در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
منظور از رادیو تئاتر چیست و چرا آن را به عنوان یکی از بخشهای اصلی جشنواره انتخاب کردید؟
رادیو تئاتر به عنوان یک رسانه جدید از سال 86 یعنی دوره بیست و ششم جشنواره بینالمللی تئاتر فجر به طور رسمی وارد بدنه جشنواره شد و تا امروز، غیر از سال 89 تعطیلی نداشته است . البته در دو دوره، بیست و هشتم و سیام، یعنی سال 88 و امسال، بین شرکتکنندهها رقابت وجود داشته است.رادیو تئاتر توسط چند نفر از همان ابتدای راه تئوریزه شدن این قضیه و نهادینه شدن آن در سطح اجرایی مدیریت شده است. ما چند نفر از ابتدا دنبال جدیتر کردن داشتههای رادیو تئاتر به عنوان یک رسانهای که چند دههای است در جهان سابقه دارد، اما در ایران تازهوارد است و رویش آزمون و خطا انجام میشود، بودهایم.
در رادیو تئاتر چه چیز مهم است؟
چیزی که در رادیو تئاتر جلوهگری میکند، همچنان رکین بودن رکن صدا در برقراری ارتباط با مخاطب است، اما در کنار آن دادههای تصویری و دیداری از جنسی که تئاتر در دل خودش دارد نیز به کار میگیرد. به عبارتی اگر بخواهم به عامیانهترین زبان بگویم، معدلی است بین رادیو و تئاتر، اما مهمترین مساله این است که روایت خلاقه از جنس نمایش رادیویی آن گونه که تحریک تخیل مخاطب را در پی داشته باشد با استفاده از نشانههای دیداری، روایت خودش را به مخاطب منتقل میکند، همین موضوع باعث میشود یکسری تفاوتهای زیر بنایی نسبت به نمایش رادیویی صرف یا نسبت به تئاتر صرف داشته باشد. این تفاوتهای زیربنایی حتی مانع این میشود که ما این گونه نمایش را با نمایش رادیویی یا تئاتری مقایسه کنیم، بلکه واقعا برای خودش جهان مجزایی را با استفاده از ترکیب دادههای نمایش رادیویی و تئاتر صحنهای تعریف کرده است.
از جشنواره سیام بگویید. ارزیابی و قضاوت آثار در این بخش به چه صورت خواهد بود؟
ایوب آقاخانی: مهمترین فرقی که رادیو تئاتر و نمایشنامهخوانی دارد وجود میکروفن است. ما در نمایشنامهخوانی استفادهای از میکروفن آن گونه که در نمایشهای رادیو تئاتری داریم، نداریم،اما در رادیو تئاتر از میکروفن استفاده میزانسنیک میکنیم و از ابزار اصلی ماست
در قضاوت نمایشهای اینچنینی باید دید کدام اثر تعریفی که من برای شما ارائه دادم در دل خودش داشته باشد و بتواند آن را منعکس کند و بازتاب بدهد. هر اثری که به بهترین نحو بتواند بین این ارزشها یعنی دادههای دیداری تئاتر و رکن شنیداری رادیو، معدل برقرار کند، اثر ایدهآلتری خواهد بود. بیشک در شکلگیری این مقوله، تهیهکننده، بازیگران، کارگردان و افکتور هم سهم دارد. حتی به نظر من کسی که در جهت تقویت نشانههای دیداری اثر تلاش میکند هم سهم دارد. نکته مهمی که در رادیو تئاتر وجود داشت این بود که ما همیشه واهمه داشتیم از این که مخاطب وقتی پرده از جلوی چشمش کنار برود و اجرای نمایش رادیویی را برهنه ببیند شاید دیگر آن نمایش برایش خالی از جاذبه باشد که این طور نشد و جالبتر این است که نشانههای دیداری مثل نور و صدا و لباس که در حد نسبی وارد این رسانه شدند کمی بر جاذبههای نمایشی که مخاطب میبیند اضافه هم کرده است. مضاف بر این نمایشهای اینچنینی سختیهای خاص خودشان را هم دارند که نباید از آن غافل شد، در نمایش رادیویی اگر بازیگری تنها صدای مناسبی برای گزینش یک شخصیت داشته باشد کافیست که او را برای آن شخصیت مذکور انتخاب کنند، اما در رادیو تئاتر این گونه نیست. در این گونه جدید، بازیگران به علت مؤلفه تصویر باید از لحاظ فیزیکی هم با شخصیت مورد نظر متناسب باشند.
آیا تفاوتی بین رادیو تئاتر و نمایشنامهخوانی وجود دارد؟
بله. مهمترین فرقی که رادیو تئاتر و نمایشنامهخوانی دارد وجود میکروفن است. ما در نمایشنامهخوانی استفادهای از میکروفن آن گونه که در نمایشهای رادیو تئاتری داریم، نداریم، اما در رادیو تئاتر از میکروفن استفاده میزانسنیک میکنیم و از ابزار اصلی ماست. شما هر کجا نمایشنامهخوانی را دیدید که از میکروفن استفاده میکند این را از ناتوانی بازیگران آن نمایش بدانید. همین یک واسطه بین نمایشنامهخوانی و رادیو تئاتر کفایت میکند که شما آنها را از یک تبار ندانید.
ممکن است در پایان عناوین آثار راه یافته به بخش نهایی رادیو تئاتر را عنوان کنید؟
«نوای اسرارآمیز» به کارگردانی علی تاجمیر، «بنبست هنرمند پلاک 8» به کارگردانی مهدی طهماسبی، «هملت دبستانی» به کارگردانی بهرام سرورینژاد، «ملاقات در پاییز» به کارگردانی عمار خطی، «بربط و خنجر» به کارگردانی صفا آقاجانی، «ماجرای گوگل ماس» به کارگردانی بیتا خارستانی، «سین جیم» به کارگردانی سینا نیکوکار، «ارثیه ایرانی» به کارگردانی علی مست علی از تهران، «چرخ دنده» به کارگردانی رحمان قدمی از ساری، «ساحل»، «جرقه در انبار باروت»، «در رکاب یحیی» به کارگردانی آرش جمالالدینی از شیراز، «آواز در باران» به کارگردانی محمدتقی سلجوقی از زاهدان و «قلههای کبود» به کارگردانی زهرا اسماعیلی از چهارمحال و بختیاری.
آفرین مهیمنی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: