجام دهند.
سارا کرمانی، وکیل دادگستری
در قانون مجازات اسلامی، مجازات شخصی که مرتکب قتل عمد میشود، قصاص است، مگر در شرایط بسیار خاص. مثل اینکه قاتل پدر یا جد پدری باشد که مجازات به حبس تقلیل مییابد، اما در این مورد درواقع فرزند دست به قتل پدر زده که در صورت شکایت اولیای دم و درخواست برای قصاص فرد، به قصاص متهم میشود. او صراحتا به قتل پدرش اعتراف کرده و تنها گفته که نمیدانسته پدرش واقعا مرده است، اما به انجام عمل کشنده اعتراف کرده و گفته که پدرش را با چوب زده است، اما این پرونده را از دیدگاهی دیگر نیز میتوان بررسی کرد؛ این فرد 41 ساله، 20 سال هروئین مصرف میکرده است. او از پدرش درخواست پول کرده، اما پدر امتناع کرده و او نیز که احتمالا در حالت خماری به سر میبرده، دست به چنین کاری زده است. ماده 53 قانون مجازات اسلامی تصریح میکند، اگر کسی در اثر شرب خمر مسلوبالاراده شود و ثابت شود که به خاطر ارتکاب جرم شرب خمر کرده، مجرم علاوه بر مجازات جرمی که مرتکب شده به خاطر شرب خمر هم مجازات میشود. مفهوم مخالف این ماده این است، زمانی که مستی وجود دارد، عنصر معنوی وقوع جرم مخدوش است.
با این حال در ماده 224 قانون مجازات اسلامی تصریح شده، قتل در حالت مستی موجب قصاص است، مگر اینکه ثابت شود متهم در اثر مستی به کلی مسلوبالاختیار بوده و قصد او هم از مست شدن این نبوده که شجاعت انجام قتل را پیدا کند. در چنین شرایطی (در صورت مسلوبالاراده بودن) اگر قاضی تشخیص دهد اقدام متهم باعث ایجاد خوف یا تجری شود، متهم به حبس از 3 تا 10 سال محکوم میشود.
در مورد موادمخدر، در رویه قضایی کشورمان استفاده از موادمخدر از مواردی نیست که باعث مسلوبالاراده شدن باشد، اما امروزه بعضی از حقوقدانان عقیده دارند، اگر پزشکی قانونی تصدیق کند که تاثیر مصرف مواد یا نرسیدن مواد به فرد معتاد، به گونهای است که ممکن است اراده او را به طور کامل از بین ببرد، هم با توجه به ماده 224 و هم نظر به اصول کلی حاکم بر حقوق جزا، جرم محقق نشده، به این معنی که عنصر معنوی جرم (عمد) مفقود است و مجازاتش نیز قصاص نخواهد بود، اما احتمالا مجازات این متهم در صورت درخواست قصاص اولیای دم، قصاص خواهد بود.
سارا لقایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: