در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سال گذشته به قصد سفر به شهرستان که سوار اتوبوس شدم همسفری که در صندلی کناریام نشسته بود با آب و تاب و مقدمه چینی ذهنم را منحرف و وادار به کاری شدم که البته اگر واقعیت داشت اجر اخروی داشت.
وی با تبحری که در سخنوری داشت خود را طوری وانمود کرد که در زندگی تلاش میکند به همنوعان خود کمک کند. از خانوادههایی گفت که به خاطر مشکلات مالی و ناتوانی در تهیه جهیزیه دختران خود درمانده شده و نیاز به کمک ما دارند. از اینجانب خواست که در امر خیری که او انجام میدهد سهمی داشته باشم. من نیز از وی سوالاتی کرده و زیر و بم کار او را به خیال خود درآوردم.
اما تمام حرفهای مسافر دروغ بود. چون ماجرایش طولانی است و از حوصله آن روزنامه خارج است به صورت خلاصه برایتان نوشتم. آن مسافر آدرس محل کار و شمهای از فعالیتهای خیرخواهانهاش را برایم نوشت و پیشنهاد کرد از نزدیک با فعالیتهای وی آشنا شوم. بخودم گفتم کسی که تمام مشخصات خود را میدهد و به من اطمینان میکند در مقابل من هم باید به او اطمینان کنم. خلاصه چند روز بعد که به تهران مراجعت کردم با شمارهای که داده بود تماس گرفتم و قصدم را جهت همیاری در کارهای وی اعلام کردم. او نیز شماره حسابی داد که مبلغی را واریز و برایش بفرستم. فردای آن روز مبلغ درخواستی را به حسابش واریز و تماس گرفتم و اطلاع دادم. قرار شد جهت خرید مایحتاج افرادی که فقط او میشناخت و باید به آنها کمک میکرد، هماهنگی کرده و من نیز شراکت داشته باشم. چند روز بعد از واریز پول با شمارهای که از او داشتم تماس گرفتم ولی کسی جواب نمیداد. چند بار هم گوشیاش خاموش بود. تصمیم گرفتم به آدرس داده شده بروم ببینم جریان چیست. فردای آن روز به آدرسی که داشتم مراجعه کردم دیدم یک مغازه قدیمی و نیمه تخریب است و کسی در آن اطراف چنین شخصی را نمیشناسد. هر چه پرس و جو کرده و مشخصات ظاهری همسفر خود را اعلام کردم هیچکس او را به جا نمیآورد. ساعتها گشتم ولی بینتیجه بود. در آخر قید جستجو کردن را زدم و حدس زدم که با فردی کلاش همسفر بودهام. ظاهرا هیچ چارهای نداشتم جز اینکه بهخودم بگویم پولی را که پرداخت کردهام نه در جهت کمک به نیازمندان بلکه در جهت سودجویی یک فرد مجرم و کلاهبردار بوده است. همانطور هم شد.
چون با عدهای برخورد کردم که آنها نیز به سرنوشت من دچار شده بودند و از آنها نیز کلاهبرداری شده بود. البته آن اشخاص جهت دستگیری وی اقدام کرده بودند و به ماموران قانون اطلاع داده و باعث شدند که وی دستگیر شود و به سزای اعمالش برسد. امیدوارم چنین حادثهای برای کسی رخ ندهد و از راه درست به نیازمندان کمک شود و نباید به چنین اشخاصی اعتماد کرد.
یارعلی قنبری- تهران
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: