در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کارآگاهان با توجه به شیوه و شگرد سرقت حدس زدند سارق یا سارقان از نبود اهالی خانه اطلاع داشتند. به همین دلیل تحقیقات مقدماتی خود را روی بستگان و آشنایان مالباخته متمرکز کردند.
آنها سپس به همراه مالباخته به بررسی فیلمهای به دست آمده از دوربینهای مداربسته پرداختند و مشخص شد که الناز در زمان سرقت در محل حادثه حضور داشته است.
زن جوان در تحقیقات مقدماتی منکر داشتن هرگونه نقش و مشارکت در سرقت شد اما سرانجام به جرمش اعتراف کرد. الناز گفت: مدت 4 سال است که به عنوان نظافتچی در این خانه مشغول به کار هستم اما صاحبخانه هیچ وقت آن گونه که باید حق و حقوق مرا پرداخت نمیکرد و من همیشه از میزان کم حقوق خودم شکایت داشتم. این در حالی بود که با توجه به وضعیت مالی و اقتصادی او، افزایش حقوق من برای وی به هیچ عنوان مشکل یا غیرممکن نبود. به همین دلیل تصمیم گرفتم با کمک یکی از دوستان خانوادگیام به اسم بهزاد از خانه صاحبکارم دزدی کنم تا به شکلی به او ضرر بزنم، حتی به بهزاد گفتم هیچ احتیاجی به پول این وسایل ندارم و اگر بخواهد، میتواند آنها را به سطل آشغال بریزد.
بعد از بازرسی خانه بهزاد، پلیس موفق شد اموال مسروقه را کشف کند و به شاکی بازگرداند. حکایت اما همچنان باقی است...
فهیمه اسدی، وکیل دادگستری
پروندههایی نظیر این پرونده با افزایش اختلاف طبقاتی این روزها بیشتر شده است. معمولا سرقت با انگیزه مالی صورت میگیرد. یعنی سارق کسی است که یا مشکل مالی دارد یا به قول معروف راحتطلب است و میخواهد یکشبه پولدار شود. در هر صورت برای اینکه خودش پولدار شود و منفعت به خودش برسد دست به سرقت میزند. اما این پروندهها داستان دیگری دارند. در این پروندهها بزهکار قصد منفعت بردن نداشته، بلکه نیت اصلیاش وارد کردن ضرر به صاحب مال بوده است. یعنی در واقع میخواسته با این کار در اعتراض به آنچه به نظر خودش ظلم در حق اوست به مالک ضربه وارد کند.
مطابق بند 2 ماده 656 قانون مجازات اسلامی، مجازات چنین شخصی 6 ماه تا 3 سال حبس به همراه 74 ضربه شلاق است. این قانون برای بالا بردن امنیت در محیط کار و جلوگیری از سواستفاده افراد از کارفرمایان در نظر گرفته شده است. از سوی دیگر الناز نقشه دزدی را نیز کشیده بوده و کلید خانه را در دست داشته است. این عامل کیفیت مشدده است و باعث تشدید مجازات میشود.
اما نکتهای که باید بر آن تاکید کرد این است که تنها مجازات نمیتواند درمانی برای این درد اجتماعی باشد. از بحث اجتماعی این قضیه بگذریم. حتی اگر بخواهیم وضعیت خود این زن را در جامعه بررسی کنیم، میبینیم که او سراسر خشم است. حتی اگر او مجازات حبس و شلاق را پشت سر بگذارد زمانی که به جامعه بازگردد نهتنها خشمش درمان نشده، بلکه بیشتر هم شده و به فردی ضداجتماعی تبدیل شده است. این خشم نباید به این صورت رها شود، بلکه باید درصدد درمان آن برآمد. کارشناسان برای بهبود این قضیه، معمولا کار کردن با روانشناس و مددکار اجتماعی را برای چنین فردی توصیه میکنند که در حال حاضر زیاد جدی گرفته نمیشود اما از اهمیت بالایی برخوردار است. اگر میخواهیم مجازات عامل بازدارنده یک جرم باشد باید ریشهیابی کنیم و مشکلاتی را که در فرد وجود داشته و باعث وقوع آن جرم شده پیدا کنیم و درصدد رفع آن براییم.
حسین شاملو قاضی دادگستری
جرایمی از این دست نیاز به جرمشناسی دقیق دارد تا بتوان از وقوع آن در آینده پیشگیری کرد. بحث روانشناسی این پرونده بسیار مهم است، چرا که ظرفیت روانی انسانها متفاوت است. ممکن است فردی به خاطر اینکه نتوانسته کار با درآمد بهتری پیدا کند و صرفا به این دلیل که از وضعیت کاری خود راضی نیست دست به تخریب بزند. در همه جوامع جوانانی هستند که دست به تخریب میزنند. مثلا به اتومبیلها خسارت وارد میکنند تا با این کار از دولتها یا سرمایهداران انتقام بگیرند. استدلال چنین افرادی این است که کارفرمای من حق و حقوق مرا کامل نمیدهد، پس من کاری میکنم که خسارت ببیند. این خسارت میتواند صرفا دزدی نباشد. مثلا فرد میتواند دست به اسراف بزند، بخاری برقی روشن کند یا لامپهای اضافی استفاده کند و یا بیش از حد از تلفن استفاده کند تا به کارفرمای خود خسارت مالی وارد کند. در مقابل این گونه افراد به نظر من مهمترین مساله این است که کارفرما به طور کامل حق و حقوق کارگر را بدهد، چرا که هر عملی عکسالعملی دارد و زمانی که کارفرما به طور کامل حق کارگرش را پرداخت نکند نباید انتظار داشته باشد تا همه چیز بر وفق مراد او پیش رود. عملکرد صحیح این است که کارفرما حقوق کارگر خود را تمام و کمال پرداخت کند و کارگر هم خود را شریک مال کارفرمای خویش بداند و درصدد کم کردن هزینهها و پیشرفت کارش برآید.
این مساله بسیار مهم است، چرا که در بسیاری موارد موضوع انتقامجویی تنها به وارد کردن خسارت مالی ختم نمیشود. اگر اخبار جراید را مرور کنیم میبینیم که در موارد بسیاری به خاطر شاکی بودن کارگر از کارفرما، کارگر دست به گروگانگیری یا قتل کارفرمای خود زده است و در دفاعیاتش گفته به این دلیل که به ناحق اخراج شده بود یا حقوقش ضایع شده بود دست به چنین کاری زده است. ضمن اینکه افراد باید خویشتندار و به حق خود قانع باشند. کارفرمایان و صاحبان صنایع و ثروتمندان نیز نباید حقوق کارگران و مستخدمان خود را پایمال کنند تا از کینهتوزی آنها جلوگیری کنند و روابط سالمی را در محیط کار برقرار کنند.
دکتر امانالله قراییمقدم، جامعهشناس
اختلاف طبقاتی هم موجب پیشرفت است و هم تضاد. همواره بین ارباب و رعیت، مالک و مستاجر، کارخانهدار و کارگر و... از صدر تا ذیل تاریخ تضاد وجود داشته است. همیشه مستضعفان در برابر مستکبران، دهقانان در برابر زمینداران و مستخدمان در برابر اربابان قرار گرفتهاند. این کاملا طبیعی است، چون در اثر اختلاف طبقاتی افراد پاییندست احساس تحقیر میکنند. فرد میبیند کسی که برایش کار میکند در نهایت آرامش و رفاه مشغول زندگی است اما او به نان شب محتاج و مجبور است به سختی کار کند. همین مساله برای او تعارض فکری به وجود میآورد. برخی مانند این خانم این تضاد را بروز میدهند اما عده بیشتری در درون خود این تضاد را نگه میدارند بدون اینکه آن را بروز دهند و از بیان آن خودداری میکنند. این امری طبیعی است و در همه جوامع وجود دارد. هماکنون در سراسر دنیا جنبش والاستریت در جریان است؛ مردم اعتراض میکنند که چرا یک عده بانکدار اقتصاد را در دست گرفتهاند و ما باید مالیات بدهیم. چنین حرکتهایی همواره در طول تاریخ وجود داشته است.
بنابراین چنین پدیدههایی مشکل فطری یا ذاتی فردی که مرتکب جرم شده نیست، بلکه زمینهای به وسعت تاریخ دارد. چنین فردی از جامعه یاد گرفته و این عقیده در او شکل گرفته که حقش خورده شده و حقوقش پایمال شده است. این مساله در ایران و جهان همواره اتفاق افتاده است. قیام بردگان، قیام سیاهپوستان در برابر سفیدها و قیامهایی از این دست به وفور در تاریخ یافت میشود.
بنا بر آنچه گفته شد، اتفاقات اینچنینی قابل پیشبینی است و دور از انتظار نیست. این اولین بار نیست که چنین اتفاقی افتاده و بدون شک آخرین بار نیز نخواهد بود. تا زمانی که این تضاد طبقاتی وجود دارد شاهد چنین پدیدههایی در جامعه خواهیم بود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: