در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او با اشاره به حادثه خطرناکی که زندگیاش را برای مدتی مختل کرد، میگوید: روزهای آغازین سریال مختار بودیم. تنها یک سکانس بیشتر بازی نکرده بودم که یک موتورسوار بیمعرفت نمیدانم با چه انگیزهای به سمت من آمد. شاید میخواست کیفم را بدزدد، اما ساق پای من به پارکابی موتور گیر کرد و درشت نی پایم از وسط به دو نیم شد. بعد که به بیمارستان رفتم دکتر گفت اگر آن لحظه انگشتهایت را تکان نمیدادی سلسله اعصاب پایت قطع میشد یا ناچار بودیم آن را قطع کنیم و تنها یک تکه گوشت برایت باقی میماند.
وی ادامه ماجرا را این طور تعریف میکند: حدود یک سالونیم به خاطر این ماجرا در خانه بستری شدم، اما داوود میرباقری و محمود فلاح با مردانگی و گذشتی که داشتند در مدتی که بستری بودم قراردادم را فسخ نکردند و دستمزدم را هم پرداخت کردند. میرباقری یک موهبت برای جامعه هنری و مرد بزرگی است. در مدت کسالت من او لوکیشنهای مربوط به بازی مرا نگه داشت و جای دیگری را فیلمبرداری کردند تا حالم کمی بهتر شد.
من در نقش خادم مختار باید دو سکانس 18 پلانه را همراه خادم شمر بازی میکردم، اما میرباقری به خاطر من این دو سکانس را دو پلان گرفت که آسیب نبینم. واقعا اگر جوانمردی او نبود و نقشم را ازدست میدادم، شکست بسیار سختی میخوردم و فرصت حضور در این اثر ماندگار را از دست میدادم و حسرت به دل میماندم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: