وینگو بگوویچ ، سر مربی کروات فولاد خوزستان

تفکرات غیرحرفه ای به تیم ملی ضربه زد
کد خبر: ۴۵۶۲
اول از همه از دوران جوانیتان صحبت کنید؛ آن روزها که همچون جوانان امروز تیم فولاد، به دنبال توپ گرد بودید.اولین قراردادم را در سال 1965 و در حالی که فقط17 سال داشتم ، با یکی از بزرگترین تیمهای یوگسلاوی سابق یعنی "هایدوک اشپیلت " امضاء کردم و طی هشت فصلی که در این باشگاه بودم ،150 مرتبه با پیراهن این تیم به میدان رفتم و از سال 1973 تا روزی که فوتبال را رسما کنار گذاشتم ، یعنی سال 79 در لیگ اتریش به عنوان بازیکن حرفه ای بازی کردم.با این حساب 14 سال در میدان های فوتبال بوده و فقط پیراهن دو باشگاه را بر تن کرده اید؛ درست است؛بله ، من بازیکنی بودم که خیلی کم حاضر می شدم باشگاهم را عوض کنم و اصولا به باشگاهی که در آن عضویت داشتم ، وفادار بودم . در دوران مربیگری ام نیز تا حدودی وضع به همین منوال بوده و کمترین زمانی که هدایت یک تیم را به عهده داشته ام ، حداقل دوسال بوده است.چند سال سابقه مربیگری دارید و تاکنون روی نیمکت کدام تیمها نشسته اید؛شروع مربیگری من از سال 1979 و در اتریش بود که من در آن سال هم مربی بودم و هم بازیکن . اما در سال 1980 زمانی که از دانشکده تربیت بدنی فارغ التحصیل شدم ، به شکل تخصصی به مربیگری روی آوردم و پس از مدتی به عنوان بنیانگذار و رئیس مدارس فوتبال در کرواسی انتخاب شدم . "هایدوک اشپیلت " اولین تیمی بود که من به عنوان مربی هدایت آن را به عهده گرفتم و زمانی که کرواسی و یوگسلاوی به طور کامل از هم جدا شدند، در لیگ دسته اول کرواسی با چند تیم مختلف کار کردم و دو سال نیز رهبری تیم المپیک کرواسی را به عهده داشتم . در آن روزها به عنوان رئیس انجمن مربیان کرواسی نیز برگزیده شدم . طی دو سال گذشته هم کار مربیگری را با تیم فوتبال فولاد خوزستان دنبال کرده ام.به مربیگری در چند تیم مختلف لیگ دسته اول کرواسی اشاره کردید؛ کدام تیمها بوده اند؛تیمهای "زاگرب "، "شیبینک "، "اوسیه "، "بلادوس " و "یادرانپورچ " که البته بعضی از این تیمها هنوز هم در دسته اول لیگ کرواسی حضور دارند و برخی نیز بعد از رفتن من به دسته پایین تر سقوط کردند و یا حتی منحل شدند.فکر می کنید بزرگترین افتخار دوره مربیگری تان در این سالها چه بوده است؛با توجه به این که تیمهایی که من در آنها حضور داشتم ، تیمهای میان جدولی بودند و یا قبل از حضورم در خطر سقوط به دسته دوم قرار داشتند، می توانم بگویم که بیشتر این تیمها بعد از آمدن من ، مقامی کمتر از پنجمی به دست نمی آوردند. البته نباید فراموش کرد که در کشور ما دو تیم بزرگ به نامهای "هایدوک اشپیلت " و "دیناموزاگرب " حضور دارند که همیشه رتبه های اول و دوم جدول را به خود اختصاص می دهند. با وجود این بدون اغراق می گویم که در هر باشگاهی که کار کردم ، سعی داشتم سازنده باشم و بازیکنانی بزرگ پرورش دهم . آلن بوکسیچ ، ایگورتئودور، داریوشیمع و ژیوکوویچ از جمله بازیکنانی هستند که در دوران نوجوانی تحت مربیگری من بودند.فولاد امسال نتایج خوبی کسب کرده است ؛ کمی از این تیم و شرایط کنونی آن بگویید.فکر می کنم شرایط کنونی تیم فولاد در مقایسه با دو سال گذشته فرق کرده است.در این مدت بخش زیادی از آن مسیری را که در نظر داشتیم ، سپری کرده ایم و حالا در شرایط بسیار امیدوارکننده ای قرار داریم . ما دو سال پیش روی تعدادی از بازیکنان نوجوان فولاد برنامه ریزی کردیم و حالا که آنها به سنین هفده هجده سالگی رسیده اند، در تیم فولاد روح تازه ای دمیده اند. تیم من یک تیم خوب است ، اما عالی نیست و هنوز زمان لازم است تا مراحل آموزشی این بازیکنان تکمیل شود. به نظر من اگر این بازیکنان بتوانند بقیه مسیر را نیز مانند گذشته بخوبی طی کنند، آینده روشنی در انتظار این تیم خواهد بود؛ آینده ای روشنتر و امیدوارکننده تر از بقیه تیمهای لیگ.در حال حاضر شرایط کاری شما در فولاد نسبت به دو سال پیش چقدر فرق کرده است؛تمرین دادن ؛ کار بلند مدت است و مربی هم باید در این زمینه برنامه داشته باشد. زمانی که برای مربیگری به فولاد آمدم ، دو برنامه متفاوت تدوین کردم : یک برنامه کوتاه مدت یکساله و یک برنامه نسبتا میان مدت دو ساله و سپس بر طبق این برنامه ها حرکت کردم . در مرحله اول شیوه انتخاب بازیکن و بعد از آن نحوه کار با بازیکنان در سه مبحث تاکتیک ، تکنیک و مسائل روحی و روانی مورد نظر من بود که هنوز هم ادامه دارد. چیزی که جالب به نظر می رسد، این است که از27 بازیکنی که فولاد در سال 77 در اختیار داشت ، در حال حاضر حتی یک بازیکن هم در جمع نفرات این سیستم حضور ندارد و مابا سرعت به سوی رسیدن به یک تیم ایده آل حرکت می کنیم.این توانایی را در فولاد می بینید که بتوانید همراه با این تیم ، قهرمان لیگ حرفه ای شوید؛قهرمانی در لیگ در شرایط کنونی برای ما کار بسیار مشکلی است . البته یک دلیل خیلی ساده دارد: در ایران تیمهای تهرانی بر سایر تیمها برتری دارند. با یک بررسی ساده متوجه می شوید که تیمهای تهرانی مثل پیروزی و استقلال از جمع 26 بازی لیگ ،18 بار در خانه خود بازی می کنند و فقط8 بار در زمین حریفان به میدان می روند؛ این در حالی است که تیم ما باید نیمی از بازیهایش را در خانه و بعضی دیگر را در خارج از خانه انجام دهد. حال اضافه کنید شرایط و امکانات گسترده تری را که در اختیار این تیمها قرار دارد تا بپذیرد که نه تنها تیم ما بلکه سایر تیمهای غیر تهرانی برای قهرمانی مسیر دشواری پیش روی خود دارند.متاسفانه فوتبال ایران چنین ارجحیتی را برای این تیمها به وجود آورده است ؛ از این رو باید بسازیم و سعی کنیم از آنها بهتر باشیم.در چند بازی اخیر، بازیکنان ملی پوش فولاد بخصوص میرزاپور کمی بی انگیزه نشان داده اند؛ اینبی انگیزه بودن چه دلیلی می تواند داشته باشد؛من فکر نمی کنم دلیل این بی انگیزگی باشگاه باشد؛ بلکه نرفتن تیم ملی ایران به جام جهانی ، یک اثر روحی نامطلوب بر بازیکنان گذاشت . برخی از بازیکنان با این مساله بهتر کنار آمدند، ولی برای بعضی این مساله سنگین بود. صعود نکردن تیم ملی شما به جام جهانی ، به طور قطع آثار منفی خود را خواهد گذاشت و با توجه به این که این نفرات مدتی در اردوی تیم ملی بودند، احتیاج به زمان دارند. در مورد میرزاپور هم باید بگوییم که او در سه بازی اول مقابل پیروزی ، ملوان و پیکان خوب بازی کرد، اما در این مدت پیشنهادهایی از چند باشگاه خارجی برای جذب او مطرح شد که این نمیتواند روی عملکرد او در درون دروازه فولاد،بی اثر بوده باشد.این پیشنهادها تا چه حد صحت دارد و آیا می توان آنها را جدی گرفت؛باشگاه فولاد با یک آژانس انتقال بازیکن در خارج از کشور قرارداد دارد و در مورد انتقال یحیی گل محمدی و ابراهیم میرزاپور صحبتهای کاملا جدی ای شده است . در این بین اگر باشگاه از لحاظ مالی و شرایط قرارداد با طرف مقابل به توافق برسد، این دو انتقال بزودی عملی خواهد شد.در این مدت که در ایران بودید، فوتبال ما را چطور دیدید؛نکته ای که در وهله اول هر کس با آن روبه رو می شود، این است که فوتبال ایران پر از استعداد است ؛ ولی متاسفانه به نظر می رسد که این استعدادها عادات کاری و حرفه ای پیدا نمی کنند. مساله دوم که عاملکندکننده ای برای فوتبال ایران محسوب می شود، نبودن زیرسازهای مناسب برای پیشرفت است.بدون شک صحبت کردن در مورد پیشرفت و ترقی برای فوتبال ، بدون وجود زیرسازها و امکانات اصلی و لازم ، کاری بیهوده است . به نظر من اگر ایران نخواهد از هم اکنون ریشه ای کار کند بدون توجه به این که استعدادهای ایرانی چقدر انرژی دارند براحتی از قله فوتبال آسیا پایین کشیده می شود. در حال حاضر بسیاری از کشورهای آسیایی نسبت به ایران سرمایه گذاری بیشتری برای فوتبالشان انجام می دهند و زمانی که این کشورها به بازدهی برسند، آن گاه در رده هایی بالاتر از ایران قرار خواهند گرفت.قبل از این که به ایران بیایید، چه شناختی از فوتبال ما داشتید؛اولین بار که من با تیم ملی ایران آشنا شدم و بازی آنها را دیدم ، قبل از جام جهانی 98 و در شهر "رکو"ی کرواسی بود. در آن زمان ایویچ که از دوستان نزدیک من به شمار می رود، سرمربی تیم ملی ایران بود، ضمن این که قبل از آن دیگر دوست من استانکو هم از فوتبال ایران تعریف کرده بود. از این رو در بازی دوستانه ایران و کرواسی به ورزشگاه آمدم تا ببینم این فوتبالی که از آن صحبت می کنند، چه در چنته دارد.و چطور شد که سر از خوزستان و تیم فولاد در آوردید؛زمانی که استانکو پاکلپوویچ از ایران برگشت ، از من سوال کرد که آیا دوست داری به ایران بروی؛او به من گفت آنجا یک باشگاه خارج از تهران ، نیاز به مربی دارد. ابتدا کمی شک داشتم ؛ چون ایران از لحاظ جغرافیایی فاصله زیادی با کرواسی داشت ، ولی در ادامه خیلی علاقه مند شدم بدانم در جایی که دور از کشور من است و فرهنگی متفاوت با ما دارد و فوتبال را به نوعی دیگر بازی می کند، تا چه حد می توانم مفید و مثمر ثمر باشم.حالا که بیش از دوسال از حضور شما در فولاد می گذرد، کارنامه تان را در این مدت چطور ارزیابی می کنید؛فکر می کنم تا الان در زمینه بازیکن سازی و بازیکن پروری موفق بوده ام و بدون توجه به این که سال آینده هم در این تیم باشم یا نه ، حداقل تا چند سال آینده فولادی ها می تواند از این تیمی که در اختیار دارند، بهره مند شوند.بازیهای تیم ملی ایران در مقدماتی جام جهانی را دنبال می کردید؛بله ، من تمام آن بازیها را در نظر داشتم.به نظر شما تیم ملی ما شایستگی حضور در جام جهانی را نداشت؛با توجه به کیفیت های موجود در تیم ایران ، شما حتما باید راهی جام جهانی می شدید. تیم عربستان در مقایسه با ایران ، تیم پر قدرت تری نبود و این بخوبی در دو بازی رفت و برگشت ایران با عربستان به چشم می آمد. ولی متاسفانه طرز تفکرغیرحرفه ای که در فوتبال شما حاکم است ، سبب شد تا کفه ترازو در پایان بازیها برای عربستان سنگین تر شود. البته در این بین نباید از بدشانسی هایی که گریبانگیر تیم ملی ایران بود، غافل شد که از آن جمله است گلی که یحیی گل محمدی وارد دروازه بحرین کرد و داور آن را مردود دانست.سوای آن تفکر غیرحرفه ای و این بدشانسی ها، عوامل دیگری نیز مانع صعود ما به جام جهانی شد؛اینها مواردی است که من به عنوان یک تماشاگر که دورتر از نیمکت مربیگری تیم ملی است ، به آن اشاره کردم . بقیه موارد را باید از بلاژه ویچ که به این تیم نزدیک تر بود، پرسید.چقدر با میروسلاو بلاژه ویچ آشنایید و تا چه میزان کار او را قبول دارید؛من و بلاژه ویچ از دو شهر مختلف کرواسی هستیم و تا قبل از آمدن او به ایران ، از نزدیک با هم آشنا نبودیم ، ولی بعد از حضورش در ایران ، دوستی ما شکل گرفت.او مربی بزرگی است و مانند هر مربی دیگری نکات مثبت و منفی کاری دارد. در مورد عملکرد او قضاوتی نمی کنم ؛ چون این را پذیرفته ام که هیچ گاه کار همکارانم را تجزیه و تحلیل نکنم . اما یک نکته را نباید فراموش کرد که حرفه مربیگری ، حرفه پیچیده و سختی است و هر کس نمی تواند براحتی راجع به آن صحبت کند. به هر حال باید در نظر داشت هر مربی ای می خواهد کارش را به نحو احسن انجام دهد، اما مربیگری هم ماکت کوچکی از زندگی است ؛ این امکان وجود دارد که مربی در پاره ای موارد با شکست مواجه شود.شما به فوتبال اروپا نگاه کنید، اوتمار هیتسفیلد با وجود ستاره های درخشانی که در اختیار دارد، هشت بازی متوالی است که با تیم بایرمونیخ به پیروزی نرسیده است و یالوئیز ونگال تیمی را که در جام جهانی گذشته چهارم شده بود، در اختیار می گیرد و نمی تواند این تیم را راهی جام جهانی کند. حالا این تصور در ذهن من ایجاد می شود که اگر تیم ملی ایران بازیکنانی مثل تیم ملی هلند داشت و در آن شرایط به جام جهانی نمی رفت ، شاید تا کنونمیروسلاو بلاژه ویچ را به چهار میخ کشیده بودید.اگر شما بخواهید بلاژه ویچ و ایویچ را از لحاظ سطح کاری با هم مقایسه کنید، کدامیک را در سطح بالاتری می بینید؛مقایسه دقیق این دو بسیار دشوار است ؛ چرا که هر کدام از آنها کیفیت های مثبت خودشان را دارند و هر یک سیستم تمرینی متمایزی با دیگری دارد. اگر شما پرونده کاری ایویچ را مرور کنید، نتایج درخشانی در آن مشاهده می کنید و بلاژه ویچ هم با توجه به سوم شدن تیمش درجام جهانی ، همچون ایویچ پرونده ممتازی دارد.در این مدت پیشنهادی مبنی بر قبول مربیگری تیم ملی ایران در کنار بلاژه ویچ داشتید؛زمانی که بلاژه ویچ به ایران آمد، ابراز تمایل کرد که من و آقای برانکویچ هر دو به عنوان دستیار در کنار او فعالیت کنیم ، اما تا آن جا که من در جریان بودم ، آقای صفایی فراهانی با این مساله موافقت نکرد.اگر صفایی فراهانی با این قضیه موافقت می کرد، شما قبول می کردید در تیم ملی فعالیت کنید؛قبول می کردم ، اما به شرطی که آنها می پذیرفتند من همچنان در فولاد فعالیت داشته باشم ، چون واقعا برایم تاسف برانگیز بود که بخواهم جوانانی را که در تیم فولاد در حال پیشرفت هستند، رها کنم و کارم را در این تیم نیمه کاره بگذارم.آیا مطبوعات ورزشی را دنبال می کنید؛ نظرتان راجع به آنها چیست؛بارها گفته ام که تمامی خبرنگاران ورزشی و مطبوعات ورزشی برای من قابل احترامند؛ چون به نظرم آنها جزیی از پیکره فوتبال هستند و حضورشان از ملزومات پیشرفت فوتبال است ؛ ولی نباید به هیچ چیز، حتی مطبوعات بیش از اندازه ارزش داد.به عقیده من فقط نتیجه مناسب است که می تواند باعث موفقیت من یا تیمم شود. پس وقتی یک تیم یا یک مربی نتیجه مطلوبی کسب نمی کند، حتی اگر هم افتخار مطبوعاتی داشته باشد، یعنی مورد توجه مطبوعات باشد، باز هم هیچ ارزشی ندارد.می گویند یکی از دلایل اصلی ناکامی بلاژه ویچ در ایران ، مطبوعات ورزشی ما بود؛ تا چه حد این حرف را میپذیرید؛مطبوعات می توانند به عنوان یک عامل منفی در ناکامی یک تیم نقش داشته باشند؛ چون بازیکنان هر روز آنها را می خوانند و اگر قرار باشد راجع به یک بازیکن یا یک مربی هر روز بد نوشته شود، این جو منفی ایجاد می کند که بدون شک در روند حرکتی آن بازیکن یا مربی اثر خواهد گذاشت . به همین دلیل فکر می کنم مطبوعات ورزشی شما هم در ناکامی تیم ملی نقش داشتند؛ البته نه به عنوان یکی از عوامل اصلی ؛ چون به هر حال با شناختی که از آقای بلاژه ویچ وجود دارد، او انسانی حساس است که نوشته های مطبوعات میتواند بر روند فکری او تاثیر بگذارد.حضور دوباره بلاژه ویچ در ایران را چطور ارزیابی می کنید؛همیشه حضور یک مربی بزرگ نکات مثبتی با خود به همراه دارد؛ اما در حال حاضر این سوال مطرح است که با وجود این جو منفی که برای او ایجاد شده است ، چطور می تواند به کارش در ایران ادامه دهد؛آخرین سوال مربوط می شود به لیگ حرفه ای ایران ؛ به نظرتان این لیگ با لیگهای دو سال پیش تفاوتی کرده است؛ظاهرا تفاوت چندانی میان این لیگ و لیگ سال گذشته وجود ندارد. تنها تفاوت موجود مربوط می شود به نزدیک تر شدن تیمها به یکدیگر، تا جایی که مشاهده شد در یک هفته تمامی بازیها با نتیجه مساوی به پایان می رسید که این خود بیانگر این است که لیگ امسال ، لیگ بسیار فشرده و سنگینی است . شاید مزیت بزرگ لیگ امسال ، افزایش تعداد تیمهای لیگ و وسعت بیشتر آن در مقایسه با سال گذشته است که به این ترتیب عرصه را برای جوانان پر استعداد ایرانی فراهم کرده است.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها