شاید اگر این مقبره دارای ویژگی متحرک بودن منارهها نبود، یک بنای تاریخی معمولی مانند سایر مقابر و منارهها محسوب میشد.
این بنا در فاصله 6 کیلومتری غرب شهر اصفهان و در مسیر اصفهان به نجفآباد در روستایی به نام کارلادان واقع شده است که امروزه به نوعی جزو حومه اصفهان محسوب میشود.
بنای مقبره تک ایوانی است که در دوره ایلخانی روی قبر این عارف بزرگ، رو به قبله ساخته شده است و به نظر میرسد که دو مناره طرفین ایوان را پس ازآن به آن اضافه کردهاند. منارهها طوری طراحی شدهاند که میتوان آنها را تکان داد، با تکان دادن یکی از منارهها دیگر مناره کناری نیز تکان میخورد! به همین دلیل به آنها منار جنبان میگویند.
ارتفاع ایوان منار جنبان از زمین، ده متر و ارتفاع هر کدام از منارهها هفده متر است.
مهمترین ویژگی این بنا که موجب شهرت بسیار آن شده است، حرکت منارهها است که با حرکت دادن یکی، دیگری نیز حرکتی محسوس دارد. حرکت منارهها به گفته سعید نفیسی در کتاب آثار تاریخی اصفهان مدنظر استادان فن خیلی عجیب نیست و چنین بیان کردهاند که این کیفیت در تمام منارهها موجود است با این تفاوت که در این بنا چون منارهها سبکتر و باریکتر هستند، حرکت آنها محسوس تر است و در ضمن کلافهای چوبی که در بالا و پایین هر یک از منارهها به کار رفته، نیز عامل موثری در تسهیل حرکت منارهها به شمار میرود.
راجع به حرکت منارهها صحبت فراوان است، ولی به حقیقت نزدیکتر است اگر بگوییم که این بنا را به قصد حرکت منارهها از روز اول نساختهاند، بلکه پس از ساختن منارهها در طرفین ایوان، که به نظر اساتید فن، مدتی پس از ساختن بنا ایجاد شده است، حرکت منارهها به وجود آمده است. چیزی که بیشتر موجب شگفتی است آن است که نه تنها در موقع حرکت دادن یکی از منارهها مناره دیگر هم حرکت میکند، بلکه حرکت به تمام نقاط این ساختمان منتقل میشود به طوری که اگر لیوان آبی را روی سنگ قبر عمو عبدالله قرار دهیم و سپس منارهها را حرکت دهیم، در سطح آب لیوان حرکت محسوس است.
ابوالقاسم محمد بن محمد بن جزی کلبی از معاصرین ابن بطوطه که سفر نامه او را گردآوری کرده است، چنین میگوید: «در شهر برشانه (از قرا شهر بزرگ اشبیلیه. ـ شهر سویل کنونی در اسپانیا ـ در کنار الوادی الکبیر) از بلاد اندلس یکی از صومعههای مسجد بزرگ آن را دیدم که در موقع تکان دادن به جنبش میآید بیآنکه حرفی گفته یا دعایی خوانده شود.
من خود بر بام آن صومعه رفتم و جمعی نیز با من بودند چوبهایی را که در موقع تکان دادن میگیرند در دست گرفتم و تکان دادم، چنان به حرکت درآمد که من به ایشان اشاره کردم که از جنباندن دست بردارند.
(به نقل از سعید نفیسی. با اندکی تصرف از رحله ابن بطوطه چاپ مصر. جلد یک. صفحه 127 تا 128)
فاطمه کردی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم