بحران آسیبها در بستر ناموزون جمعیتی

مصاحبه با دکتر سیدهادی معتمدی مدیرکل آسیب های اجتماعی سازمان بهزیستی
کد خبر: ۴۵۰۵
دکتر سیدهادی معتمدی مدیرکل دفتر آسیبهای اجتماعی و استاد دانشکده توانبخشی سازمان بهزیستی است . موضوع مصاحبه ما ریشه یابی آسیب های اجتماعی و دلایل پدیداری آنهاست . دکتر معتمدی دو مقوله مهم بیکاری و اعتیاد را در بستر ناموزون ترکیب جمعیتی کشور از مهمترین دلایل وقوع آسیبهای اجتماعی می داند. متن کامل این مصاحبه را می خوانید: با توجه به حوزه مسوولیت تان ، تعریفی که از آسیبهای اجتماعی دارید چیست؛ناهنجاری های رفتاری که در افراد وجود دارد، چه در روابط فردی ، شغلی و اجتماعی را می توان آسیب تلقی کرد اما این اصطلاح بیشتر بر مبنای تعابیر پزشکی ، تعریف شده است . امروزه بیشتر اصطلاح "مشکلات اجتماعی " یا "ضایعات اجتماعی " را در این باره بکار می برند این اصطلاح در منابع اروپایی جاافتاده است اما در کشور ما اصطلاح آسیبهای اجتماعی رایج است.در اولویت بندی آسیبهای اجتماعی ، کدام آسیب از نظر شدت و فراگیری ، برجسته تر است ؛ ما در این زمینه آمار دقیق و مشخصی نداریم . برای این که به اولویت دقیقی از آسیبهای اجتماعی برسیم ، طرح مشترکی بین دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی و دفتر امور آسیب دیدگان اجتماعی در حال انجام است تا اولویتهای آسیبها براساس آمار و اطلاعات جامع تعیین شود. اما اگر خواسته باشیم براساس واقعیتهای جامعه و مشاهداتمان ، به مهمترین آنها اشاره کنیم . اعتیاد و بیکاری از مهمترین آسیبهایی اند که جامعه ما به آن مبتلاست و به تبع آن ، بحرانهایی نظیر همسرآزاری ، کودک آزاری، خودکشی، تهاجم از دیگر آسیبهای اجتماعی اند.در سال 79 در طرح بحرانهای اجتماعی 6136 مورد مراجعه داشتیم که به این افراد حدود40 هزار خدمات داده شد. در دفتر کاهش طلاق نیز3899 مورد مراجعه داشتیم که حدود18 هزار مورد خدمات به آنها داده شده است . در دفتر ساماندهی کودکان خیابانی نیز سه هزار مراجعه داشتیم که به این افراد18 هزار خدمات داده شده است درباره زنان آسیب دیده 650 مورد پذیرش داشتیم که حدود11 هزار و500 مورد به آنها خدمات داده شد براساس آماری که در سه ماهه اول سال80 وجود دارد، حدود20 درصد افزایش در مراجعه افراد و ارائه خدمات وجود دارد.نکته ای که در اینجا وجود دارد این است که نمی توان آسیبهای اجتماعی را از هم تفکیک کرد. دختران فرار بطور صددرصد با خانواده های نابسامان و پدیده طلاق ارتباط دارند. خودکشی را نیز نمی توان از بحث فرار دختران ، همسرآزاری و کودک آزاری جدا کرد. بنابراین اولویت بندی آسیبهای اجتماعی بیشتر یک اولویت کاری است.در سازمان بهزیستی اجرای طرحی باعنوان "مداخله در بحران " آغاز شده است . در این طرح دفاتری در سراسر کشور تاسیس شده و آسیب دیدگان اجتماعی اعم از کودک آزاری ، دختران فراری و... همه به این مراکز ارجاع داده می شوند. در مرکز مداخله در بحران افراد متخصص از قبیل روانپزشک ، روانشناس ، مددکار، مربی مشاور حقوقی و پرستار مشغول به کار شدند. آسیب دیدگان که چه بطور خود معرف و یا از طریق مراجع قضایی و انتظامی به این مراکز مراجعه می کنند، در درجه اول سعی می شود تا بحران خانوادگی آنان رفع شود و زمینه مساعدی برای بازگشت آنان فراهم شود. در غیر این صورت آنها را ساماندهی می کنیم . مثلا دختران فراری به خانه سلامت فرستاده می شوند. در خانه سلامت روی استقلال این افراد، آموزش ، توانمندسازی و تغییر نگرش آنها کار می شود. محور اصلی در این مراکز، ارائه خدمات تخصصی است، به گونه ای که این افراد بتوانند به خانه برگردند.در طرح کاهش طلاق همکاری گسترده ای با دادگاهها داریم . اگر طرفین طلاق بر جدایی از هم اصرار داشته باشند، بررسی می کنیم ببینیم کدامیک از والدین برای نگهداری فرزندان خود صلاحیت دارند. اگر والدین ، هر دو فاقد صلاحیت تشخیص داده شوند، فرزندان طلاق به دفتر امور شعبه خانواده معرفی می شوند. به هر حال با توجه به مشکلی که وجود دارد، در همان زمینه خدمات تخصصی ارائه میشود.مهمترین عوامل پدیداری آسیب های اجتماعی چیست؛مهمترین عاملی که در آسیب شناسی اجتماعی مطرح است . "جمعیت " و "بیکاری " است . وقتی در منطقه ای تراکم جمعیت باشد و بدتر از آن ، نرخ طبقات مختلف جمعیتی با هم همخوانی نداشته باشد، یعنی طبقه سنی جوان و نوجوان بسیار گسترده و طبقه سنی میانسال و پیر اندک باشد، زمینه بوجودآمدن آسیب فراهم می شود. قرارگرفتن 40 درصد جمعیت کشور در طبقه سنی جوان ، ضریب آسیب را در کشور افزایش داده است . در این وضعیت ، ارتباط خوبی بین نسلها وجود ندارد. نسل پیر، به هر چه خواسته رسیده ، اگر هم نرسیده باشد، به هر حال عمرش را کرده است . به قول معروف ، آردش را بیخته و الکش را آویخته . اما جمعیت جوان نیاز به مسکن ، شغل و ازدواج دارد. این تراکم جمعیتی ، مریض است . جمعیت جوان با پیر سنخیت زیادی ندارد. این وضعیت هم بخاطر عملکرد20 سال پیش بوجود آمده . بخاطر برنامه ریزیهای غلط،20 سال پیش از افزایش جمعیت حمایت شد. بدون آنکه برای اشتغال آینده آن ، سرمایه گذاری شود. ماحصل آن، امروز، فقر، بیکاری، فساد و افزایش آسیبهای اجتماعی است.ما در شرایط فعلی هر برنامه ریزی هم داشته باشیم ،10 تا15 سال آینده جواب آن را می گیریم . برنامه ریزی اجتماعی ، در کوتاه مدت جواب نمیدهد.برای تخفیف پیامدهای این وضعیت ، در کوتاه مدت چه برنامه هایی در این دفتر تدوین شده است؛ما تا پایان برنامه سوم توسعه ،90 مرکز طلاق ،50 مرکز مداخله در بحران و بیش از20 مرکز زنان آسیب دیده پیش بینی کرده ایم . طرح تدوین لایحه حقوق کودک از طرف معاونت امور اجتماعی در حال پیگیری در مجلس است . در این طرح قوانینی پیش بینی شده است تا از کودک آزاری جلوگیری شود و کودکان بتوانند حقوق اولیه خود را به دست آورند. ما امیدواریم این طرح در مجلس به تصویب برسد. همچنین طرح متکدیان با همکاری شهرداری و استانداری تهران در حال بررسی است . برای به ثمر نشستن این طرحها بیش از هر چیز به مشارکتها و همراهی تشکلهای مردمی نیازمندیم.طلاق افزون بر این که یک آسیب است ، سرمنشا آسیبهای دیگری نیز هست . متاسفانه آمار طلاق در دهه اخیر رو به افزایش گذاشته . صرف نظر از بیکاری ، اعتیاد و تغییرات اجتماعی چه عواملی را در پدیدآمدن این وضعیت دخیل میدانید؛در کنار افزایش طلاق یک پدیده دیگر هم اتفاق افتاده است و آن کوتاه شدن عمر خانواده هاست . بسیاری از زوجها در همان مرحله عقد از هم جدا می شوند. جدای از عواملی که اشاره کردید من به چند عامل دیگر می خواهم اشاره کنم:استقلال یا احساس استقلال روزافزون جوانها. بگونه ای که زوجهای جوان برای شروع زندگی شان کمتر از مشورتهای پدرومادر استفاده میکنند.ارتباطات فرهنگی که بوسیله ماهواره با آنسوی مرزها برقرار شده است . در جوامع غربی یک نوع سطحی نگری نسبت به ازدواج و طلاق وجود دارد، بطوری که در این کشورها هم راحت ازدواج می کنند و هم براحتی طلاق می گیرند. آمار طلاق در برخی از کشورهای اروپایی متجاوز از80 درصد است . این فرهنگ به قشری از جوانان ما منتقل شده است.نکته دیگر افزایش مهریه های سنگین و نامحدود است که به طرز مسخره و غیرقابل توجیهی رو به افزایش گذاشته است.از سوی دیگر قانون تبدیل مهریه به نرخ روز، باعث شده برخی از زنها که تعدادشان کم هم نیست پس از سالها، چون می توانند مهریه شان را به نرخ روز بگیرند، تقاضای طلاق کنند. متاسفانه تعیین مهریه در کشور ما از یک حالت طبیعی به شکلی مسخره تبدیل شده است . در گذشته مهریه پایین عامل سوءاستفاده مردها بود. الان مهریه بالا عامل سوءاستفاده زنها شده است . بسیاری از مردها بخاطر مهریه در زندان بسر می برند. بسیاری از دخترها با شگردها و شیادی های خاص در همان مرحله عقد از شوهر خود جدا می شوند تا نصف مهریه شان را دریافت کنند.به قانونگذاران ، قضات و اعضای کمیسیون اجتماعی مجلس پیشنهاد می کنم که مانع از بالارفتن مهریه به این شکل شوند. مسوولان دفاتر ثبت ازدواج نباید اجازه دهند که مهریه از یک سقف غیرمعقول بالا رود باید قانونی تصویب شود که مهریه از سقفی خاص مثلا صدسکه طلا بالاتر نرود این مهریه های مسخره هیچ تناسبی با اسلام و فقه ندارد.نکته دیگر بحث آموزش است الان نسبت پسر و دختر در دانشگاهها به هم خورده است . تعداد دختران در دانشگاهها در حال افزایش و تعداد پسران بدلیل اولویت اشتغال و بیکاری فارغ التحصیلان رو به کاهش است این خود می تواند مانع ازدواج شود. زیرا فرهنگ جامعه ما بگونه ای است که مردها تمایل چندانی ندارند تا با باسوادتر از خودشان ازدواج کنند از طرفی دختران هم دوست ندارند، همسرشان از خودشان کمسوادتر باشد.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها