در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هفته نامه تایم در گزارشی تحلیلی درخصوص روابط یمن و آمریکا نوشته است: «سفر علی عبدالله صالح به آمریکا نشاندهنده نفوذ سیاسی واشنگتن بر صنعا است. صالح که بیش از 33 سال در راس قدرت در یمن قرار داشت، تابستان گذشته مورد هدف یک حمله راکتی در کاخ خود قرار گرفت، اقدامی که پایههای حکومت و دولت دیکتاتوری وی را به شدت لرزاند و او را متوجه تهدیدی جدی کرد که علیه دولتش وجود داشت.
صالح پس از این اتفاق به خوبی متوجه شد که سرکوب جریانهای ضددولتی راه به جایی نخواهد برد. بدین ترتیب رهبر رژیمی 33 ساله مصمم شد تا رویکردی جدید اتخاذ کند و جانشینی برای خود مشخص سازد؛ جانشینی که به عنوان تنها کاندیدای انتخابات پیش رو در یمن در نظر گرفته میشود.
انتصاب معاون رییسجمهوری یمن به عنوان رهبر جدید این کشور خشم بسیاری از دموکراسیخواهان و فعالان سیاسی را در یمن برانگیخت. این افراد همان معترضانی بودند که متعهد شدند تا زمان برکناری صالح به حضور خود در میادین مرکز شهر ادامه دهند و غایت آمالشان تحقق دموکراسی در کشوری است که سالها شاهد حکمرانی حلقهای از خودکامگان و مستبدان بوده است.
توکل کرمان، برنده جایزه صلح نوبل و چهره برجسته جناح مخالف یمن در گفتوگو با نشریه تایم عنوان داشت: اقدامهای علی عبدالله صالح مغایر با تمامی قوانین و توافقنامههای بینالمللی است و سفر وی به آمریکا در واقع به نوعی به سخره گرفتن ارزشهای ملت این کشور است. این یک اشتباه دولت آمریکا است و من به تعیین بر این باور هستم که وی با مخالفتهای بسیاری مواجه خواهد بود.
از دیدگاه این برنده جایزه صلح نوبل این اقدام واشنگتن بیتردید جایگاه آمریکا را در جریان قیام عربی بیش از آنچه هست متزلزل خواهد کرد.
هرچند میتوان اجازه دادن به صالح برای ماندن در آمریکا را به ظاهر یک حرکت انساندوستانه تلقی کرد، اما این اقدام در هر حال بازتابی از مفهومی است که فعالان سیاسی یمنی آن را خودخواهی سیاسی مینامند. بحران یمن از نقطه پایان فاصله بسیاری دارد و اگر در شرایطی اینچنینی صالح پس از بازگشت به کشور بر آن باشد تا با اعمال نفوذ، رهبری حزب حاکم را برعهده گیرد، لاجرم باید او را پیروز درگیریها و مناقشات اخیر در یمن دانست.
همانطور که چارلز اشمیت، یک کارشناس مسائل یمن در دانشگاه توسون میگوید، پسران صالح همچنان فرماندهی نیروهای صالح و امنیتی را برعهده دارند، در نتیجه حتی اگر صالح خود در عرصه سیاسی یمن دستی نداشته باشد، آمریکا وی را به عنوان مهرهای غیرسوخته برای پیگیری اهدافش در منطقه در نظر دارد.
گرچه مبارزه با القاعده به عنوان اصلیترین هدف مشترک یمن و آمریکا و بهانهای برای تحکیم همکاریهای طرفین عنوان شده است اما ظواهر امر حاکی از آن است که تلاشهای دولت یمن در سالهای گذشته در بهترین حالت به اقداماتی سطحی و ناکارآمد محدود شده است.
در دوران ریاستجمهوری جرج بوش دولت صالح از موقعیت خود کمال بهرهوری یا بهتر است بگوییم سوءاستفاده را به عمل آورد تا تسلیحات دریافت کند و چه بهانهای بهتر از "جنگ جهانی علیه تروریسم!" جالب این که سال گذشته دولت صالح از همین تجهیزات برای درگیری با جناح مخالف در جنوب یمن استفاده کرد.
همزمان با آغاز درگیری برای دستیابی به قدرت، افراطیگری در یمن شدت گرفت و گروههایی همچون انصارالشریعه فعالیت خود را آغاز کردند.
بیتردید اکنون این مساله بر همگان آشکار شده است که عنوان "مبارزه با تروریسم" از زمان ریاستجمهوری بوش تاکنون تنها به عنوان دستآویزی برای اقدامات مداخلهجویانه واشنگتن و در راستای منفعتطلبیهای آمریکا است.» (ایسنا)
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: