روزنامه آلمانی "زود دویچه" در تحلیلی با اشاره به استراتژی جدید آمریکا آورده است: «باراک اوباما، رییس جمهوری آمریکا در پیام اخیرش که در مقر وزارت دفاع این کشور(پنتاگون) و در ارتباط با استراتژی جدید نظامی این کشور عنوان شد، گفت: دهه جنگ به پایان رسیده و مردم آمریکا باید به آیندهای بدون جنگ نظر کنند.
این اظهارات قبل از هرچیز گواه تلاش اوباما برای ترسیم مسیری جدید برای کشورش است، تلاشی که قبل از هر چیز بر روی خروج آمریکا از انزوای سیاسی که قبل از هر چیز زاییده جنگهای بعد از 11 سپتامبر 2001 است، متمرکز شده است.
آمریکا در عراق و افغانستان و برای مبارزه با تروریسم دو جنگی را آغاز کرد که به نظر میرسد خارج از اهداف عملی تعریف شده برای این جنگ ضایعات بسیاری برای مردم کشورهای مذکور به دنبال داشت. تلاش آمریکا جلوگیری از وقوع جنگهایی مشابه است. این جنگها ناآرامی و کشته شدن مردم کشورهای عراق و افغانستان و خسارات جانی و به ویژه مالی بسیاری را برای ارتش آمریکا به دنبال داشت.
به طور همزمان مشغول شدن آمریکا با این دو جنگ ،یک قدرت جدید در خاوردور ظهور کرد. به گونهای که به نظر میرسد آمریکا از یک دهه گذشته تاکنون در مسیری اشتباه بوده است. حداقل اظهارات اخیر اوباما بیانگر این مساله است.
نگاهی به برنامه استراتژیک دفاعی آمریکا در سالهای آتی که قبل از هر چیز کوچکتر و تاثیرگذارتر شدن ارتش این کشور را به دنبال دارد نشان میدهد که اوباما قبل از هر چیز به دنبال داشتن نیروهای دفاعی کارآمد و به ویژه متمرکز در زمینه دفاع سایبری است و این تفکر قدیمی، مبنی بر آنکه آمریکا میتواند و باید به طور همزمان دو جنگ بزرگ را پیش ببرد دیگر فاقد اعتبار است.
بحث صرفه جویی در هزینههای دفاعی آمریکا که براساس آن قرار است 487میلیارد دلار در بودجههای نظامی پنتاگون طی یک دهه آتی صرفه جویی شود برای اوباما بسیار حائز اهمیت است اما مساله مهمتر این است که آینده ایالات متحده نه در هندوکش افغانستان که در حوزه اقیانوس آرام قرار خواهد داشت.
آمریکا 10 سال متمادی نیروهای خود را برای مبارزه با ترور متمرکز کرد و طی این مدت به گونهای بیسابقه به تجهیز نظامی خود پرداخت.
دقیقا در همین زمان بود که چین به رکورد بیسابقه اقتصادی خود به عنوان برترین کشور صادرکننده با ذخیره ارزی میلیاردها دلاری رسید.
یکی از اقتصاددانان آمریکا پیشتر پیش بینی کرده بود که این کشور در سال 2008 بالاترین رشد اقتصادی جهان را داشته باشد، این در حالی است که چین طی شش سال به این جایگاه رسید.
آمریکا با ترس از افراطیگری بودجه نظامی خود را به 700 میلیارد دلار افزایش داد و چین در همین زمان سرمایهگذاریهای گستردهای را در صنعت، تکنولوژی و زیرساختهای کشورش انجام داد.
این در حالی است که در شرایط کنونی آمریکا تعریف جدیدی از اولویتهای خود ارائه داده است، به ویژه برای اروپا پیامدهای تغییر رویه آمریکا به شدت محسوس است. به گونهای که در اندیشکدههای واشنگتن قبل از هرچیز این استراتژی جدید آمریکا مورد بحث است که از آتلانتیک دور شوید و به اقیانوس آرام بروید، این مساله اکنون به خطوط راهبردی سیاست در آمریکا تبدیل شده است.
هیلاری کلینتون، وزیر خارجه آمریکا در نوامبر سال گذشته در نشریه "فارن پالیسی" مقالهای با این تیتر نوشت که "آمریکا سده خود در اقیانونس آرام را پیش رو دارد."
به نظر میرسد که هسته اصلی این مقاله کلینتون آن است که اتفاقات و رویدادهای جهان از این پس در آسیا نهفته باشد. به این معنا که آمریکا همان رویهای را که در اروپا و بعد از جنگ جهانی دوم در پیش گرفت در این منطقه نیز در پیش میگیرد، یعنی تشکیل شبکهای قابل اعتماد از نهادها و روابط در آسیا.
در همان زمان اوباما، ضمن سفر به حوزه اقیانوس آرام در برابر پارلمان استرالیا در کانبرا گفت: کاهش مخارج دفاعی آمریکا به قیمت از دست دادن روابط ما با آسیا و حوزه اقیانوس آرام و حضور نظامی در این منطقه نخواهد بود بلکه آمریکا حتی بعد از کاهش بودجه نظامی خود سربازانش را در استرالیا مستقر میکند.
آمریکا قرار است 2500 تن از نیروهای تفنگدار دریایی خود را در شهر "داروین" که یکی از شهرهای شمالی استرالیاست، مستقر کند، علاوه بر این اوباما از استقرار کشتیهای جنگی و هواپیماهای نظامی در این منطقه خبرداد.
این منطقه یکی از اصلیترین شاهراههای تامین کالا برای اروپا است. در هر صورت امر قطعی این است که افزایش برتری چین در جهان به دغدغه و فکر اصلی آمریکا تبدیل شده است به گونهای که در اسناد استراتژیک پنتاگون آمده است "در کنار ایران به عنوان یکی از مخالفان اصلی ما، چین قرار دارد."
از این رو چین و آمریکا قبل از هر چیز تمرکز خود را روی نیروهای دریایی خود مستقر کردهاند و میتوان گفت یک رقابت تسلیحاتی جدید در حوزه اقیانونس آرام در جریان است.
اکنون کارشناسان مسائل اقتصادی و سیاسی معتقدند که رقابت اقتصادی و تلاش دو کشور برای دست یافتن به برتری سیاسی ممکن است که به یک رقابت سیاسی تبدیل شود، این در حالی است که اروپا در حاشیه این رقابت بر سر قدرت قرار گرفته است.» (ایسنا)
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم