یار همیشگی ناصر حجازی، پس از درگذشت او هنوز در فوتبال حاضر نشده است، ولی به عنوان یک کارشناس، نمیتواند چشم از مسائل و وقایع آن بردارد.
گفتوگو با حاجیلو در مورد مسائل فوتبالی قطعا مورد توجه شمار زیادی از هواداران ورزش و فوتبال خواهد بود. به همین دلیل، برای دقایقی با او به گپ و گفت نشستیم.
استقلال در این فصل نتایج خوبی گرفته و در شرایط بهتری نسبت به سالهای گذشته قرار دارد. دستکم این موضوع در لیگ برتر و جام حذفی صدق کرده و این تیم را نامزد کسب هر دو جام کرده است. چه تحلیلی از عملکرد تیم مورد علاقه خود دارید؟
اولین اتفاق خوبی که برخلاف پرسپولیس و تعدادی دیگر از تیمهای خوب و مطرح در استقلال رخ داد، یارگیری خوب و جذب نفراتی مفید و شاخص در فصل نقل و انتقالات آغاز فصل بود. فتحاللهزاده با ترفندهای همیشگی خود بازیکنانی جذب کرد که هر مربی از جمله پرویز مظلومی آرزوی داشتنشان را در ذهن میپروراند. استقلال با همین مهرهها، قهرمان نیمفصل و فینالیست جام حذفی شده است، ولی از این به بعد است که نوبت به هنر مربیان میرسد، چون در نیمفصل دوم و فینال جام حذفی، کار بسیار حساستر و دشوارتر میشود. یعنی در نیمفصل دوم لیگ، تیمها یا برای بقا در کورس یا سقوط نکردن از مسابقهها با تمام قدرت به میدان میآیند و به هیچوجه حاضر نمیشوند امتیازی از دست بدهند. همین امر،کار کادر فنی استقلال را بسیار دشوارتر میکند، چون آنها در دل این بازیهای دشوار باید در دیدارهای حساس لیگ قهرمانان آسیا هم بازی کنند که این کارشان را خیلی سختتر میکند و هنرشان اینجا مشخص میشود. فکر میکنم پورحیدری و مظلومی در چنین شرایطی نیز میتوانند هنر خود را نشان دهند و تیم را به موفقیت برسانند، چون در گذشته هم امتحانشان را پس دادهاند.
یعنی شما هر دو جام را متعلق به استقلال میدانید؟
فاصله کسب هر دو جام و از دست دادن هر دو، خیلی به هم نزدیک است. من در طول سالهایی که در فوتبال یا با فوتبال بودهام خیلی تیمها را دیدهام که تا نیمفصل نتیجه خوبی نگرفتهاند، ولی در پایان فصل، قهرمان شدهاند و متقابلا خیلی تیمها که در نیمفصل قهرمان بودهاند، در پایان، راه به جایی نبردهاند که این یعنی فاجعه... یعنی اینطور نیست که در پایان نیمفصل، همه چیز را تمام شده بپنداریم.
در لیگ قهرمانان آسیا چه شانسی برای آبیها متصورید؟ فکر میکنید این تیم با از دست دادن مهرههای خوبی مثل کرار جاسم و بویژه فرهاد مجیدی چقدر بخت قهرمانی و موفقیت دارد؟
من برای مجیدی نقشی متفاوت در استقلال قائلم. او مهره باتجربهای بود که خیلی خوب در استقلال جا افتاد و هیچ کاری در این مورد نمیشد انجام داد، شاید مثل مرحوم حجازی که خیلی خوب در دروازه استقلال جا افتاده بود و سبب اطمینان خاطر همه مربیان و بازیکنان میشد. هر تیمی با استقلال و مجیدی روبهرو میشد دچار هراسی از جانب فرهاد بود که او اتفاقی تلخ برایش رقم نزند. این حس علاوه بر آن که مجیدی را دارای اعتماد به نفس بیشتر میکرد، حدود 50 درصد بر ضریب اشتباهات احتمالی مدافعان حریف میافزود، چون آنها با تمرکز بیشتر روی مجیدی، فرصتهای بهتری برای دیگر بازیکنان استقلال فراهم میآوردند و البته خود مجیدی هم به این روند مطلوب برای تیمش کمک میکرد و دیگر مهاجمان و همبازیان را صاحب موقعیتهای خوبی میکرد.
چیزی که همیشه در پاسخ به آن عاجز ماندهام، بیتوجهی به هویت و شخصیت آدمهاست که ریشه تمام مشکلات باشگاهی و ملیمان شده است. وقتی احترام جای خود را به بیحرمتی نسبت به اشخاص میسپارد، مشکلات بعدی را بهوجود میآورد
با همه این اوصاف، اگر بعد از رفتن مجیدی به روند عملکرد خط حمله استقلال لطمه وارد بیاید من خیلی برای مربی و کادر فنی این تیم متاسف میشوم، چون واقعا بازیکنان خیلی خوب دیگری هم در تیم حضور دارند که باید به خوبی از آنها بازی گرفت. مثلا برهانی که اگر در پرسپولیس بازی میکرد معلوم میشد او کیست. سبک بازی سرعتی برهانی بسیار مفید است و او همراه شریفات و میداوودی کاملا میتوانند مشکل ما را در آسیا رفع کنند البته به شرطی که به شایستگی از آنها بازی بگیریم.
بحث حضور شما در کمیته فنی استقلال که مدتی قبل مطرح شده بود، منتفی شد؟
بله، منتفی شده و چنین بحثی دیگر وجود ندارد، هرچند من از جوانی تا پیری یار استقلال بودهام و هر جا باشم خود را متعلق به آن میدانم. همیشه به استقلال احساس تعهد کردهام و نه تملک. هیچکدام از مدعیان، نه سابقه مرا داشتهاند و نه میتوانند احساس تملکی به باشگاه کنند، همانطور که من هم نمیتوانم ادعا کنم. به هر حال هر عزیزی که خدمتی به این تیم کرده باشد مورد احترام من است و در موقعیتی که بتوانم خدمتی به باشگاه انجام دهم، فروگذار نخواهم بود.
به عنوان سرپرست پیشین تیم ملی، تحلیلتان از اختلاف ترابیان به عنوان سرپرست پیشین تیم ملی و کرش چیست؟ به نظرتان سرمربی میتواند سرپرستی تیم ملی را هم عهدهدار باشد؟!
در کشور ما سرمربیها به خود اجازه هر کاری را میدهند و حتی میخواهند گربههای حیاط باشگاهها را عوض کنند، البته این تقصیر آنها نیست و به مدیریت غیرفوتبالی برمیگردد که از بازتعریف جایگاه افراد مختلف درون فوتبال عاجز است.
سرپرست یک باشگاه، در حقیقت نماینده آن باشگاه در تیم و واسط اعضای تیم با مسوولان باشگاه است. سیاستهای حقوقی، نرمافزاری، سختافزاری و... باشگاه از طریق سرپرست، به همه اعضای تیم منتقل میشود و از طرفی دیگر، او مشکلات و مسائل اعضای تیم را به مدیران منتقل میکند تا برای رفع آنها اقدام شود. با چنین تعریفی، در یک تیم ایرانی، دانستن زبان انگلیسی نمیتواند شرط تصدی مسوولیت سرپرستی باشد و مسائل بسیار مهمتری در این زمینه مطرح هستند. متاسفانه امروز این مساله برای آقایان مشخص میشود، چون رییس فدراسیون با جایگاه هیچ کسی در این ورزش از جمله خودش آشنا نیست و با هر کسی در این موارد حرف میزند و راهکار میخواهد.
و در پایان...؟
چیزی که همیشه در پاسخ به آن عاجز ماندهام، بیتوجهی به هویت و شخصیت آدمهاست که ریشه تمام مشکلات باشگاهی و ملیمان شده است. وقتی احترام جای خود را به بیحرمتی نسبت به اشخاص میسپارد، بیاحترامی نسبت به هویت جامعه را به وجود میآورد و همین مشکلات بعدی را به وجود میآورد. ببینید اگر من الان به روزنامه شما بیایم و به عنوان سردبیر «جامجم» معرفی شوم، چه مشکلاتی به وجود میآید؟! این اتفاق در فوتبال افتاده است.
مجید عباسقلی - گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم