هر چند اعداد و ارقام موجود هیچ گاه نشانگر میزان واقعی قاچاق کالا به کشور نیست ، اما حتی همین برآوردهای کمتر از واقعیت نشان می دهد که قاچاق در چه ابعادی در کشور در حال انجام است.
ورود غیرقانونی انواع و اقسام کالاها از بنادر و اسکله های غیرتجاری و غیر رسمی آنقدر گسترده است که حتی از سرجمع برآوردهای قاچاق از طرق مختلف برابری کند، در حالی که فعالیت های پنهان برخی ارگان ها و سازمان ها و میزان حجم کالاهای تخلیه شده در این اسکله های نامرئی چنان با مخفیکاری صورت می گیرد که هیچ برآوردی از آن در دست نیست.
در این میان آسیبها و پیامدهای جدی قاچاق کالا را که اقتصاد کشور را بشدت تهدید می کند نباید نادیده گرفت.
قاچاق کالا ضمن خدشه دار کردن اهداف حمایتی دولت ، موجب کاهش سرمایه گذاری در صنایع ، از میان رفتن سیاست های تعرفه ای و غیر تعرفه ای ، کاهش حجم فعالیت های تولیدی در کشور و از همه مهمتر مانعی بر سر راه اشتغالزایی می شود و با توجه به این که صنایع تولیدی داخل مجبورند زیر ساختهای خود را تقویت کنند، در نتیجه قیمت تمام شده تولیدات بالا می رود و به افزایش تورم و بروز ورشکستی صنایع در کشور دامن می زند که از این دست می توان به مشکلات اخیر صنف کفاشان تهران و عدم حمایت منطقی از آنان اشاره کرد.
محمد صفری ، یکی از تولیدکنندگان کفش دست دوز تهران در این خصوص می گوید: هم اکنون بین 40 تا 50 میلیون جفت کفش قاچاق وارد ایران می شود که بیش از دو سوم آن از مبدا چین و ما بقی از مرز آبی ایران از کشورهای حاشیه خلیج فارس بخصوص امارات عربی متحده به مقصد بازارهای فروش ایران قاچاق می شود.
صفری در خصوص اقدامات اتحادیه کفاشان دست دوز تهران برای مقابله با این معضل نیز می گوید: از 2 سال پیش که روند واردات و توزیع کفش قاچاق روند صعودی به خود گرفت ، اتحادیه در چند مرحله از وزارت بازرگانی در خواست کرد از ورود این کفشها جلوگیری شود؛ اما خبری نشد در حالی که ایران تا 20 سال پیش یکی از قطبهای تولیدکننده کفش در خاورمیانه محسوب می شد و پس از یک رکود کوتاه مدت در سال 1340، این بار رکود وحشتناکی دامنگیر بازار کفش شده است.
بدون شک قاچاق کالای خارجی به ایران صنایع کوچک داخلی را به شدت تهدید می کند. صفری یکی از مهمترین معضلات صنف تولیدکنندگان کفش دست دوز را ادغام و عدم تفکیک اتحادیه تولیدکنندگان و فروشندگان کفش می داند و معتقد است اتحادیه میان منافع فروشندگان و تولیدکنندگان کفش دست دوز بیشتر جانب فروشندگان را می گیرد.
اما چرا واردات و میل به خرید کفش قاچاق چینی میان مردم و فروشندگان فزونی گرفته است؛
وی علت این موضوع را قیمت سنگین مواد اولیه و عدم پرداخت یارانه از سوی دولت به تولیدکنندگان کفش دست دوز می داند و معتقد است علت ارزانی کفش چینی مقابل کفشهای دست دوز داخلی بالا بودن قیمت مواد اولیه و عدم حمایت مستمر دولت از تولید کنندگان جزئ کفش و دیگر منسوجات داخلی است.
صفری با بیان این که چیزی در حدود 70 صنف تولیدی به تولیدکنندگان کوچک کفش وابسته اند و به تبع آن تولیدهای کوچک کفش نیز به 70 صنف دیگر، می گوید: اگر کفاش دست دوز کار نکند 70 صنف با مشکل روبه رو می شوند.
آقای محمدیان یکی دیگر از تولیدکنندگان کفش دست دوز می گوید: متاسفانه اتحادیه تولیدکنندگان و فروشندگان کفش دست دوز از قدرت اجرایی لازم برای حمایت از صنف کفاشان دست دوز برخوردار نیست ، در حالی که هم اکنون چیزی حدود 80 هزار تولیدکننده کفش دست دوز در کشور مشغول به کارند.
محمدیان اضافه می کند: از دولت می خواهیم جلوی قاچاق کفش را بگیرد تا صنعت کفش داخلی نابود نشود. تجارت پنهان (قاچاق کالا) ضمن بر جای گذاردن آثار منفی کوتاه مدت ، آثار تخریبی عمیق تری نیز بر جای می گذارد.
در واقع باتوجه به سود بالا در قاچاق کالا، توزیع عادلانه درآمد و ثروتها در جامعه دچار دگرگونی می شود و قاچاقچیان از طریق کسب آن بخش از درآمدهای دولت که می بایست از واردات رسمی نصیب دولت شود، توزیع درآمد را دچار اختلال می کنند.
درآمدهای رسمی که دولت می توانست آن را به صورت هزینه عمومی ، هزینه های اجتماعی و اعطای یارانه میان عموم مردم توزیع کند. به همین دلیل قاچاق کالا موجب انحراف سیاست های بازرگانی و تنظیم بازار شده و روند سرمایه گذاری و تولید را با اختلال جدی مواجه می کند.
بسترسازی فرهنگی برای مبارزه با قاچاق
به طور قطع تا زمانی که تقاضای گسترده برای مصرف کالاهای قاچاق وجود دارد، راهی برای ورود کالای قاچاق به کشور از سوی قاچاقچیان و دلالان پیدا می شود. از این رو به نظر می رسد بخشی از منابع مالی در نظر گرفته شده برای مبارزه با قاچاق کالا باید صرف فعالیت های فرهنگی و بسترسازی مناسب برای بیان کردن اثرات مخرب و شوم قاچاق کالا بر اقتصاد کشور شود.
اگر رابطه تورم ، رشد ناچیز اقتصاد کشور و بیکاری و بسیاری از شاخص های اقتصادی درخصوص قاچاق کالا برای جامعه تبیین و میل به تقاضای کالاهای مصرفی از سوی جامعه کم شود در آن صورت قاچاقچی هراندازه هم صاحب نفوذ و قدرتمند باشد، عرصه را برخود تنگ خواهد دید و وقتی تقاضای چندانی برای عرضه کالای خود نبیند، شکست خواهد خورد و اسکله های نامرئی قاچاقچیان سازمان یافته تنها به ایستگاهی متروک تبدیل خواهد شد. در واقع آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، بالا بردن خود قاچاق است.
امروز خطر قاچاق کالا نه تنها از تولید و سرمایه گذاری در بخشهای مختلف ، بلکه از خطر تجارت و بازرگانی نیز کمتر است ، بنابراین با افزایش خطر قاچاق با توسل به ابزارهایی مثل تشدید عمل و سختگیری مقابل قاچاقچیان و افزایش جریمه هایی با ضمانت اجرایی متناسب با جرم ، می تواند در مبارزه با این پدیده شوم (قاچاق) موثر باشد.
تجهیز پلیس به ابزارهای پیشرفته و به روز و تشکیل ستادهای ویژه و تخصصی نیروی انتظامی به عنوان واحدی مستقل و مجزا با عنوان پلیس اقتصادی یا گمرکی ، دسته بندی و سامان دادن به آمار و اطلاعات و تدوین آمار و اطلاعات مستند و افشاگر قاچاق کالا را می توان ازجمله راهکارهای عملی و منطقی و راهبردی مشخص برای مبارزه قاطع با قاچاق کالا در نظر گرفت و به کار بست.